تبليغاتX
سهیل آصفی
تقوای ما خاموشی نیست
 

 

            
        

 

روز پنج شنبه، بیستم ژوئیه، در نشستی که به دعوت نیکلاوس برنز و الیوت آبرام دو تن از مقامات عالی رتبه دولت بوش، ترتیب یافته بود، گروهی از ایرانیان از پیش دست چین شده شرکت کردند. ترکیب این نشست که از سوی مقامات نیوکان و هوادار دخالت نظامی در ایران ترتیب داده شده، به گونه ای بود تا کسانی با پیشینه قومی آذربایجانی، بلوچ، کرد، عرب و لر در کنارهم قرارگیرند! به گواهی گزارش های چاپ شده، از شمار شرکت کنندگان در این نشست که به رغم هشدار بسیاری از کوشندگان سیاسی، تصمیم به شرکت در این نشست «محرمانه» را گرفتند، از این افراد می توان نام برد: رحیم شهبازی، از نزدیکان آقای مایکل لدن و معاون جامعه آذربایجانی های شمال آمریکا، منصوراحمد الاهوازی، به نمایندگی از سوی «خلق عرب خوزستان»، مهدی جلالی، از مسئولین اتحاد جمهوری خواهان، رویا طلوعی، رئیس کانون حقوق بشر کردستان، علیرضا مروتی، مدیر رایو ایران در لوس انجلس، سام کرمانیان، شهریار مشکاتی، محمد پروین، ماندانا زند کریمی که خویشتن را نماینده «ملت لر» می داند، نصر اصفهانی و رویا برومند. امير عباس فخر آورکه برای شرکت در اين جلسه به کاخ سفيد آمده بود، به دلیل دیر رسیدن، به این نشست راه نیافت. او گویا با آقای مایکل لدن به یکی از کمیسیون ها کنگره آمریکا رفته بود. او در گفتگویی با رادیو فردا از چهارتن دیگر که به این نشست دعوت شده، اما حاضر به شرکت در این نشست نشده بودند، انتقاد کرد و ایشان را به شرکت در این نشست دعوت کرد. آقایان محسن سازگارا، رامین احمدی، افشاری، عطری تعدادی دیگر از دعوت شدگان به این نشست، پس از واکنش گسترده بسیاری از فعالان سیاسی در محکوم ساختن این نشست، از شرکت درآن خودداری کردند. محسن سازگارا در مصاحبه ای با رادیو فردا گفت که چنین گفتگوهایی در شرایطی مانعی ندارد، اما در این نشست شرکت نخواهد کرد. 


 


نام آقای اکبر گنجی و خانم فاطمه حقیقت جو نیز زیرکانه و هدف مند در میان دعوت شدگان به این نشست گنجانده شده بود. زمان این نشست نیز آگاهانه، با حضور اکبرگنجی در واشنگتن و سخنرانی او در دانشگاه جرج تاون، هماهنگ شده بود تا این تصویر الغا گردد که او نیز برای شرکت در این نشست به واشنگتن آمده است! آینده نگر، نسخه ای از دعوت نامه را که برای یکی از شرکت کنندگان ارسال شده در اختیار دارد. تاریخ دعوت به این نشست، یک روز پس از اعلام برنامه سخنرانی اکبر گنجی در واشنگتن است!  اکبرگنجی و فاطمه حقیقت جو ضمن تاکید مکرر بر مخالفت با چنین نشست هایی، به این دلیل که «دعوتی دریافت نکرده اند تا رسما و بار دیگر موضع خویش را در مخالفت با این گونه نشست ها اعلام نمایند،» ضرورتی به انتشار مجدد موضع خویش نیافتند.


 


ناگفته پیداست که این برنامه ریزی ایجاد اپوزیسیون دست چین و تابع نیوکان ها، بخشی از یک برنامه گسترده تراست.  چند ساعتی پیش از آغاز نشست، آقای مایکل لدن در یکی از سو کمیسیون های امنیت ملی سنای آمریکا حضور یافت و نظر خویش را درباره تحریم اقتصادی، حمله نظامی و تدارک «انقلاب» به یاری یک «اپوزیسیون دوست دار ایالات متحده» به روشنی بیان داشت (گزارش کامل) امیرعباس فخرآورهم در کنار او در این سو کمیسیون بود!


 


در انتظار گزارش های آتی ما باشید.

 

 منبع:آینده نگری

+ نوشته شده در  Sat 22 Jul 2006ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

 

 

 

 آتش نزاع در خاورميانه هر روز به آستانه غير قابل پيشبيني نزديك مي شود. روند حركت و برنامه هاي كلان اسرائيل و ايالات متحده در اين بازي به كدام سوست؟ آيا اين بحران در شرايط فعلي دامن جمهوري اسلامي را نيز خواهد گرفت؟ دكتر داوود هرميداس باوند، تحليلگر مسائل سياسي و بين الملي و استاد دانشگاه در تهران در گفتگو با "روز" از سناريوي حساب شده ايالات متحده ، ورود مستقيم قريب الوقوع آن به بحران با "تله اي" كه حزب الله در دام آن افتاده است مي گويد. او ضمن بيان اين نكته كه اسرائيل در صدد فلج كردن يا از كار انداختن اهرم هاي مقابله گروه شبه نظامي حزب الله لبنان و كليه اهرم هاي ديگر عليه خود در مرزهايش است، پيگيري برنامه هاي تا به حال "زمين گير" شده كاخ سفيد توسط استراتژي سخت افزاري يا همان استراتژي حمله نظامي را كه پيش از اين با پلاتفرم "دموكراتيزيشن" و.. مطرح بود از جمله اهداف اصلي امريكا در منطقه عنوان مي كند. باوند پيش بيني مي كند كه اگر دامنه اين نزاع به سوريه كشيده شده،امريكا وارد عمل شده و بحران گستردگي بيشتري بيابد قطعا هدف بعدي حكومت روحانيون در تهران است. او در چنين حالتي وقوع "عمليات نظامي راه دور" را محتمل دانسته و تصريح مي كند كه در چنين صورتي بسياري از مراكز استراتژيك و اقتصادي كشور آماج حملات نظامي قرار خواهند گرفت كه در اين راستا طرح Regim change (تعقيير رژيم) ايالات متحده نيز بخت بلندي براي عملي شدن پيدا خواهد كرد.

*پيشبرد برنامه كلان امريكا

*آقاي دكتر، بالا گرفتن آتش منازعات اخير در خاورميانه را با چه مختصاتي مي بينيد؟

به نظر من تصادفا دو هدف در اينجا مطرح مي شود. زماني برنامه اي بود با اتكا به امكانات سخت افزاري براي دموكراتيزيشن و... كه اين برنامه با مشكلاتي رو به رو شد. يعني با زمين گير شدن امريكا در عراق و افغانستان و مخالفت افكار عمومي امريكا و جهان اين برنامه پيش نرفت. در آن شرايط استفاده سخت افزاري براي اهداف سياسي غير ممكن شد. ولي الان از زاويه ديگري حركت را شروع كرده اند كه شايد به همان نتيجه برسد ولي مباني استدلالي و انگيزه آن متفاوت است.

*به هر حال آنطور كه همه شواهد تاكنون نشان مي دهند ربودن سرباز اسرائيلي توسط حماس و گروگانگيزي حزب الله تنها آغاز يك سناريوي دقيق است براي منطقه...

بله،خيلي مشخص است كه حوادث اخير تنها به خاطر دو گروگان اسرائيلي در دست حزب الله نيست.

*برنامه چه هست آقاي دكتر؟

برنامه اين است كه حزب الله را در لبنان فلج كنند يا از كار بيندازند. اگر آتش اين نزاع به سوريه گسترش يابد قطعا در سوريه متوقف نخواهد شد. به استناد اينكه دولت هايي حامي سوريه هستند دامنه درگيري گسترش مي يابد. در اين مرحله امريكا هم وارد خواهد شد. بنابراين برنامه اي كه امريكا داشت بر اساس اقدامات نظامي كه در مرحله قبلي غير ممكن شده بود با وضعيت جديد از زاويه ديگر و بر مبنايي ديگر عملي خواهد شد.

*خب به هر حال استراتژي كلان اسرائيل در اين بازي چه هست؟

استراتژي اسرائيل در درجه اول اين است كه همه اهرم هاي مخالفت در جوار خود را نابود كند. يعني پس از حمله مشترك عليه برخي كشورها،آنها توانايي ابراز عكس العمل در برابر اسرائيل را نداشته باشند. هر آنچه اهرم اجرايي عليه اسرائيل در مرز وجود دارد بايد از بين برود و كشور اسرائيل مصون بماند از پيامد اين بحران گسترده كه به صورت سخت افزاري است. يعني اقدام نظامي است.

*به اين ترتيب اگر امريكا همانطور كه شما مي فرماييد به زودي وارد بازي شود، به هر حال وضعيت نابسامان نيروهايش در افغانستان و عراق هم مطرح است. نه؟

بله،حالا اينكه شايد امريكا در افغانستان و عراق دچار مشكلاتي شود براي اسرائيل مطرح نيست. هدف اين است كه با اين اقدامات گسترده اي كه در منطقه صورت مي گيرد ابزارها و اهرم هاي مورد استفاده عليه اسرائيل از بين برود.

*جنگ منطقه اي

*شما وقوع يك "جنگ منطقه اي" را با ادامه روند فعلي محتمل مي دانيد؟

حالا "جنگ منطقه اي" هم تقريبا اقدام يك طرفه خواهد بود. يعني آنها كه در مظان قرار مي گيرند،به خصوص بخسي از سوريه كه به شكل نظامي است و بخش ديگر حملات راه دور است كه از پيشرفته ترين سلاح هاي موجود استفاده مي شود براي نابود كردن مراكز استراتژيك و اقتصادي و هسته اي و... يعني آن ارزش هايي كه قبلا اعلام شده بود،دموكراتيزيشن و... كه زمين گير شده بود الان تحت مبنايي ديگر و با زاويه اي ديگر عملي مي شود بدون اينكه افكار عمومي امريكا عكس العمل منفي نشان مي دهند.

*خب پس به اين ترتيب امريكا قصد ورود قريب الوقوع به بازي را دارد براي پيگيري همان طرح كلان خودش. درست است؟

به شكل ديگري.يعني وقتي در آن تاريخ با استفاده از ابزارهاي قبل براي نيل به هدفش ناكام شد و شرايط بين المللي و افكار عمومي امريكا و جهان هم اجازه ادامه آن سياست ها را نمي دهد بنابراين از طريق ايجاد يك بحران كه ظاهرا اسرائيل و همسايگانش است برنامه خود را پي مي گيرد. امريكا در مورد كشورهاي منطقه كه قبلا آنها را مد نظر داشته احتمالا به شكل ديگر از استراتژي سخت افزاري [حمله نظامي] استفاده خواهد كرد. اين مساله بسته به اين است كه تا چه حد برنامه حمله به سوريه عملي شود. اگر حمله به سوريه عملي شود بدون ترديد بلافاصله بعد از آن ديگر كشورهاي مورد نظر در منطقه هم مورد تهاجم نظامي قرار خواهند گرفت.

*حزب الله در تله

*در اين ميان آنطور كه بسياري از ناظران متفق القولند دمشق و بيش از آن تهران در حمايت هاي مالي و معنوي از حزب الله نقش اصلي را به عهده دارند، از استفاده سلاح هاي ساخت ايران توسط حزب الله گفته مي شود و... اين مسائل چقدر مي تواند در معادلات نقش بازي كند؟

ببينيد اين مسائل بهانه است. الان اصلا حزب الله مطرح نيست. برنامه به طور گسترده اي مد نظر قرار دارد. فراتر از منطقه بقاء و حزب الله. اگر اين برنامه همانطور كه نخست وزير اسرائيل گفت ما مي خواهيم بحران را در منطقه ريشه كن كنيم دقيقا حاكي از اين است كه اين برنامه محدود نخواهد بود و هر چقدر هم كه سوريه دست به عصا راه مي روئ و آچمز است ولي نهايتا بهانه حمايت از حزب الله و ارتباط با حزب الله مطرح خواهد شد و بنابراين بحران به سوريه كشيده مي شود. به محضي كه به سوريه كشيده شود گريزناپذير به سوي برخي از كشورهاي منطقه كشيده مي شود.

*به شكل مشخص چقدر اين تهديد متوجه جمهوري اسلامي است؟

من گفتم اگر به سوريه كشيده شود به جمهوري اسلامي تسري پيدا مي كند.

*حالا با توجه به آنچه تاكنون شاهد آن بوده ايم،اين ظن بسيار تقويت مي شود كه حزب الله در بازي بسيار حساب شده اي با طرف مقابل خود وارد شده براي اهداف بسيار كلان تري كه توسط نئو كان ها در ايالات متحده از مدت ها پيش بعد از سپتامبر يازده پيگيري شده است...

ببينيد ممكن است در يك دام افتاده باشند. تله اي ايجاد مي كنند و برنامه را پبش مي برند. آنهايي كه اين برنامه را اينجينير كردند تقريبا يك تله اي را ايجاد كردند و پس از آن بر اساس بهره برداري مبالغه آميز از آن در استراتژي بلند مدت خود را پيگيري خواهند كرد.

*با توجه به موضع مشهور جمهوري اسلامي در قبال مساله صلح و اصلا زير سوال بردن موجوديت اسرائيل و اخيرا اظهارات رئيس جمهور اسلامي مبني بر حذف اسرائيل از روي نقشه جهان،انكار هولوكاست و... شما گمان مي كنيد اين مسائل چقدر مي تواند تاثيرات نسبي در نوع تعامل احتمالي اين كشور و امريكا با ايران داشته باشد؟

ببينيد مساله از تئوري و اين حرف ها گذشته است. اصلا بحث هولوكاست و اين مسائل در حال حاظر مطرح نيست. اينها بر اين باورند كه جمهوري اسلامي خطري بالقوه براي آنهاست و سعي مي كنند از هر فرصتي استفاده همه جانبه اي كنند. وقتي كه اتمام پيامدهاي حمله به مردم غير نظامي و بي گناه و.. را به جان خريده اند ديگر سعي مي كنند در طيف گسترده اي برنامه خود را دنبال كنند. اين بحران،بعد از سوريه، اگر حمله نظامي به اين كشور صورت گيرد، قطعا به ايران تسري مي يابد.

*ايران بعد از سوريه

*خب اگر چنين اتفاقي بيفتد در سوريه،گام بعدي حمله نظامي به ايران است؟

خب مي خواهند طرفين را فلج كنند.

*يعني حمله نظامي به ايران؟

نيروي نظامي وارد خاك ايران نمي كنند. با استفاده از پيشرفته ترين سلاح هاي تهاجمي تقريبا تمام مراكز استراتژيك و اقتصادي را خواهند زد. يعني يك حمله راه دور است. وارد عملياتي به آن شكل نمي شوند.

*با عملي شدن اين حمله احتمالي به ايران طرح Regim change كه از مدت ها پيش روي ميز پرزيدنت بوش و بخشي از نئوكان ها بود در دستور كار قرار مي گيرد؟

بله ديگر. از آن طريق نشد. با ناكامي روبه رو شدند. البته پشت آن راه هم استراتژي سخت افزاري بود. اما امروز ديگر آن زمينه ها و ارزش ها مطرح نيست. ظاهرا مساله سكيوريتي مطرح است و مبارزه با حاميان تروريسم و... و همان برنامه قبلي عملي مي شود. احتمالا سوريه دست خوش تعقييراتي مي شود و ديگران هم بستگي به درجه ضرباتي است كه وارد خواهد آمد. اينكه آيا طرح Regim change هم انجام خواهد شد مي توان گفت چنين قصدي وجود دارد اما ديگر بستگي به روندي دارد كه شكل مي گيرد.

*به هر حال بسياري از تحليلگران پيشبيني مي كنند كه پرزيدنت بوش تا پايان دوران زمام داري اش قطعا وضع جمهوري اسلامي را مشخص مي كند...

بله،به نظر مي رسد اينگونه است. اين اقدامات همانطور كه اشاره كردم تنها مساله دو تا اسير و اين حرفها نيست. همه اين حوادث تله اي بود كه ايجاد شد. به خصوص عكس العمل امريكايي ها در اين مورد كه از اقدام اسرائيل با عنوان "دفاع از خود" حمايت كرده اند تنها آماده سازي ورود خودشان به بحران و پيشبرد برنامه هاي مورد نظرشان است.

 

+ نوشته شده در  Wed 19 Jul 2006ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

        

 

 

در حالي كه چيزي بيش از دو هفته از طرح بحث گم شدن سيصد ميليارد تومان از پول شهرداري تهران در زمان احمدي نژاد  توسط رئيس كميسيون برنامه و بودجه شوراي شهر تهران مي گذرد،واكنش ها در اين رابطه متفاوت بوده است. دكتر نادر شريعتمداري،رئيس كميسيون برنامه و بودجه شوراي شهر تهران، در گفتگو با "روز" ضمن توضيح واژه "فاقد" تصريح مي كند كه بر خلاف برخي "دوستان" كه شايد "منافعي" داشته و در اين مورد "كاسه داغتر از آش" شده اند اين موضوع را "بحث حاشيه اي" نمي داند. شريعتمداري، با ذكر اين نكته كه «زمان اينكه مديريت هاي ما متكي بر يك فرد باشد و اشخاص خاصي بخواهند همه مسائل كشور،شهر يا حوزه خاصي را هدايت كنند ديگر گذشته است.» روي پيگيري مساله تاكيد كرده و اظهار اميدوراي مي كند كه از اين بعد شاهد وجود چنين نقصان هايي در سيستم هاي مالي كشور نباشيم.

 

  

 

*آقاي شريعتمداري،شما در نطق مشهور دو هفته گذشته تان صحن عمومي شوراي شهر به فاقد سند بودن سيصد ميليارد تومان پول در ميان اسناد موجود اشاره كرديد...

من كي همچين حرفي زدم؟

*گمان مي كنم حدود دو هفته پيش.

من متاسفم.

*از چي؟

از اينكه دوستان روزنامه نگار ما اصلا از مسائل اوليه مالي و اينها بي اطلاعند.

*جدي؟

بله،يك چيزي فقط شنيده اند.يك سند براي سيصد ميليارد تومان پول كه مفقد شده است. من كي همچين حرفي زدم!

*گفتم كه نزديك دو هفته پيش.خب تا حالا حرف و حديث زياد بوده من مي خواهم حالا از زبان خودتان بشنويم

ببينيد اين يك بحث فني است.

*اشكال ندارد. بفرماييد.

ما در عمليات مالي خود برخي از هزينه هايي كه متناسب با برنامه و بر اساس اعتبارات پيشبيني شده انجام نمي شود را "اسناد فاقد" مي ناميم. اين مساله هميشه در شهرداري وجود داشته با نوسانات مختلف.

*چرا هميشه وجود داشته؟

اين مساله ناشي از تصميمات فردي مديريت هاست. وقتي كه مديريت ها بر اساس برنامه و بودجه ساليانه هزينه نمي كنند و خارج از آن چهارچوب عمل مي كنند ما مي گوييم "فاقد". من در آن نطق كه شما اشاره كرديد گفتم كه ما مي خواهيم سيستم مالي شهرداري را از نظام مالي نقدي تعقيير دهيم كه يك همچين مواردي كمتر اتفاق بيفتد. اين خلاصه داستان است.

*ببينيد دكتر،من با آقاي و.اعظي آشتياني و ديگر همكاران شما هم كه در مورد اين مساله حرف زدم آنها معتقدند شما و دوستانتان بي گاه و با گاه در بحث هاي مختلف شورا مرتب حرف سيصد ميليارد تومان را "به ميان مي كشيد.". اظهار عدم اطلاع مي كنند از انگيزه هاي شما براي طرح اين موضوع...

من كه پاسخ دوستان را نخواهم داد. دوستان مختارند نظر خود را بگويند. من تشخيص دادم در موضوع كاملا كارشناسي بحث مربوط به تعقيير نظام مالي اشكالاتي وجود دارد و از اين اشكالات صحبت كردم. الان هم روي صحبت هاي خود تاكيد مي كنم.

*بحث اين سيصد ميليارد تومان به هر حال در دوران تصدي شهرداري آقاي احمدي نژاد بوده كه...

ببينيد، من ريشه اين قضيه "فاقد" را به شما گفتم. توقع دارم كه شما هم يك مقدار وارد قضايا بشويم. فقط يك چيزي نگيريد كه بعدا از توي آن يك صدايي در بيايد. اين يك بحث كارشناسي هست. من بيشتر از اينكه آقاي احمدي نژاد را نقد كنم خودمان را نقد مي كنم. من گفتم در زمان مديريت ما هم اتفاق افتاده. در سال 82 و 83 هم وجود داشته و الان هم هست. ما بايد به نوعي به سمت شفاف سازي مالي حركت كنيم . سعي كنيم مديريت بر مبناي برنامه را جايگزين مديريت هاي فردي بكنيم.

*خب،واقعيت اين هست كه آقاي احمدي نژاد در زمان انتخابات هم از سمت خودشان در شهرداري تهران استعفا ندادند. به خاطر داريد كه؟ با وجودي كه وزارت كشور و نمايندگان مجلس در اين مورد نظر كاملا متفاوتي داشتند اما ايشان كار خود را كردند. بسياري از نماينده هاي شوراي شهر هم با وجود تصدي پستي در دولت باز هم راضي به ترك سنگر شورا  نشدند. خب اينها همه براي ناظران يك شائبه هايي بوجود مي آورد. يك مقدار بيشتر بفرماييد.

خب اين شائبه ها در جاي خود وجود دارند. ربطي به اين موضوع ندارد. آقاي احمدي نژاد در زمان مديريت خودشان هيچ الزام قانوني براي استعفا نداشتند و مشكلي از آن جهت وجود نداشت اينكه حالا برخي از اعضاي شورا بر خلاف قانون مصوب همچنان به همكاري خودشان با دولت ادامه مي دهند،يك بحث ديگر است كه به هر حال نهادهاي قانوني بايد پاسخگو باشند. ولي آقاي دكتر احمدي نژاد در زمان انتخابات رياست جمهوري الزام قانوني براي استعفا نداشتند.

*اگر به خاطر داشته باشيد در زمان آقاي كرباسچي در شهرداري تهران هم مساله وامي به مبلغ بيست ميليون تومان مطرح بود كه قوه قضاييه به شدت پيگير موضوع شد و با مساله برخورد كرد حالا سر اين يك فقره سيصد ميليارد توماني كه حالا "فاقد سند" هست و همانطور كه اشاره كرديد "فاقد" معناي مشخصي دارد،شما چه فكر مي كنيد؟

من نگفتم فاقد سند است. من گفتم اين فاقدي كه مطرح مي شود به اين معناست كه عمليات مالي در خارج از مسير قانوني صورت گرفته است.

*بله،چون همكار شما در هيات رئيسه شورا هم اشاره كرد كه اگر شما مي گوييد "فاقد سند است" پس از كجا ميزان مبلغ را مطرح مي كنيد و... به آن شكل مشخص است...

 اين يعني عملياتي مالي خارج از مسير قانوني صورت گرفته است. مكن است سند وجود داشته باشد اما خارج از تصميم مصوب هزينه شده است!

*چقدر خارج؟

وقتي بودجه ساليانه به يك سيستم ابلاغ مي شود يعني نحوه درآمد و هزينه آن مجموعه را ترسيم مي كند. درست است؟

*بله

وقتي ما مي آييم مي گوييم اين خيابان كذا را شما مي توانيد تعريض كنيد اما اجازه نداريد كه خيابان بغلي آن را تعريض كنيد،اگر شما درآمدي داشتيد و رفتيد اين خيابان را بدون دريافت مجوزهاي لازم تعريض كرديد اين حركت غير قانوني است. اگر چه اين پول در يك پروژه اي هزينه شده باشد. ما به دنبال مديريت بر مبناي مصوبات قانوني و هزينه كردن در چهارچوب برنامه است.

*خب شما وقتي مي فرماييد غير قانوني بوده ذهن به جاهاي ديگري مي رود كه...

نه،من گفتم خارج از مجراهاي قانوني بوده.

*خب حالا يك شايعه اي هم مطرح شده از خود شما مي پرسيم كه اين مبلغ سيصد ميليارد تومان به نحوي خرج تبليغات انتخاباتي آقاي احمدي نژاد و مسائلي از اين قبيل شده است... چه فكر مي كنيد؟

اين بحث،اصلا يك بحث مستقلي است. من اصلا به دنبال آن قضايا نيستم. حالا بالاخره اگر كسي اطلاعات دقيقي در اين مورد دارد مي توان اين اطلاعات را در جاي خودش بررسي كرد. آنچه كه ما مطرح كرديم يك مساله عام،حقوقي و مديريتي است. بحث اين جزئيات كه حالا اين مبلغ در جريان تبليغات انتخاباتي آقاي احمدي نژاد هزينه شده و نشده اگر كسي اطلاعات دقيقي دارد مي تواند بيايد تا ما رسيدگي كنيم.

*ما شنيديم كه بعد از اين اظهارات شما در صحن علني شورا يك فضاي نامناسبي عليه برخي به اصطلاح منتقدين دولت در مجلس و شورا بوجود آمد و حتي گفتند تهديداتي هم صورت گرفت...

تهديد عليه كي؟

*افرادي كه حواشي اظهارات شما را دنبال كردند يا اصلا خود شما. چقدر اين مسائل را مستند مي دانيد؟

خيلي بد است اگر چنين مسائلي مطرح باشد! من نظاممان را خيلي بازتر و به قول معروف با استقرار بالاتري مي دانيم كه اگر يك اشكالا حقوقي جايي مطرح شود ما بلافاصله با تهديد و ارعاب او را از ميدان به در ببريم. اين مساله خلاف رويه خود دولت است. ما از موضع قانوني در جلسه شورا، به عنوان نماينده مرم صحبت كرده ايم. پاي حرف خود هم ايستاده ايم. اينجا بحث فرد مطرح نيست. بحث اين است كه يك سيستم بايد اصلاح شود. تا زماني كه ما سيستم خود را اصلاح نكنيم اين اشكالات حتما ادامه پيدا خواهد كرد.

*حالا،باز هم تصميم داريد قضيه سيصد ميليارد تومان را پيگيري كنيد؟

ما حتما اين مساله را پيگيري مي كنيم. متاسفانه گاهي اوقات اين اطرافيان كه بالاخره تحملشان كمتر است و احيانا نگران برخي از مسوليت هاي خودشان و مشكلاتي كه ممكن است برايشان بوجود بيايد هستند كاسه داغتر از آش مي شوند.

*يعني "احيانا" صاحب منافع كلاني هستند؟

به هر حال حتما اين عكس العملي كه برخي از دوستان نشان داده اند ناشي از اين مساله است. اما من تاكنون چنين تهديدي را احساس نكردم.

*يك عضو هيات رئيسه،از "بحث حاشيه اي سيصد ميليارد توماني" سخن مي گويد.به عنوان رئيس كميسيون برنامه و بودجه شورا به ما بگوييد واقعا اينطور است؟

آنچه كه من اظهار كردم اصلا "حاشيه اي" نيست. بلكه خيلي روشن است. بحث،بحث حقوقي است. بحثي كه هميشه وجود داشته است. اگر ما بخواهيم به هر مساله اي بگوييم "حاشيه اي" و بگوييم پشت آن يك چيزي است هيچ گاه سيستم ما به سوي اصلاح نخواهد رفت. ما انتظار داريم كه مديريت هاي ما در سطوح مختلف كارآمادي خود را در قانونمندي و حركت بر مدار قانون پيدا كنند. زمان اينكه مديريت هاي ما متكي بر يك فرد باشد و اشخاص خاصي بخواهند همه مسائل كشور،شهر يا حوزه خاصي را هدايت كنند ديگر گذشته است. من انتظار دارم كه با تقويت بدنه كارشناسي و تصميم گيري هاي اصولي كه انجام مي دهيم. راه را بر بروز مشكلات اينچنيني ببنديم و كاري كنيم كه فعاليت هاي ما آنقدر شفاف و قابل كنترل باشد كه در هر زماني بتوانيم پاسخگوي كاري كه انجام داده ايم باشيم.

 

+ نوشته شده در  Tue 18 Jul 2006ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

       

 

همزمان با برگزاری اجلاس G8 (گروه هشت) مركب از هشت كشور صنعتي جهان،دبيركل سازمان ملل متحد،رئيس سازمان انرژي اتمي و تني چند از ديگر مقامات بلندپايه كشورهاي مختلف در لنينگراد روسيه،دكتر پرويز ورجاوند،كارشناس مسائل ايران و بين الملل در گفتگو با "روز" نزديكي بسيار بيشتر مواضع روسيه و چين به ايالات متحده  در اين اجلاس را منجر به اتخاذ تصميماتي به مراتب تندتر عليه پرونده هسته اي جمهوري اسلامي عنوان كرده و تصريح مي كند با توجه به شرايط بحراني خاورميانه و موضع گيري هاي تهران در زمينه ديپلماسي خارجي و مسائل داخلي، تصميمات مقتضي در اين اجلاس از سوي جامعه ملل مي تواند ايران را در "مسير خطرناكي" قرار داده و خطرات بالقوه اي را متوجه منافع ملي ايران كند.

* ناظران، مساله ايران و پرونده هسته اي جمهوري اسلامي را يكي از مباحث اصلي  اجلاس گروه هشت عنوان مي كنند. به گمان شما سير تصميم گيري در اين رابطه به چه سمت و سويي خواهد بود؟

 احتمالا در اين اجلاس، چين و روسيه به امريكا و اروپا نزديكتر خواهند شد. گويا امريكايي ها قرار است كمك هاي قابل ملاحظه اي را در اختيار روس ها قرار دهند. حاصل جمع تصميم گيري ها در گروه هشت علاوه بر آنكه به نفع جمهوري اسلامي نخواهد بود بلكه به يك هماهنگي ديگري از سوي جامعه ملل عليه جمهوري اسلامي خواهد انجاميد. اين مساله شرايط ايران را در مسير نامساعدتري قرار مي دهد.

*با بحث دوباره پرونده هسته اي جمهوري اسلامي در شوراي امنيت،گام بعدي جامعه ملل در اين ارتباط چه مي تواند باشد؟

ببينيد با توجه به سياست جمهوري اسلامي در قبال صلح خاورميانه و شرايط آشفته اي كه در هفته گذشته بوجود آمده هم اكنون به ميزان افزونتري نسبت به گذشته انگشت اتهام دنياي غرب به سوي جمهوري اسلامي است. اين اتهام ها چه بخشي از آنها جوسازي باشد و بخش ديگر واقعيت اما آنچه مسلم است اين است كه مجموعه شرايط موجود ايران را در موقعيت بسيار خطرناكي قرار داده كه با توجه به عملكرد حاكميت و سخنان نابجاي مقامات به اصطلاح مسئول كشور جوي به شدت منفي را عليه ايران در سراسر جهان بر انگيخته است. مجموعه مسائل حكايت از اين دارد كه اگر در اين نشست آقايان به تفاهم با روسيه دسترسي پيدا كنند كه شواهد نشان مي دهد امري دور از انتظار نيست ايران در وضعيت نامساعدتري در شوراي امنيت قرار خواد گرفت.

*يعني مي توان انتظار داشت كه اين "وضعيت خطرناك" در قطعنامه آتي اين شورا مشخص شود؟ چون در مورد قطعنامه قبلي هم از اين مسائل مطرح بود.

بله،قطعنامه آتي به شدت تندتر از قطعنامه قبلي خواهد بود و با صراحت هر چه بيشتر احتمالا با تعين يك التيماتوم ايران را موظف به توقف كامل غني سازي خواهد كرد. به دنبال آن چالش هاي گسترده اي بوجود مي آيد.

*اخيرا آقاي دوست پلازي،وزير خارجه فرانسه هم از اجراي بند 7 منشور شوراي امنيت سخن گفته اند...

بله، اين مساله با توجه به اظهارات ايشان مي تواند تگناهاي بسيار شديدتري را به ايران تحميل كند.

*شما به بحران اخير خاورميانه و شعله ور شدن دوباره آتش جنگ در اين منطقه اشاره كرديد،با توجه به اينكه  هم اكنون به طور جدي انگشت اتهام متوجه جمهوري اسلامي و رژيم سوريه است، فكر مي كنيد چقدر آتش منازعات مي تواند دامن حكومت روحانيون در تهران  و پرونده هسته اي را بگيرد؟

اين مساله بسيار روشن است. سالهاي سال است كه به هر اعتباري كه بگيرير غرب و بويژه امريكا به دنبال پايان دادن به نزاع فلسطين و اسرائيل است. گام هايي در اين زمينه برداشته شده و هميشه انمگشت اتهام در زمينه اخلال در مساله صلح متوجه رژيم تهران و دمشق بوده است. گفته اند كه اين دو حكومت با ياري رساني هاي خود به گروههايي مانند حماس،جهاد اسلامي و حزب الله لبنان و... تمايلي به سر گرفتن روند صلح ندارند. اين در حالي است كه كشورهاي عربي به شدت تمايل دارند هر چه سريعتر فضاي پرتنشي كه ساليان دراز است بر منطقه حاكم است پايان بپذيرد.

*حالا اتهام دخالت جمهوري اسلامي در بالا گرفتن آتش منازعات در منطقه چقدر مي تواند به اتخاذ تصميمات تندي عليه كشور ما در جلساتي مانند G8 منجر شود؟

اين مساله مي تواند ايران را در مسير تصميم گيري هايي قرار دهد كه با منافع ملي ايران ناهمخوان است. ما بايد به خاطر داشته باشيم كه پيش از آنكه بخواهيم در جهت خلاف تصميمات قدرت هاي جهاني عمل كنيم بايد خود را در موقعيت مناسبي قرار بدهيم،دنيا را با خودمان رودر رو نكنيم و بتوانيم  مردم كشورمان را از شرايط فلاكت باري كه به آن دچار هستند نجات دهيم. در چنين شرايطي به عنوان يك كشور نيرومند واقعي كه بخش عمده اي از مردم آن زير خط فقر نيستند در سطح منطقه قدرت مانور پيدا كنيم. در اين شرايط احتمالا قادر خواهيم بود در معادلات منطقه اي به گونه اي به حساب بياييم كه به منافع ملي خود لطمه اي سنگين وارد نيايد.

 

+ نوشته شده در  Sun 16 Jul 2006ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

سه روز اعتصاب غذا برای آزادی كليه زندانیان سیاسی ایران و در راس آنها منصور اسانلو به نمایندگی از جنبش کارگری،دكتر رامين جهانبگلو جنبش روشنفكري و  مهندس علي اكبر موسوي خوييني،دبير كل در بند ادوار تحكيم، به نمايندگي از جنبش دانشجويي  فرصتي را فراهم كرد بار ديگر براي محك زدن. در ميان سيل حمايت هاي گروهها و افراد مختلف از برنامه اين اعتصاب غذا كه طنين آن را امروز اكبر گنجي در نيويورك و در مقابل سازمان ملل متحد و ديگر ايرانيان ميهن دوست در اقصي نقاط جهان و كشورمان به گوش جهانيان مي رسانند،حرف و سخن هايي كم و بيش متفاوت نيز بيان شد. بسياري قلمي كردند و راه خطاي گذشته را در پيروي با چشم هاي بسته براي امروزيان به خاطر آوردند. دغدغه اي به جا و تامل برانگيز كه بار ديگر تو گويي در ميان امواج گم شد. اما آن روز را با امروز تفاوت هاست از زمين  تا آسمان و قد و اندازه اكبر گنجي و حواشي پيرامون او را نيز با آن روزگار و آن جريان كه فاتح شد و برد كاري نيست. سخن اينجا اما از غيبت چندين و چند نام است. هر چند اكبر گنجي چندين بار و به صراحت گفته است كه سه نام مذكور تنها نمادهايي هستند از جريانهاي سياسي كشور اما به جرات مي توان گفت كه جاي يك نام بيش از هر چيز خاليست در اين ميانه. نام  وكيل پرآوازه قتل هاي سياسي و حقوقدان در بندمان،دكتر ناصر زرافشان. براي بسياري از نيروهاي دموكرات كشور متصور نيست كه از ايران بگوييم از آزادي زنداني سياسي و از مقاومت و از ناصر زرافشان هيچ نگوييم. يك سال ديگر باقيست تا رفيق نازنين ما از بند رهايي يابد. ترجمه ها و نوشته هاي فراوانش در طول اين مدت گواهيست بر زندگي و زنده بودن و اميد كه در پرتو هر كلام و سطر و شطرش هويداست. تكلمه دكتر مهرانگيز كار خطاب به حشمت الله طبرزدي و اشاره كوتاه او به سرگذشت تراژيك همسر روزنامه نگار در هم شكسته اش ،سيامك پورزند و پرسش او خطاب به سامان دهندگان اين كمپين و آقاي گنجي مبني بر چرايي نبود نام هايي ديگر مانند نام دكتر زرافشان و... در اين برنامه تامل برانگيز است. ايران فردا، در پرتو نگاه زرافشان هاست كه اميد را سو سو مي زند.  با صداي بلند و در حالي كه تنها شايد چند ماه ديگر به آزادي دكتر ناصر زرافشان باقيست، مقاومت را هجي مي كنيم و بلند مي گوييم: ناصر زرافشان. دلم ميل بسي پرواز دارد/ هواي آسمان باز دارد...

 

          

+ نوشته شده در  Sat 15 Jul 2006ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

          

بهرام بيضايي پس از قريب به شش سال از جلوي دوربين بردن اثر تحسين شده اش،"سگ كشي" كه از نظر منتقدين و كارشناسان سينمايي در زمره يكي از تند و تيز ترين آثار سينماي سياسي ايران قرار گرفته است،اينك با دريافت پروانه ساخت "لبه پرتگاه"، در فصلي جديد از مديريت هاي انقباضي فرهنگي كشور عزم جلوي دوربين بردن يازدهمين اثر بلند سينمايي خود را دارد. او كه از هم اكنون نسبت به سرانجام كار و به سلامت رسيدن  راش هاي فيلمش تا روي ميز تدوين و مراحل پس از آن مردد است ، مشغول تست بازيگران و انجام مراحل پيش توليد فيلم است و احتمالا با به پايان رسيدن اين مراحل كه چون هميشه با وسواسهاي ويژه اين فيلمساز يگانه ايراني همراه است به زودي شاهد جلوي دوربين رفتن يازدهمين اثر بلند سينمايي او خواهيم بود. اين بار،حميد اعتباريان و سيران فيلم ميزبان تهيه كننندگي بيضايي هستند و نقش اول زن "لبه پرتگاه" از هم اكنون متعلق به بازيگر ثابت سالهاي اخير او،مژده شمسايي،همسر گريمور و بازيگر اوست. از ساير بازيگران فيلم هنوز خبر موثقي در دست نيست. ظاهرا "لبه پرتگاه" نيز چون "سگ كشي" و نمايش "مجلس شبيه خواني..." بار ديگر از بن مايه هاي سياسي و اجتماعي قوي برخوردار است كه بايد نشست و ديد كه اگر كار ساخت فيلم به سرانجام برسد و همه آن "بايد ها و نبايد ها" لختي را  به بيضايي مجال حركت دهند، او در آستانه 68 سالگي خود و در فضاي فرهنگي و سياسي كه براي او چندان غريب نيز جلوه نمي كند اما به شدت با ذائقه او ناهمخوان، چه روايتي دارد از "پرتگاه"، آن هم از لبه آن! "لبه پرتگاه" كجاست؟! آيا "پهلوان اكبر" بار ديگر مي ميرد؟ آيا "درد" آن هنگام شروع شد كه "زن اثيري" در آغوش هدايت مرد؟! بيضايي در طرح فيلمنامه صادق هدايت، خود، پاسخ اين پرسش را ميدهد."... بدبختی تو بود که پیش از مرگ آن درد عمیق را در چشمانش دیدی. این وطنت نبود؟..." 

 *بيضايي در يك نگاه

بهرام بیضایی در ديماه 1317 در شهر كاشان بر خشت اين جهان افتاد. ،پدرش زکایی بیضایی شاعر و تعزیه خوان بود. از همين روست كه بهرام بیضایی از کودکی با شاهنامه و تاریخ بیهقی و حسنک وزیر و رستم قد كشيد و باليد. بیضایی جوان ابتدا به سراغ تئاتر رفت و چندین نمایشنامه نوشت که تنها تعدادي از آن ها اجرا شد. در جوانی پژوهش هایی در زمینه تئاتر در ایران ، ژاپن و چین داشت که هنوز پس از چهار دهه در دانشگاه هاي كشور تدريس می شود. حالا دهه 50 خورشيدي است. مرداني عزم ديگر كرده اند و جنگل خدا را گواهي مي دهد. اينجا ديگر برق شور دامنه هاست... در ابتدای اين دهه است كه بیضایی به سینما روی آورد و دلیل این کار به قول محمود دولت آبادی این بود که " بیضایی زمانیکه دیگر نتوانست تئاتر روی صحنه ببرد ، سراغ سینما رفت." در دهه 50 خورشيدي، بیضایی پس از ساخت دو فیلم کوتاه ، فیلم "رگبار" را جلوي دوربين برد ، که همراه با "قیصر" مسعود كيميايي و "گاو" داريوش مهرجويي در زمره بهترین آثار سینمای موج نو ایران قرار گرفتند. در "رگبار" كه به سرگذشت و سوداهاي آقاي حكمتي( با بازي زنده ياد پرويز فني زاده) معلم جواني از طبقه متوسط شهري مي پردازد، براي اولين بار يك مامور امنيتي (ساواكي) با عينك تيره و تيپ مشخصي در فاينال سكانس فيلم ظاهر مي شود و اين خود شكستن تابويي بزرگ است در اوج قدرت و ميدان داري سازمان اطلاعات و  امنيت نظام پادشاهي (ساواك) در ميهن ما. پس از "رگبار"، بیضایی "غریبه و مه" را جلوي دوربين مي برد که فیلمی طولانی و سنگین است . "پروانه معصومی" بازیگر اصلي فیلم اذعان می کند که در آن زمان اصلا معنای فیلم را نفهميده است. پس از آن بیضایی با الهام گرفتن از هشت و نیم فلینی فیلم کلاغ را می سازد، در "كلاغ" نيز باز با همان بن مايه هاي هميشگي كارهاي او رو به رو هستيم. کمی بعد اثر جاودانه ديگري به نام چریکه تارا جلوي دوربين مي رود. كه اين بار نيز به رغم ظرايف فراوان در اين اثر كه بارها مورد تحسين احمد شاملو هم قرار گرفت، ارتباط گرفتن با مخاطب مسير دشواري را مي پيمايد و در حيث و بيث پيروزي انقلاب بهمن ، در سال 1357 خورشيدي است كه بیضایی شاهکار خود ، فیلمی را که هیچگاه نمایش داده نشد ، " مرگ یزدگرد" را ساخت. فيلم، درباره مرگ یزدگرد به دست آسیابانی است. بيضايي با نگاه ژرف خود در لالوهاي تاريخ بي سرانجام ميهني كه يكصد سال پس از انقلاب مشروطيت و پس از آن ناكامي هاي پس از اين انقلاب، كودتاي بيست و هشتم مرداد32،مبارزات دهه پنجاه و حالا انقلابي كه قرار بود طرحي نو در اندازد "مرگ يزدگرد" را نوشت و كارگرداني كرد تا در آن مقطع زماني مخاطب را رهنمون شود به آن گاه كه سپاهي سياه پرچم آمدند و... با پيروزي بهمن 57 و پس از آن استقرار حكومت ديني در ايران بهرام بيضايي نيز چون بسياري ديگر از هنرمندان پيشروي كشور با مشكلات عديده اي در حوزه كار تخصصي خود و نيز حوزه زندگي خصوصي اش رو به روشد. فشارها از هر سو اوج گرفت. مسائل زندگي خصوصي او مانند دين و... وارد كار شد. متعاقب اين همه بود كه فرزندان را راهي خارج از كشور كرد و اما خود ماند تا گواهي دهد چراغ هنرمند متعهد ايراني در اين خانه مي سوزد و لاغير. آن هنگام كه سلطان پور و هاتفي در غربت ميهن هم سرنوشت شدند و ساعدي در غربت پاريس خلاص شد و رفت، بيضايي خوب مي دانست كه سرانجام اين غربت،يكي در وطن و ديگري آن سوي وطن چه چيز است. اما مي مانم و تاوان مي دهم! سينماگر و انديشمند ما، تجربه هدايت را به خوبي از بر بود. و مگر نه آنكه وقتي هدايت را بر كاغذ به تصور در آورد از خشم "حاجي آقا" گفت خطاب به او.:« آقا اين مرتيكه خطرناكه، حتما بلشويكه؛ از مال پس و از جان عاصي؛ بايد سرش را زير آب كرد...» "باشو،غريبه كوچك" ، "شاید وقتی دیگر" ، "مسافران" و "سگ کشی" ، چهار فیلمی هستند که بیضایی در این بیست و هشت سال جلوي دوربين برده است.

رگبار (1351)؛ غريبه و مه (1354)؛ كلاغ (1356)؛ چريكه تارا (1357)؛ مرگ يزدگرد (1361)؛ باشو غريبه كوچك (1365)؛ شايد وقتي ديگر (1366)؛ مسافران (1370)؛ گفتگو با باد (فيلم كوتاه، 1377)؛ سگ كشي (1379)

*حافظه تاريخي نداريم

 

 "باشو،غريبه كوچك" ،فيلمي كه با سرمايه اي اندك جلوي دوربين رفت،بدهكاري هاي زيادي را روي دست بيضايي گذاشت و به علت مضمون ضد جنگش چهارسال از مجوز نمايش محروم شد را كارشناسان سينما بهترين اثر سينمايي درباره جنگ ايران و عراق عنوان كرده اند. بيضايي در اين كار با چشم پوشيدن از هيجانات رايج در غالب فيلم هاي جنگي چندان پرشتاب و عميق از فاجعه سخن مي گويد كه عمق نگاه او با بازي هاي درخشان سوسن تسليمي، اثرات تكان دهنده خود را تا هنوز حفظ كرده اند."مسافران" ديگر فيلم بيضايي دو سال را به علت آنچه  "ابتذال" از سوي وزارت ارشاد وقت عنوان شده بود پشت درهاي مميزي ماند و پس از آن  اين بيضايي خسته بود كه در فصلي ديگر از تاريخ تماشايي ميهن، "سگ کشی" را جلوي دوربين برد. تنها مرور حضور پيوسته نظامياني كه در قريب به اتفاق سكانس هاي اين فيلم در بك گراند صحنه حضور پرررنگي داشته و مشغول رژه رفتن هستند كافيست تا حرف و سخن بيضايي در اين اثر نمودار شود. پر بيراه نيست كه او در جلسه مطبوعاتي فيلم در فستيوال فيلم فجر ،اصحاب رسانه را مخاطب قرار داد و گفت كه ما حافظه تاريخي نداريم! در اين فاصله با اينكه بارها حرف از جلوي دوربين بردن اثري ديگر از اين فيلمساز در جريان بود اما هر بار به دلائلي كه اين دلائل تقريبا براي اهالي فن روشن است او تا كنون موفق به جلوي دوربين بردن فيلم ديگري نشده است. در سالهاي پس از انقلاب، بيضايي چهار پي اس را روي صحنه برد كه هر يك با استقبال پر شور علاقه مندان رو به رو شد.بندار بیدخش ، بانو آوئی، شب هزار و یکم و مجلس شبیه ذکر مصائب استاد نوید ماکان و همسرش مهندس رخشید فرزین.

*مي خواهم فرياد كنم

بهرام بيضايي،در نمايش "مجلس شبیه ذکر مصائب استاد نوید ماکان و همسرش مهندس رخشید فرزین" ،خود، پيش از آغاز نمايش،هرشب به روي صحنه رفت و اجراي نمايش را به ياران در خون غلتيده اش،مختاري،پوينده و... تقديم كرد. روايتي از سرگذشت تراژيك دگرانديش ايراني با اشاراتي به  واقعه قتل هاي سياسي روشنفكران در پاييز  77 با نگاه بي بديل بهرام بيضايي كافي بود تا هرشب كه گروه روي صحنه مي رفت ناظران پيشبيني كنند كه امشب شب آخر است. هرشب اجرا، تن تماشاچيان مشتاق كه سالن را لبريز كرده بودند لرزيد و لرزيد و هر شب اشك بود كه روان شد. كار با  اينكه به شكل غير منتظره اي با شروع فصل فرهنگي جديد، از ادامه اجرا باز ماند اما با استقبال بي سابقه اي از سوي مردم رو به رو شد و بيضايي كه از هر سو آماج حملات تازه منتقداني قرار گرفته بود كه او را متهم به "شعار دادن" و.. مي كردند بي وقع گذاشتن به همه اين "اظهار فضل ها" تنها از زماني سخن گفت كه آدمي مي خواهد فرياد كند. فرياد!

*متعهد به اصول اخلاقي

آنگونه كه اهالي فن شهادت مي دهند،وسعت دانش بهرام بيضايي از تاریخ تا ادبیات، از سینما تا تئاتر از شعر تا داستان و اسطوره و آيين، از معماری تا نقاشی و ... ، به همراه تیزبینی ويژه اش ، هوش بالا ، تجربه ، درک عمیق و تحلیلی ، مقاومت بي همتايش و از همه مهم تر ويژگي هاي اخلاقي پاك و منحصر به فردش در ميانه تب و هياهوي "بي اصولي هاي هنرمندانه"! ، استدلال "دوران پست مدرنيزم است،هنرمند باش،هر كاري مي خواهي انجام بده"، موقعيت او را به شدت نسبت به موقعيت همكاران سينماگر ديگرش متمايز كرده و فاصله اي فرسنگي را ميان او و ديگر همرديفانش بوجود آورده است. از مواجهه بيضايي با فشارهاي طاقت فرسا در طول تمام اين سالها بسيار گفته اند و از ايستادگي او در كوران همه آن بزنگاهها. از آن هنگام كه در آن برج بلند، همراه با مسعود كيميايي، چشم در چشم آن مامور بلند پايه دوخت و در حالي كه مي لرزيد "پيشنهاد مشهور" را رد كرد و گفت "از ما گذشته است، به فكر فرزندان ايران زمين باشيد!..."

*اين وطنت نبود؟

بهرام بيضايي به رغم نبودن فضاي ارائه كار، با نگارش سناريو هاي متعددي در سالهاي اخير همچنان به كار خود به شكلي مستمر ادامه داده است هر چند اين آثار مجال تصوير شدن بر پرده نقره اي يا رفتن روي صحنه تئاتر را تاكنون پيدا نكرده اند. از آثار در خور توجه او در طول اين سالها بايد به نگارش طرح فيلمنامه اي بر اساس زندگي و انديشه صادق هدايت،بزرگ ترين رمان نويس مدرن ايراني معاصر اشاره كرد. دم خور بودن بيضايي با شمار زيادي از بزرگان ادب و سياست اين سرزمين از زنده ياد احمد شاملو كه حضورش را يگانه توصيف كرده است تا  زنده ياد احسان طبري كه با احترامي بي نهايت به حضور پر رنگش در عرصه فرهنگ و سياست اين ديار مي نگرد موقعيتي بي همتا را بوجود آورده است تا بيضايي در اين اثر با تلفيقي ظريف از آرا و انديشه هاي هدايت ما را با پرسوناژهاي مشهور آثار او همراه كند تا با زن اثيري،پيرمرد خنزر پنزري، زن لكاته،حاجي آقا و خود هدايت و دو سايه همراهش سفري جادويي را ميزبان شويم و از سرگذشت وطن بخوانيم. و شايد روزي،روزگاري بر پرده نقره اي هم...حرف و سخن را وا مي گذاريم و تنها به طنين كلمات بهرام بيضايي و روايتش از هدايت گوش مي سپاريم. اين وطنت نبود؟

وطن،وطن،وطن من!

 

 

وطن!

 

 تو دوست، دوست، دوست نمی داريم!

 

قلهء قرمزی بودم

 

          بر شانه های اساطير،

 

                   برآمدگاه خورشيد.

 

ريگی سياه در گذرگاهم کردی وطن!

 

افق را از شانه ام شُستی

 

تو قله، قله، قله را تاب نمی آوری!

 

حلقه ای که بر گلويم می تنگی

 

ادامهء دستان آسمانی توست.

                           

اين بيت آشفته

 

در شعر بلند جهان

 

مويهء جانفرسای توست

 

                            نيست؟!

وطن جان!

 

شغاد من!

 

اين چاه که رخش و مرا به مرگ می کشد

 

دهان فرزندخوار توست

 

                            نيست؟!

 

تو هی بگو غريبه نوازی !

 

مگر اين کهکشان شکسته

 

با ستاره های سرگردانش

 

در غربتی جهانگستر، حاصل تيپای تو نيست؟

 

                                               هست!

 

جهان پهلوانا! پدر!

 

خنجرت پهلويم را پهنهء خون کرده است و پهنای درد!

 

تو بازهم که پوست مرا زمرگ آکندی و

 

بر دروازه های جهان آويختی!

 

وطن! دروغ نگو!

 

تو دوست، دوست، دوست نمی داريم!

 

وقتی که تاج شکوهمند به سر داشتی

 

خواب من از تسمه های شبانگاهی و

 

 سرب های سحرگاهی ات خونين بود

 

اکنون که شب به خود پيچيده ای

 

بيداريم از حديث مرگ و آيات نيستی ات خونين تر است.

 

وطن جان!

 

تو در زندانهايت به من تجاوز کردی

 

                            نکردی؟!

 

تو دهانم را پر از خون و توبه کردی

 

خاک نشابور،

 

دشت خاوران

 

و گرمابهء کاشان را پوشش تن خونينم کردی

 

                             نگو که نکردی؟!

 

تو دوست، دوست، دوست نمی داری مرا ، خودت را!

 

                            نمی داری. نمی توانی بداری!

 

عشق من!

 

تو را تازيانه ای می بينم که برگرده ام فرود می آيد

 

شکلِ تير خلاصی تو!

 

شکلِ اسبی که گيسوانم را به دمش بسته اند و

 

                      برخارزار تاريخ می دود!

 

خدايت ببخشايد سلمان پارسیِ !

 

تو اهورايت را فرش  سم شترها کردی 

                        

نگو که نکردی!

 

دروغ نگو عزيزم!

 

تو آتش دانش و دوستی را

 

زير سنگ سياه خموشاندی

 

همين ساعتی پيش

 

اسيد به زيبائی درخشانم پاشيدی.

 

                            نپاشيدی وطن؟!

حالا هی نگو:

 

«اين که می گوئی نيستم فرزندم!»

 

                            پس چيستی؟

مام ميهن!

 

تو دوست دوست دوست نمی داری فرزندانت را.

 

تو آواز خوانت را تکه تکه نکردی؟!

 

اين تو نبودی، نيستی مگر که بر خود غلتيده ای

 

با پهلويت پهنهء خون و پهنای درد؟!

 

عزيزکم، دلم را کُشتی

 

حتا برايم سينه ای باقی نگذاشتی

 

که دمی سر برآن بگذاری و بموئی

 

حيف!

 

اگر وطنم  نيستی

 

چيستی؟!

 

اگر فرزند تو نيستم

 

کيستم؟!

 

مانی

 

 

         

 

+ نوشته شده در  Thu 13 Jul 2006ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

     

 

 

شعر، ديگر چنگي به دل نمي زند. تكرار است و انگار زور زدن هاي مكرر براي زايش. كه زايش چيزي نيست كه به اين آساني ها اتفاق بيفتد. چيزي است در درون . كمتر اكتسابي يا اصلا اكتسابي نيست. بايد باشد در وجود آدمي تا شايد چيزي خلق شود. چيزي بماند. چيزي باشد. شاملو يگانه است براي من. براي يك عالمه من. فروغ را بسيار دوست دارم. كسرايي را هرازگاهي زمزمه مي كنم و احسان طبري هميشه با من است. نرمي صدايش. غوطه انديشه محض، مخملين  پر طنين و اميد و اميد و اميد،كوه است گويي اين پيچيده در گل نيلوفري... ،چون خودش...لوركا همسنگ شاملوست برايم. خودش را دوست دارم،شعرش را و زندگی اش را و ایگناسیوي او و ماه و ماه و ماه... آه ایگناسیو... به نرودا عشق مي ورزم. هيوز را گوش مي دهم. مارگوت بیکل را و سکوت را که سرشار از ناگفته هاست و چیدن سپیده دم را... خيام و حافظ و مولوي جاي خود  دارند. بيداد مي كنند. مخصوصا وقتي شاملو ي بزرگ آنها را مي خواند. طنین کلام شاملو و انحنای کلمات... همه اينها گفتم تا از "ماني" بگويم. از "ميرزا آقا عسگري" كه روزگاري با به آذين بزرگ تكاپو كرد و آن هنگام كه بادهاي خزاني وزيدن گرفت در همهمه آغاز توفان از "قتلگاه" جان به در برد. از راه كوه و بيابان وطن را پس پشت گذاشت و رفت. رفت تا امروز. با كارهاي ماني بسيار ارتباط مي گيرم. زبانش زبان ويژه اي است و محتواي كار، چيزي ديگر است. "كتيبه جاري" او معركه است. با صداي خودش و موسيقي جادويي، ايران را دور مي زند و تاريخ بي قرار را چندان دوره مي كند كه هر بار اشك بر گونه ها روان. كار يكه اي است. بقيه كارهايش نيز كمابيش فوق العاده اند. مي گفت باورش هم نمي شد اين بيست و چند سال را كه سرنوشتش دور از ميهن رقم خورد. و شد. مانند هزار هزار ديگر كه آرزوي وطن،يك بار ديدن آن، شده است رويا برايشان. پيكر بي جانشان را نيز مجال خفتن در خاك وطن نمي دهند. و مگر با نادرپور چنين نكردند؟ و اينها مي مانند. چه آنجا و چه در اين خراب آباد كه شعر خاموش شد در نبود غول زيباي رنج. كلمه يتيم شد بي بامداد و باز روزي  دوباره ما كبوترهايمان را پرواز خواهيم داد و مهرباني دست زيبايي را خواهد گرفت... مي رسد و مي رسد زيرا كه "برق شور دامنه ها" از هم اكنون اميد را در چشم اندازهاي ما سو سو مي زند. زيرا كه يقين داريم "اعجاز فرزند باور است و مغناطيس خود را از رگه تلاش ها بر مي مكد"  گلباران باد بخش ويژه در بيمارستان تهران... چرا كه تن تو آرميده بود آنجا... تو،تو،تو... روزي ما دوباره.... خوانش دوباره شعري از ماني در يك روز دم كرده تيرماه كه كمي نيز دلتنگ،دلتنگ،دلتنگ... 

در شكنجه گاه

سرود پايداري زندانيان

 

                                                                                       

 

  
پس آنگاه،
دیگر بار،
زندانبان مرا فراخواند.
 
آنگونه که:
شب فرامی‌خواند خورشید را
مرگ آواز می‌دهد زندگی را.
 
بر‌آمدم!
از پیله‌ی دریده‌ی تنهائی.
 
او دشنامی ‌بر لب داشت
       من سرودی.
او زورقی نااستوار
           در تُندبادی که من بودم،
من خاراسنگی رَخشنده
           در ظلمتی که او بود.
من ستون
           او تازیانه.
 
در دهان ِمن آواز ِآزادی بود
          در جانم منش نیک.
 
بر گُرده‌ام،
     تصویر ِستمش را آفرید
و ستاره‌ی ناخنها
            بر انگشتانم خاموش شدند.
 
در آن کشتارگاه،
هیچ کَسَم یار نبود
مگر فروزانه‌‌‌‌‌‌‌‌ئی در سینه‌ام
                       که حقیقت بود.
 
 
آدمیزاده‌ئی بود یا دیوزادی
آنکه سینه‌ام را می‌شکافت
              به جستار رازی خجسته؟
 
من فروافتادم
       بی آنکه سرفرودآرم،
او سر فرود آورد
       بی آنکه فروافتاده باشد.
*
برخاستم
فرو ریخت
چونان لاشه‌‌‌‌‌‌‌‌ئی بی‌لنگر
در مرداب ِنومیدی‌اش.
 
 
مهر ماه ۱۳۶۲- تهران
 
***

  برگرفته از «از سرزمین تلخ» دفتری از شعرهای مانی. سال ۱٣۶۴. آلمان

+ نوشته شده در  Wed 12 Jul 2006ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

 

        

 

امروز سالگرد هجدهم تیرماه است. فاجعه؟ واقعه؟ چه؟ هر چه... ۱۸ تیر نماد است.۱۸ تیر خاطره است و آرزوست. آرزوی یک روز. روزی به تمامی فراخ بال تا که بیاید. قلم ها شکسته است و صداها گنگ در گلو مانده. این روزنامه نگار ایرانی است که ۱۸ تیر را هم چونان اقلام ديگر کرده اند برایش تابو. می خواهند که چیزی گفته نشود. ارده اين است! باشد. خيالتان راحت از هر سو. ۱۸ تير اما خاطره است. ۱۸ تير ،۱۶ آذر است. ۱۸ تير ياد آن مرداد داغ نفرين خورده است... آنگاه كه تن پاك فرزندانمان را... زخم. زخمي. تا هنوز، تا ابدالاباد... ۱۸ تير، يك نيست. دو نيست... هزاران است.. هزار هزار... خاطره اي،سطري و شطری است شايد كه از سر دلتنگي. به راستي كه چقدر دلتنگ مي شويم برخي اوقات.خيلي اوقات. و چقدر شكسته. و اميد كه باز از نو مي آفريندمان تا كه باشيم و برقصيم همچنان... بخوانيم و برقصيم و گاه سخت گريستن... گريستن و گريستن و گريستن و ديگر هيچ... جای سخني نیست. ۱۸ تیر،۱۸ تير است. يك روز،يك ياد،يك نام،قطره اشكي و آرزو اي كه شايد... تنها شايد...

من ايراني ام

چشم مخملي من
شكوه آينده
امروز
اين عشق ماست ، عشق به مردم
بگذار
درفش سرخ
زيبايي ترا بستايم
من كور نيستم
 بايد ترا بستايم مي دانم
 اما كجاست
جاي ديدن تو
وقتي كه هم وطنم برده
و خاك خوب ترا جراحي مي كنند
بايد كه خاك من
از خون من
بنا گردد
بناي آزادي
بي مرگ و خون
كي ميسر شد؟
پيكار مي كنم
مي ميرم
 اين است عشق من
مي داني
من ايراني ام 

خسرو گلسرخي

 

      
 

+ نوشته شده در  Sun 9 Jul 2006ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

 

 

در پيوند با بحث دو نرخي شدن بنزين و در پي آن توزيع كارت هوشمند بنزين،توزيع دوباره كوپن و سهميه بندي آن، كمال دانشيار،رئيس كميسيون انرژي مجلس اسلامي در گفتگو با "روز" از علل بروز و راهكارهاي حل اين معضل سخن گفته است. دانشيار، سرانجام برداشت هاي مكرر دولت احمدي نژاد از حساب صندوق ذخيره ارزي را در يك جمله عنوان مي كند ،« آخرش صندوق تخليه مي شود!»

*آقاي دانشيار،بحث درباره لزوم دو نرخي شدن قيمت بنزين و كوپني شدن آن زياد بوده،به ما بفرماييد كميسيون انرژي مجلس در جمع بندي هاي خود به چه نتايجي رسيد؟

دولت سال گذشته در لايحه بودجه سال 85 اين پيشنهاد را مطرح كرد. در واقع همان پيشنهاد دولت قبلي بود به مجلس هفتم كه مجلس به پيشنهاد دولت قبل راي نداد.

*چي شد كه به اين دولت راي داد؟

چون دولت جديد اين پيشنهاد را تعقيير داد و با شرايط جديدي در سال گذشته به مجلس هفتم پيشنهاد داد كه يك پكيج و طرح جامعي براي مساله سوخت ارائه شد. مجلس هم عينا آن را تصويب كرد و دولت هم تعهداتي را انجام داد.

*خب اين تعهدات كه هنوز توسط دولت اجرايي نشده. مثل بازسازي پالايشگاهها،توليد اتوبوس،ميني بوس،تاكسي با مصرف سوخت هاي ديگر،تقويت شبكه مترو و خيلي اقدامات ديگر. فكر كنم بيست و پنج مورد بود. درست است؟

بله. گسترش ناوگان حمل و نقل،گاز سوز كردن خودروها،از رده خارج كردن خودروهاي فرسوده و كلا مديريت مصرف و توليد و در واقع حمل و نقل در اين طرح پيش بيني شد. بعد از آن به دولت اجازه داده شد كه اگر اين فعاليت ها انجام شد نسبت به توزيع بنزين توليدي داخل كشور با همان نرخ 80 تومان و اگر از خارج مازاد بر توليد كشور وارد كرد آن را هم به نرخ تمام شده خارج كشور به مردم ارائه دهد. اين طرح در بودجه سال 85 تصويب شد و الان بايد به اجرا در بيايد.

*شما از تشكيل كميسيون تخصصي براري بررسي مساله بنزين در كشور خبر داديد كه اواخر مرداد نتايج بررسي هاي خود را اعلام مي كند.وظيفه اين كميته دقيقا چيست و فكر مي كنيد نتايج به چه شكل باشد؟

ببينيد، وظيفه اين كميته بررسي قانون بودجه است تا ببيند آيا آن گسترش ناوگان حمل و نقل انجام شده و تا چه حد پيشرفت كرده است. بحث بهينه سازي خودروها و.. در دستور كار آن قرار دارد.

*خب نتايج اينها كه از همين حالا  هم معلوم است...

بله، تجربه نشان داده كه اين اقدامات در زمان كوتاه قابل اجرا نيست. حتي دولت به دليل اينكه بودجه اي براي واردات بنزين ندارد با دو راه حل مواجه شده است. يكي اينكه بنزين را به صورت سهميه بندي توزيع كند. از طريق كارت هوشمند يا كوپن و يا اينكه از مجلس مجوز بگيرد براي ماههاي آتي نيز به واردات بنزين خود ادامه دهد. اين كميته مشغول بررسي اين موارد است.

* به اين ترتيب ظاهرا دولت براي نيمه دوم سال باز بايد درخواست براي برداشت از صندوق ذخيره ارزي را ارائه دهد...

اگر بخواهند قيمت را نگه دارند و واردات هم ادامه يابد بايد اين كار را انجام دهد.

*خب از نظر كميسيون انرژي چه توجيهي دارد برداشت مكرر دولت به حساب صندوق ذخيره ارزي؟

ببينيد اگر كارت هوشمند آماده نباشد و حداقل تعدادي از  آن بيست و پنج مورد كه اشاره شد آماده نباشد خب دولت بايد از مجلس اجازه بگيرد و از حساب صندوق ذخيره ارزي برداشت و براي يك مدت ديگر بنزين وارد كند.

*خب مگر مجلس در جريان تصويب برنامه بودجه سال 85 در رابطه با برداشت بي رويه دولت از صنوق ذخيره ارزي منتقد دولت نبود. چي شد؟

خب وقتي بحث رفاه مردم پيش مي آيد و ما مي خواهيم مردم در زمينه مصرف بنزين راحت باشند اين كار را بايد انجام دهيم. شما مي دانيد كه واردات بنزين هم تورم ايجاد نمي كند.

*خب اين حساب صندوق ذخيره ارزي آخرش چه مي شود؟

ايراد اين است كه صندوق ذخيره ارزي تخليه مي شود!

*خب؟

ولي در هر حال همانطور كه گفتم بايد ببينيم به چه راه حلي خواهيم رسيد. آيا روند موجود در زمينه واردات بنزين ادامه يابد و از صندوق ذخيره ارزي استفاده شود و يا اينكه سهميه بندي انجام شود.

*كارشناسان سياسي يكي از دلائل اقدام در زمينه سهميه بندي بنزين را آمادگي جمهوري اسلامي براي مقابله با تحريم هاي احتمالي جامعه بين المللي در رابطه با پرونده هسته اي ارزيابي مي كنند. كميسيون انرژي مي پذيرد؟

اين مساله بي ارتباط با موضوع نيست. اما علت اينكه بحث سهميه بندي مطرح شده چهار دليل مشخص دارد. يكي اينكه محيط زيست ما به شدت آلوده شده و اكثر مردم به دليل مصرف بي رويه بنزين و گازوئيل بيمار شده اند. دليل دوم اين است كه ما بايد حدود شش ميليارد دلار بنزين از خارج وارد مي كنيم. اين ميزان هزينه براي بنزين مي شود صرف رفاه و آسايش مردم شود به جاي اينكه تبديل به دود شود و مردم را بيمار كند. دليل سوم كه بسيار حائز اهميت است شما ببينيد قاچاقي كه در رابطه با سوخت انجام مي شود تا دو ميليارد دلار است. چرا ما جلوي اين قاچاق را نگيريم؟

*مگر مي توانيد؟

بايد اين كار را انجام داد و پول آن را خرج رفاه مردم كرد. دليل ديگر كه باز بسيار مهم است هدفمند كردن يارانه هاست كه بتوانيم مستقيما به مردم كمك كنيم. اگر ما سهميه بندي كنيم و با آن شش ميليارد دلار سهم مردم را بدهيم.

*به قاچاق بنزين اشاره كرديد،واقعا فكر مي كنيد جدا از مساله قيمت سرمنشا ساماندهي و ترانزيت قاچاق بنزين از كشور كجاست؟

مساله قيمت است. قيمت بنزين در كشور ما با كشورهاي همسايه فرق دارد. در تركيه گازوييل نزديك به هزار و پانصد تومان است در ايران نزديك به شانزده هفده تومان. يا بنزين ما هشتاد تومان است. قيمت ريشه قاچاق بنزين است.

*ممكن است كه نهادهاي رسمي هم در اين مساله شركت داشته باشند؟

بله،در همه جا اين مساله جريان دارد. من پيشبيني مي كنم در مبارزه با قاچاق بنزين و گازوييل صدهزار نفر به زندان مي افتند. حالا دانه درشت و دانه ريز و مشكل هم حل نمي شود.

+ نوشته شده در  Tue 4 Jul 2006ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

        

 

در پيوند با بحث مفقود شدن سند سيصد ميليارد توماني در دوران شهرداري محمود احمدي نژاد،رئيس جمهور اسلامي و سخنان صريح دكتر نادر شريعتمدار،رئيس كميسيون برنامه و بودجه شوراي شهر تهران در اين باره، امير رضا واعظي آشتياني،عضو هيات رئيسه شوراي شهر تهران و از نزديكان حلقه فكري رئيس جمهور اسلامي در گفتگو با "روز" از بيان چنين اظهاراتي ، آن هم در صحن شورا توسط "دوستان" ابراز تعجب مي كند. عضو شوراي مركزي حزب موتلفه اسلامي به كساني كه اين سيصد ميليارد تومان مفقوده را "فاقد سند" عنوان مي كند مي گويد كه آنها معناي واژه "فاقد" را نمي دانند. وي معتقد است بايد از خود آقاي شريعتمدار پرسيد كه چه مي گويد. واعظي آشتياني ضمن رد هرگونه "تهديد" نسبت به منتقدين هوادار احمدي نژاد در شوراي شهر و مجلس اسلامي، همكاران خود را از "جوسازي" و پرداختن به "مسائل حاشيه اي" به دليل بروز "اختلاف سياسي" بر حذر مي دارد.

*آقاي واعظي، پيش از اينكه برويم سر بحث اصلي اول به ما بفرماييد در سالگرد آغاز به كار دولت دوست و همكار نزديكتان آقاي احمدي نژاد برايند عملكرد كاري كابينه ايشان را چطور ارزيابي مي كنيد؟

اولين حركتي كه ايشان انجام داد حضور در ميان مردم در استان هاي مختلف است.

*يعني چي؟عملكرد؟

يعني هيات دولت را از نيمكت نشيني حركت داد و به سمت استان ها و شهرهاي مختلف كشور رساند.

*خب؟

روياي مردم به حقيقت پيوست.

*مردم كه رويا زياد دارند!...كدام يك؟

روياي ديدن مسئولينشان به تحقق پيوست. در اين نشست هاي استانی شناخت درباره ظرفيت ها و پتانسيل هاي استانی بيشتر شد. به سبك سيستماتيك اداري توانستند آن آمايش سرزمين را به نوعي اجرايي كنند.

*خب، شعار اصلي احمدي نژاد در انتخابات بر بهبود وضع معيشت مردم و رنگين شدن سفره آنها با پول نفت و ... متمركز بود. در اين زمينه ها روياي مردم چه شد؟

براي اجرايي شدن اين زمينه ها تمام عوامل بايد سهيم باشند. يك فاكتور اين قضيه را محقق نمي كند. وقتي همه فاكتورها در يك مسير قرار مي گيرند مي توانند به محقق شدن "عدالت اجتماعي" كمك كنند. همين بحث "اشتغال" بسيار مهم است. "ظرفيت شناسي" هر استان در زمينه هاي مختلف و...

*  درگيری با زريبافان

*بسيار خب.جناب واعظي، در اولين سالگرد انتخاب دولت خبرهايي مبني بر بروز اختلافات شديد در ميان طيف هاي مختلف هواداران محمود احمدي نژاد شنيده مي شود.همانطور كه بهتر مطلعيد يك طرف آقاي بيادي،طرف ديگر آقاي زريبافان و... شما و آقاي چمران پا به پاي آقاي احمدي نژاد تا امروز آمده ايد. واقعا اوضاع چطوري است؟

اول بايد به شما بگويم كه من اختلافي نمي بينم. آقاي زريبافان آدم بسيار معتدل و آرامي است و هيچ گاه به دنبال تنش و درگيري نيست.

*پس چرا درگيري مي شود؟

اين ديگران هستند كه دوست دارند با ايشان درگير شوند و تنش بوجود بياورند. من شخصا زريبافان را شخصي درگير در مسائل سياسي نمي بينم و اصلا خلق و خوي ايشان اقتضا نمي كند كه به اين سمت بروند.

*خب بالاخره بروز اين اختلافات، يك بخش مربوط به مسائل مالي و بخش ديگر در حيطه مسئوليت ها شنيده شده...

نه،من اصلا اختلافي نمي بينم. زماني راجع به موضوعي خاص بحث كارشناسي مي شود. فرض بفرماييد به عنوان مثال حالا ما از ورزش شروع كنيم يكي معتقد است ما مربي داخلي داشته باشيم بهتر است. يكي مربي خارجي. اين دلالت بر دشمني نيست.اگر بحثي هم وجود دارد بين دوستان،اين بحث حكايت از يك درگيري شخصي و دشمني نسبت به يكديگر نيست.

*شما از صحنه ورزش گفتيد. اسم شما هم به عنوان يكي از كانديدا هاي رياست فدراسيون فوتبال مطرح بود. چه شد كه نظرها در مورد شما طور ديگري شد؟

به هر جهت من فكر مي كنم عملكرد افراد مي تواند مويد انتخاب براي يك سري از مسئوليت ها باشد.

*رابطه شما با آقاي علي آبادي كه حرف ندارد!

بعضي از روزنامه ها علاقه مندند كه ارتباط صميمانه بنده و آقاي مهندس علي آبادي را ملاك مطرح شدن اين موضوع بدانند.

*خب؟

ولي واقعيت اين نيست. كسي كه با تعامل سازمان تربيت بدني توانسته پيست دوچرخه سواري را كه شش سال مخروبه بوده مجدد نوسازي كند و به بهره برداري برساند يا اينكه رنگينگ دوچرخه سواري ما در آسيا را كه هميشه چهارم پنچم بود را به مقام اول برساند و... مي تواند مناسب باشد.

*آقاي واعظي،بحث ما اينجا بر سر اظهارات آقاي نادر شريعتمدار، رئيس سازمان برنامه و بودجه شوراي شهر تهران است. به عنوان عضو هيات رئيسه اين شورا مفقود شدن سند اين سيصد ميليارد تومان پول را چطور ارزيابي مي كنيد؟

من واقعا از دوستان خودم تعجب مي كنم.

*چطور؟

به هر بهانه اي و تحت هر شرايطي مي آيند و اين عدد را مطرح مي كنند. به خصوص در صحن شورا.

*خب اين بد است؟

در مواقعي اي موضوع را مطرح مي كنند كه هيچ ربطي به بحث شورا ندارد. من نمي دانم چه علاقه مندي وجود دارد كه چنين موضوعي را مرتب تكرار كنند و خوراك رسانه اي فراهم كنند. در صورتي كه هيچ چيز نيست.

*چه جوري "هيچ چيز نيست"؟

موضوع از اين قرار است كه در هر نهادي حالا شهرداري و... بودجه اي بسته مي شود. از آنجا كه شهرداري ها يك نهاد خدمت رسان عمومي هستند كه بايد مسائل گسترده اي را در سطح شهر سرويس دهند. آموزشي،عمراني،خدماتيْ،فرهنگي،بهداشتي و... لذي بعضي وقت ها پيش مي آيد كه شهردار با وقوع مسائل غيرمترقبه مجبور مي شود هزينه هايي را در زمينه هايي كه بنده عرض كردم انجام دهد و چون بودجه تكافو نمي كند به اصطلاح مي گويند "فاقد" عمل مي كند.

*يعني چي "فاقد"؟

به معناي اينكه از سقف بودجه تعيين شده بيشتر هزينه مي كند و پس از اينكه هزينه كرد در اواخر سال لاحيه اي ارائه مي شود و در آنجاست كه اعضاي شوراي شهر يا كميته تخصصي در خصوص هر موردي كه سوال دارند سوال مي كنند و موضوع پيگيري مي شود. من تعجب مي كنم كه شهرداري تهران مسااله اين بودجه را در همان سالها مشخص كرده اما هنوز كه هنوز است دوستان ما نسبت به رسيدگي اش اقدامي نكردند و حالا تازه يادشان افتاده كه آن سيصد ميليارد تومان چي شده؟ كجا شده؟ چه جوري شده؟

*چي شده؟

طبيعي است كه در راه كارهاي عمراني هزينه شده. البته اجتناب ناپذير هم هست. از سال 69، زماني كه شهرداري تهران خودكفا شد و بدون بودجه دولت فعاليت كرد چنين اتفاقي اجتناب ناپذير بوده است. اين مساله حتي در سطح دولت ها هم بوجود مي آيد.

*خب يادتان هست آن بيست ميليون تومان وامي كه در زمان آقاي كرباسچي مطرح شد و پيگيري هايي كه توسط همفكران شما در نيروي قضايي وجود داشت؟

اين مساله ربطي به آن موضوع ندارد. اينها همه داراي سند هستند.

*اما همكارتان آقاي شريعتمدار مشخصا گفته اند "فاقد سند" است.

اگر كسي چنين چيزي گفته معناي كلمه "فاقد" را نمي داند.

*يعني چي؟

ببينيد،اين سيصد ميليارد تومان،فاقد سند نيست. وقتي مي گويند "فاقد" يعني خارج از بودجه تعيين شده قرار دارد. اگر اينطور است شما عدد سيصد ميليارد تومان را از كجا در مي آوريد؟ از هزينه ها و سندهايي كه ارائه شده بدست مي آوريد.

*بعد از مطرح شدن اين موضوع در شوراي شهر، ادعا شد برخي از نمايندگان شورا و مجلس كه همگي از نزديكان فكري رئيس جمهور هم هستند تهديداتي شده اند و...

نه اصلا چنين چيزي وجود ندارد. چه تهديدي؟ اگر كسي مستدل و منطقي و كارشناسي حرف بزند همواره مورد احترام نخبگان و مردم است. اگر فرد غير مستدل و براي جوسازي حرف بزند مردم تشخيص مي دهد.

*خب به نظر شما ،انگيزه رئيس كميسيون برنامه و بودجه شورا براي طرح اين بحث چه بوده؟

بايد از خودشان بپرسيد. وقتي من مي گويم به هر بهانه اي اين موضوع مطرح مي شود و براي من جاي تعجب دارد همين است. مثلا فرض بفرماييد ما داريم بحث مسكن مي كنيم يك دفعه لابلاي صحبت ها مي گويند آقا! اين سيصد ميليارد تومان! خب اين سيصد ميليلارد تومان به شماي نماينده شهر باز مي گردد كه چرا تا كنون رسيدگي نكرديد؟ چرا زماني كه به بودجه اي كه شهردار در آن مقطع داده رسيدگي نكرديد،نگاه داشته ايد و حالا امروز آن را مطرح مي كنيد.

*خب چرا؟

من فقط مي توانم بگويم در زمان دكتر احمدي نژاد كليه هزينه ايي كه صورت گرفته،روشن،شفاف و مشخص است. ما بايد تلاش كنيم از جوسازي و پرداختن به مسائل حاشيه اي كه منجر به اختلاف سياسي مي شود پرهيز كنيم.

 

+ نوشته شده در  Sun 2 Jul 2006ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

         


بخواب اي مهربان اي يار
بخواب اي كشته ي بيدار
 بخواب اي خفته ي گلگون
 بخواب اي غوطه ور در خون
سكوت سرخ خاك تو
 صداي نينوا دارد
 در اين دم كرده گورستان
 تگرگ مرگ مي بارد
 به سوك تو در اين مقتل
 كدامين مويه و شيون
 سكوت يأس در خانه
 هجوم مرگ در برزن
 تمام سينه ها عريان
 تمام چهره ها خونين
 تمام دست ها خالي
 تمام چشم ها غمگين
 به خاك مسلخ افتادند
در اين صحراي خونباران
 برادرها جدا از هم
 پدرها بي پسرهاشان
 تو اي تن خفته ي گمنام
بخواب اكنون كه بسياري
 لا لا لا لا ، لا لا لا لا
بخواب آري كه بيداري
 در اين ويرانه خاك تو
كه شد يك باره چون صحرا
به يادت باغ مي سازند
 برادرهاي فرداها
به سوگ تو در اين مقتل
 كدامين مويه و شيون
 سكوت خشم در خانه
 هجوم مرگ در برزن


ایرج جنتی عطایی

+ نوشته شده در  Sat 1 Jul 2006ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

                  

 

در پيوند با مسائل جاري كشور در دو حوزه سياست داخلي و خارجي، حميدرضا ترقي،عضو شوراي مركزي حزب موتلفه اسلامي در گفتگويي جامع مواضع جريان متبوع خود را با "روز" در ميان گذاشته است. او که از حامیان پر و پا قرص محمود احمدی نژاد است باور دارد كه هم اكنون پرونده هسته اي جمهوري اسلامي در وضعيت مناسبي قرار گرفته است. غرب،عقب نشيني كرده و پرونده به زودي به شوراي حكام باز خواهد گشت. پيرامون مساله "وحدت" به وحدت نيروهاي داخل نظام و ديدار اخير موتلفه اسلامي با مشاركت اسلامي اشاره  كرده و منتقدين را "وحدت شكن" مي نامد. ترقي معتقد است كه بايد با تجمعاتي مانند "تجمع زنان در 22 خرداد" كه از سوي "بيگانگان" هدايت مي شوند "برخورد جدي" صورت بگيرد. او مهندس موسوي خوييني،دبيركل در بند ادوار تحكيم را نه يك فعال سياسي كه "هنرپيشه" مي خواند. ترقي وجود هرگونه "اعترافات ساختگي تحت اجبار" از زندانيان سياسي را منكر مي شود و معتقد است "اينها اعتقادي ندارند و خيلي زود در زندان از راه خود بر مي گردند و "به اشتباهاتشان اعتراف مي كنند." وي در مورد وجود اين مساله در مورد زندانيان سياسي دهه شصت نيز معتقد است، "روي آنها كار فرهنگي و فكري اسلامي در زندان صورت گرفت. زود به اشتباه خود پي بردند و اعتراف كردند" وي كساني را كه خلاف اين موضوع را مطرح مي كنند دعوت به "اثبات قضيه" مي كند. عضو شوراي مركزي موتلفه موضع جريان مطبوعش نسبت به انتخابات پيش روي مجلس خبرگان رهبري را "حمايت از ليست مجمع مدرسين" عنوان كرده و مي گويد حتي اگر نام دو آيت الله متنفذ،مصباح و رفسنجاني در يك ليست باشد از همان ليست حمايت مي كنند.مشروح این مصاحبه در زیر می آید.

    

*موتلفه و عملكرد دولت احمدي نژاد

*آقاي ترقي سه روز پيش سوم تير،سالگرد انتخاباتي بود كه آقاي احمدي نژاد را به رياست جمهوري رساند،ارزيابي كلي موتلفه اسلامي از عملكرد دولت نهم در حوزه سياست داخلي در طول اين  مدت چه هست؟

 در طي اين يكسال در حوزه سياست داخلي عملكرد دولت كمك به يكپارچگي كشور و فراهم آوردن زمينه آزادي انديشي براي فعالين سياسي و كاهش فاصله دولت و ملت بود.  غلبه بر فرقه گرايي تحميل شده از سوي عوامل خارجي، افزايش ضريب امنيت مرزهاي كشور و فراهم كردن بستر براي حضور قوميت هاي مختلف را مي توان از فعاليت هاي مثبت دولت نهم شمرد.

*اتفاقا مسائلي را كه شما به آنها اشاره كرديد دقيقا مورد چالش كارشناسان سياسي در مورد كارنامه تا كنون دولن نهم قرار دارد. از آزادي هاي سياسي مي فرماييد در حالي كه تحليگران سياسي به برخورد شديد با جنبش هايي مانند جنبش دانشجويي،كارگري،زنان، روزنامه نگاران و روشنفكران منتقد و... اشاره مي كنند. در مورد تماميت ارضي هم كه اشاره كرديد اين تحليلگران وضعيت نابسامان در استان هاي مختلف كشور از كردستان و خوزستان و سيستان و بلوچستان تا آذربايجان و... اشاره مي كنند. شما چه تحليلي داريد در اين رابطه؟

بايد ديد كه طراحي ها و اهداف مخالفين نظام در رابطه با مسائل قومي و... چه بوده و چه شده است؟ آنچه مسلم است دشمنان خارجي و عوامل داخلي آنها در طول اين يك سال سياست "بر اندازي نرم" را در كشور دنبال كردند.

*براندازي نرم*

*اين "براندازي نرم" چه مدلي است؟

تمام سرمايه گذاري دشمنان اين بوده است كه روي دانشجويان،معلمان و قوميت ها كار كنند و مشكلات آنها را طوري دامن بزنند كه به تقابل ملت و دولت بيانجامد و در نهايت به براندازي دولت و نظام منجر شود. طبيعتا در مقابله با اين نوع تحركات دشمن چيزي كه محصول داده اين است كه دست بيگانگان در مسائل قومي خوزستان مشخص شده و دست عوامل انگليس و اسرائيل در پان تركيسم و وقايع آذربايجان. در رابطه با مسائل دانشجويي هم الان كاملا مشهود است كه عوامل جريان هاي ضد نظام دست به چه تحركاتي زدند. آنها مرتبط با بيگانه بودند. بعضا به گروهك هاي ضد اسلام و در بيرون كشور دستور مي گرفتند. اما اتفاقي كه قرار بود رخ دهد نه تنها رخ نداده بلكه با درايت همه اين تحركات خنثي شده است.

*خب آقاي ترقي،بسترها چي؟ بسترهايي كه به قول شما توسط "دشمنان" مورد سواستفاده قرار مي گيرد؟ مثلا آيا حقوق صنفي كارگران ما حالا در حد نسبي رعايت مي شود؟ حقوق زنان؟ دانشجويان؟ روزنامه نگاران؟ معلمان؟ و...

ما در مورد زنان هيچ مشكلي مبني بر ناديده گرفته شدن حقوقشان نداريم. بلكه حقوق زنان كشور ما به نسبت كشورهاي شرقي و اروپايي در بهترين وضعيت مطابق با هويت انساني آنها رعايت مي شود. در زمينه مسائل معلمان هم قدم هايي را دولت بر داشته است اما مشكل تعهداتي است كه دولت قبلي به آنها عمل نكرده است. بسياري از تعهداتي كه توسط مجلس تصويب شده بود تا دولت قبلي به معلمان بپردازد پرداخت نشده بود و اين تعهدات به دوش دولت جديد افتاده است. خود كانون صنفي معلمان هم كاملا اعتراف دارند كه نحوه برخورد دولت جديد با آنها نسبت به دولت قبلي متفاوت است. در مورد كارگران هم مشكلاتي كه امروز گريبانگير جامعه كارگري ما است مشكلات امروز نيست و ريشه در گذشته آن در پيش از انقلاب و در اول انقلاب دارد. بعضي از اين معضلات ريشه در روش هاي غلط در سياست هاي خصوصي سازي كشور بوده كه در دولت هاي گذشته دنبال شده است و آثار و نتايج آن امروز ديده مي شود. تلاش دولت اين بوده كه در اين روند اقداماتي را انجام دهد كه فشار روي قشر كارگر كاهش پيدا كند  و در عرض ماههاي آتي اين مشكلات را به حداقل برساند. بنابراين بسترهايي كه تصور مي شود براي اين تحركات وجود داشته است توسط عوامل جديدي كه ناشي از سياست هاي دولت نهم است بروز پيدا نكرده است.

شما به اقدامات دولت در رابطه با جامعه كارگري كشور اشاره كرديد،طرح و پس از آن عقب نشيني دولت در مورد مساله كارگران دائمي و قرارداد موقت را از خاطر برديد...

در اين مورد دولت تصميم خود را اصلاح كرد. هيات دولت مي خواهد اقدامي انجام دهد كه كارفرمايان به سوي استخدام كارگر دائم حركت كنند و از كارگرهاي قراردادي كمتر استفاده كنند. تجيد نظر در اين مساله شد.

*اما كارگران زيادي هم بيكار شدند در خلال اين "تجديد نظر"...

بله، متاسفانه اين اتفاق افتاد لي تجديدنظر فوري دولت درباره اين تصميم خود حاكي اين است كه دولت در مسير اصلاح روش ها ترديدي به خود راه نداده است.

*ببينيد شعار عمده  آقاي احمدي نژاد در انتخابات گذشته بر محور "بهبود معيشت مردم" و... متمركز بود و آنطور كه كارشناسان مي گويند يكي از دلائل پيروزي ايشان در انتخابات هم مانور دادن روي چنين مباحثي بود،به گمان شما در طول اين مدت عملا چه اتفاقي در اين زمينه افتاده؟ جدا از شعارها،عملا وعده آن پول نفت كه قرار بود سفره مردم را رنگين كند چه شد؟

تحولات اقصادي در كشور ما به عوامل متعددي بستگي دارد. يك طرف تاثيرگذاري در تحولات اقتصادي،اقتصاد جهاني است و طرف ديگر آن شركت هاي فراوان دولتي است كه در طي دهه گذشته در كشور بوجود آمده است كه خدمات عمومي را به جامعه ارائه مي دهند. مساله سيستم بانكي هم اهميت دارد كه به هر حال نقش تعيين كننده اي بازي مي كند. هماهنگ كردن اين سه مجموعه و اتخاذ سياست هاي اقتصادي عدالت خواهانه در كشور به گونه اي كه با موانع اين سه بخش مواجه نشود كار بسيار دشوار و زمين گيري است و نياز است كه دولت با تدبير خود اين اقدامات را انجام دهد تا شعارهاي خود را تحقق ببخشد.

*شما به نقش اقتصاد جهاني در اين عرصه اشاره كرديد،اينجا مساله روز در پيوند با "پرونده هسته اي" جمهوري اسلامي قرار مي گيرد، با سياست هايي كه دولت احمدي نژاد در قبال اين پرونده و ديپلماسي خارجي خود پيش گرفته چقدر بيم بحراني تر شدن وضعيت اقتصادي كشور مي رود؟ لبه پرتگاه؟

سياست هاي اقتصادي استكبار جهاني عليه ما حرف امروز نيست. سالهاست كه اين سياست محدود كردن تعامل اقتصادي با كشور ما توسط امريكا و اروپا و عوامل وابسته به آن دنبال مي شود. اين روند توقفي نداشته است. يك زمان مساله پرونده هسته اي مطرح بوده،زمان ديگري حقوق بشر و... نفس موضع گيري اقتصاد جهاني و بانك جهاني كه تحت تاثير آن است در قبال نظام ما مشخص بوده است. مشكل آنها با اصل نظام ما و هويت اسلامي است.

*حالا به هر حال چه تمهيدي براي عبور از اين بن بست مد نظر است؟

دولت توانسته اقدامات بسيار موثر و مفيدي در اتصال به پيمانهاي منطقه اي داشته باشد. چه اكو،چه گروه 8، چه شانگهاي و مجموعه اين ارتباطات منطقه اي خنثي كننده بسياري از سياست هاي ضد توسعه امريكا عليه ما شده است.

*بازگشت پرونده هسته اي

*در رابطه با پرونده هسته اي،همانطور كه مطلعيد آخرين تحول ارائه پكيج پيشنهادات از سوي كشورهاي 1+5 به جمهوري اسلامي بود كه در آخريم موضع گيري ها مقامات تهران پاسخ خود به اين پيشنهادات را اواخر ماه مرداد موكول كرده اند. اما مقامات كاخ سفيد و برخي كشورهاي اروپايي اين سياست جمهوري اسلامي را چيزي جز "وقت كشي" براي هدف نهايي حاكميت عنوان نكرده اند. چه پيشبيني مي كنيد در مورد سرانجام اين كشمكش ديپلماتيك؟

استراتژي نظام در قبال مساله هسته اي در دولت جديد،استراتژي فعال  است. تنها مقطعي است كه شورايي راهبردي در وزارت امور خارجه براي رفع اشكالات تشكيل شده است. مقام معظم رهبري با فرمان خود به آقاي خررازي اين شورا را تشكيل دادند. بنابراين مشي دولت بر اساس سياستي غيرمنفعل و با تحرك دنبال مي شود.

*خب اين تحرك در كدام سو صورت گرفته؟ منظور،نتيجه است؟

اين تحرك در صحنه بين المللي باعث شده كه طرف اروپايي حق فعاليت هسته اي صلح آميز ايران را براي اولين بار هم در بيانيه شوراي امنيت و هم در بيانيه كشورهاي 1+5 به رسميت بشناسند. در برابر مهلت خواستن ايران براي ارائه پاسخ ها به هيچ وجه واكنش منفي از سوي كشورهاي غربي در قبال اين موضع ايران ديده نشده است.

*اما وزير خارجه آلمان در ديدار اخير با آقاي متكي بار ديگر صريحا خواهان پاسخ فوري ايران شد. موضع كاخ سفيد هم همان "وقت كشي" و.. بوده...

اين حرفهاي پراكنده تاثير زيادي در اتخاذ سياست هاي خارجي ما ندارد. در عين حال كه وزير امور خارجه آلمان چنين اظهاراتي را ابراز داشته ولي سياست و مشي آلمان در قبال جمهوري اسلامي اخيرا تعقيير قابل ملاحظه اي كرده و آلمان تقريبا دارد جاي ژاپن را در مراودات اقتصادي با ايران مي گيرد. برايند موضع گيري آلمان منفي نيست بلكه مثبت است.

*خب در مورد بحث "تعليق" كه ظاهرا اختلافي ميان امريكا و اروپا و حتي چين و روسيه وجود ندارد...

البته در مورد بحث "تعليق" هم امريكايي ها مصرند و اروپايي ها در زبان تاكيداتي مي كنند. اما ما اعلام مي كنيم كه در مورد مساله غني سازي هيچ تعليقي را نمي پذيريم و هيچ شرطي را در اين مورد در مذاكرات قبول نداريم. من گمان مي كنم در آينده نزديك يقينا پرونده هسته اي به شوراي حكام باز خواهد گشت.

*آزادي مخل  نظام

*مدتي است كه بحث وحدت در رسانه هاي رسمي كشور مطرح مي شود. مقام رهبري هم اخيرا با حضور مسئولان اظهاراتي در اين مورد داشتند، موتلفه اسلامي ضرورت و ابزار عملي شدن اين "وحدت" در شرايط حال حاظر كشور ما را چگونه مي بيند؟

ما هميشه معتقد بوده ايم يكپارچگي داخلي  ضامن حفظ نظم است و نقش بسيار موثري از تنش زدايي از كشور داشته است. به همين خاطر تعاملات خودمان را با احزاب اصولگرا و احزاب اصلاح طلب بر همين اساس تنظيم كرده ايم. تلاشمان اين بوده است كه وفاق و همبستگي داخلي احزاب و نخبگان سياسي حول محورهاي اساسي كه منافع ملي ما اقتضا مي كند روز به روز افزايش پيدا كند.

*مثل ديدار موتلفه اسلامي با مشاركت اسلامي؟....

بله، موتلفه در اين راه از هيچ تلاش و كوششي دريغ نكرده است. هرچند اين ديدار ما با مشاركت مورد انتقاد شديد گروههاي اصولگرا قرار گرفت اما تعاملات را در راستاي تحكيم همبستگي و وحدت داخل كشور ادامه داديم. آنچه  مقام معظم رهبري در سخنانشان به عنوان منشور اصول گرايي اشاره كردند،آرايش جديد سياسي را در كشور ما ساماندهي كرده است.

*يعني با اين هشت بندي كه ايشان به آنها اشاره كردند؟

ايشان دامنه اصولگرايي را تا جايي گسترده كردند كه تبديل به يك بزرگراه براي انقلاب اسلامي و حركت نظام در آن چهارچوب شد. به نظر من اگر اين هشت بندي كه به عنوان شرايط مورد تاكيد قرار گرفت مورد تاييد و حكايت همه گروهها و احزاب سياسي قرار گيرد  پايه هاي وحدت در كشور ما مستحكم مي شود.

*همانطور كه احتمالا مطلعيد سه روز پيش همزمان با سالگرد انتخاب آقاي احمدي نژاد به رياست جمهوري، تعداد بسيار قابل توجهي از نمايندگان احزاب و جريان هاي سياسي مختلف كشور براي آزادي فوري مهندس موسوي خوييني،دبيركل سازمان دانش آموختگان ( ادوار تحكيم وحدت) دور هم جمع شدند . در اين جمع نيز بارها از ضرورت اتحاد "آزاديخواهان" براي ايران فردا سخن گفته شد. حالا به ما بفرماييد حضور اين طيف وسيع از منتقدين و حرف و سخن آنها درباره "اتحاد" در شرايط حال حاظر كشور كه يك سو بيم حمله نظامي مي رود و سوي ديگر عواقب اعمال تحريم هاي احتمالي،چه جايگاهي مي تواند در سياست هاي كلي حاكميت در مورد مساله "وحدت" داشته باشد؟

ببينيد،ما وحدت كشور را در چهارچوب قوانين كشور مطرح كرده ايم. اگر قرار باشد كسي به نام آزادي اما بر خلاف قانون بخواهد از جريان سواستفاده كند اين جريان يا فرد نه تنها ساختارشكن است بلكه وحدت شكن نيز هست! ايشان [ مهندس موسوي خوييني] متهم است به شركت در تجمعي غير قانوني كه هيچ مجوزي از سوي دستگاههاي قضايي نداشته است. اتهامات ديگري هم در رابطه با ارتباط با بيگانگان در مورد ايشان مطرح است كه دادگاه مشغول بررسي آنها است. به نظر مي رسد كساني كه خواستار وحدت و انسجام كشور هستند نبايد اجازه دهند عناصري با خط گيري و جهت گيري از بيگانه تحركاتي را در داخل كشور به نام آزادي و اين طور مسائل داشته باشند كه خلاف قوانين و مقررات است.  ما هيچ تعريفي  آزادي در كشور نداريم كه مخل بر مباني نظام و انقلاب اسلامي باشد. با اين تحركات توسط قانون بايد برخورد شود. هر اقدامي در چهارچوب قانون آزاد است.

*برخورد با تجمع زنان

*حالا به تجمع بيست و دو خرداد زنان و مردان در ميدان هفت تير اشاره كرديد. ببينم اين برخوردي كه به آن شكل با تجمع كنندگان صورت گرفت،حالا هر چند كه مجوز رسمي از وزارت كشور وجود نداشت اما كاملا مسالمت آميز بود.. شما برخوردهاييي به اين شكل را با تجمعات آرام اقشار مختلف مردم اصولي و "قانوني " مي دانيد؟....

ببينيد اصل قضيه اين است كه ما كلا با تخلفي كه ناشي از هدايت هاي بيگانگان و رسانه هاي بيگانه حتي سلطنت طلب ها و مزدوران طاغوت مثل فرح ،زن شاه سابق است،با اينگونه تحركات چگونه بايد برخورد كرد؟ اگر كساني امروز به خود اجازه بدهند در فضايي كه ملت با اين همه خون داده است و استقلالش را حفظ كرده است،سربلند و سرافراز در صحنه بين المللي حضور دارد،به خود اجازه بدهند كه با تعدادي معدود حدود 100 نفر،200 نفر، كه خود را عامل سلطنت طلب ها در كشور مي دانند بيايند نظام را زير سوال ببرند يا حقوقي را مطالبه كنند كه نه در قانون اساسي و نه در هيچ جاي ديگري وجود دارد،با اين نوع عوامل در دولت هاي ديگر چگونه برخورد مي شد؟

*اما هيچ كدام از اين جريانات تا آنجا كه من مطلعم هيچ ارتباطي با "سلطنت طلب" ها و .. نداشته اند... ممكن است كه خانم ديبا هم پيامي داده باشند ولي اصلا غالب جريان هايي كه شركت داشتند اصلا خطوط قرمز بسيار پر رنگي با "سلطنت طلب "ها دارند...

دليل روشني كه خانم شيرين عبادي در اين تجمع شركت نكرد به خاطر اين بود كه خانم فرح [ديبا] از اين تجمع اعلام حمايت صريح كرد.

*خب خيلي از گروههاي سياسي مشهور ديگر ضد سلطنتي هم  حمايت كردند...

هيچ فرقي نمي كند. گروههاي ديگر ضد انقلاب هم ممكن است كه حمايت كرده باشند ولي به هر حال همه اينها حاكي از اين است كه اصل كار و روند حركت، در چهارچوب قانون نبوده است و به خواست بيگانگان صورت گرفته است.

*موضع شما به هر حال نسبت به  برخورد خشونت آميز،توهين،ضرب و شتم و.. با يك تجمع آرام  چه هست؟....

با هر كس كه در برابر قانون مقاوت كند بالاخره بايد برخورد كرد!

*خب حق تجمع مسالمت آميز كه ظاهرا در قانون اساسي براي مردم وجود دارد...

مردم به مسئولين اجرايي كشور اعتراض مي كنند كه چرا با كساني كه ناقض نظم و قانون هستند برخوردي صورت نمي گيرد. اتفاقا اين حقوق مردم است.

*حالا فرض كنيد تعدادي از زنان و مردان مي آمدند مطالبات مدني خود را خيلي آرام طرح مي كردند. چند سخنراني و سرود و شعار و تمام مي شد. دوربين ها فيلم مي گرفتند و در شرايط حال حاظر كشور اين تصوير روي آنتن رسانه ها در جهان مي رفت. به نفع دولت و اصلا كل جمهوري اسلامي نبود؟

نه. به نظر ما اين كار بر خلاف خواست عموم مردم است.

*زنداني سياسي نه،هنرپيشه

*شما در ارتباط با پرونده مهندس موسوي خوييني به "ارتباط با بيگانه" اشاره كرديد. ايشان پيش از بازداشت به خانواده و دوستانشان گفته اند همه عقايد سياسي و اظهارات ايشان پيش از بازداشت ملاك اسا و هرگونه فيلم و صدا و نوشته كه بعدا بر خلاف آنها در شرايط بازداشت منتشر شود هيچگونه اعتباري ندارد. حالا با توجه به تجاربي كه پيش از اين هم وجود داشته و مقامات نيروي قضايي هم از آن مطلع هستند،مساله "اعتراف هاي ساختگي" از زندانيان سياسي تا چه حد در شرايط جديد مي تواند برخورد ديگري صورت گيرد در اين رابطه؟... چه فكر مي كنيد؟

اينها هيچ كدام زنداني سياسي نيستند.

*پس چي هستند؟

اينها در واقع فريب خوردگاني هستند كه دشمنان خارج از كشور سعي مي كنند كه اينها را به "چهره" تبديل كند. اينها چيزي نيستند كه اصلا به عنوان "زنداني سياسي" تلقي شوند!

*چطور؟

كسي كه عامل اجراي خواست هاي راديوهاي بيگانه مي شود،عامل اجراي خواست سلطنت طلبان و مخالفين نظام مي شود را نبايد سياسي قلمداد كرد. سياسي كسي است كه تئوري داشته باشد و يك مبناي نظري داشته باشد. يعني حرف حسابي داشته باشد. كسي كه به عنوان يك بازيگر و هنرپيشه كه از ديگران تقليد مي كند است كه زنداني سياسي نيست. ما با اين نوع تعابير چهره ها و نخبگان سياسي را زير سوال مي بريم.

*از  مساله "اعترافات ساختگي" نگفتيد.

من فكر مي كنم كه اين مسائل همه طر ح هايي است كه با همان نگاه غير واقعي نسبت به دستگاههاي امنيتي كشور دارد مطرح  مي شود و براي پاك كردن رسوايي است كه اينها به بار آورده اند. و الا اعترافات اينها كاملا روشن و مشخص است.

*جدي؟

بله،اينها مانند زندانيان قبل از انقلاب نيستند كه زير بار شكنجه هاي طاغوت ماهها و ماهها دوام بياورند و روي عقيده و ايماني كه دارند مقاومت كنند. چون مبناي فكري آنها،مبناي ايماني و اعتقادي نيست.

*بي ايمانند؟

مبناي اعتقادشان مبناي اسلامي نيست،بنابراين به راحتي از مواضع خودشان بر مي گردند و به اشتباهات خودشان اقرار مي كنند. ولي آنهايي كه نمي خواهند اينگونه مسائل در افكار عمومي جامعه موجب تضعيف روحيه برخي از اپوزيسيون داخل كشور شود سعي دارند با اين نوع شايعات و تئوري ها كه مثلا اعتراف به زور گرفته شده و چنين و چنان بوده آثار آن را كم كنند. اما ما يقين داريم كه اعترافات آنها، روشن و شفاف و مشخص است و اينها انسانهايي نيستند كه بر پايه ايمان و اعتقاد در اينگونه راهها قدم گذاشته باشند.

*حالا آن گروه از زندانيان سياسي مرتبط با احزاب و سازمان هاي سياسي كه طبق صحبت هايي كه با آقاي گاليندوپل و... كرده اند با چنين برخوردي در در دهه شصت  مواجه بودند چي؟ آنها هم "هنرپيشه" بودند؟

كدام ها را مي گوييد؟

*چهره ايي از احزاب و سازمان هاي سياسي مشهور بعد از انقلاب.. در دهه شصت...

ببينيد، ما زماني كه در متن شرايط آن زمان قرار مي گيريم مي بينيم با كار فرهنگي و فكري كه روي آنها صورت گرفت در همان مقطع بسياري از آنها داخل زندان پس از بحث هاي دقيق و مجادلات منطقي اسلام و آنها اكثريت آنها در موضع گيري هايشان تجديد نظر كردند و روش ها و اشتباهات گذشته خود را پذيرفتند. همانطور كه شما امروز مي بينيد هر كدام از منافقين كه از مجموعه اين سازمان جدا مي شوند و در يك فضاي باز غير بسته درون سازمان قرار مي گيرد به اشتباهات خود پي برده و به آنها اعتراف مي كند.

*غالب كساني كه در دهه شصت "كار فكري و فرهنگي اسلامي" روي آنها انجام گرفت،چيزهاي ديگري مي گويند امروز. چرا؟

نه. هيچ چنين چيزي قابل قبول نيست. كسي كه چنين ادعايي دارد اثبات كند!

* حمايت از مصباح و رفسنجاني

*خط كلي موتلفه اسلامي در قبال انتخابات پيش روي مجلس خبرگان رهبري چه هست؟

ما همانطور كه قبلا اشاره كرديم از ليست نامزدهاي جامعه مدرسين حمايت مي كنيم و اكثريت احزاب اصولگرا هم بر همين موضع هستند و در همين چهارچوب عمل خواهند كرد. طبيعتا هر شخصيتي كه در ليست مورد حمايت اين جماعتين باشد مورد حمايت ما قرار خواهد گرفت.

*در رابطه با حضور وسيع طرفداران آيت الله مصباح يزدي براي حضور در اين عرصه و از سوي ديگر حركت هايي كه در خصوص آقاي رفسنجاني در هفته هاي گذشته صورت گرفت، روزنامه جمهوري اسلامي هم به تازگي مواضع انتقادي نسبت به جريان آقاي مصباح گرفت، حتي از خطر "فرقانيسم" در كشور سخن گفته شد..موضع موتلفه نسبت به اين جريانات چه هست؟

ما معتقديم آيت الله مصباح و آيت الله هاشمي هر دو در زمره سرمايه هاي نظام و انقلاب اسلامي و حوزه هستند. اهانت به هر كدام از اينها را رفتاري ناصحيح و ناپسند مي دانيم و معتقديم كه نبايد براي حمايت از يكي به آن فرد ديگر اهانت شود. افراط و تفريط را در اين نوع مسائل مضر به حال كشور مي دانيم و معتقديم كه اگر هر دو اينها هم در يك ليست باشند بايد مورد حمايت قرار بگيرند.

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  Tue 27 Jun 2006ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

                      

 

 

جمعي عظيم و رنگارنگ از طيف هاي سياسي مختلف كشور سومين روز از عصر تفته تير ماه را در محل سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي ( ادوار تحكيم وحدت) گرد هم آمدند تا از خنكاي واژه "آزادي" بگويند واز از اتحاد و از  ايران ... و آزادي و آزادي و آزادي. گردهمايي فعالان سياسي ،‌ اجتماعی ، فرهنگی و دانشجويي در اعتراض به تداوم بازداشت مهندس موسوي خوئيني دبيركل سازمان دانش آموختگان ايران و نماينده مجلس ششم از ساعت 5 بعد از ظهر آغاز شد . رنگارنگي طيف هاي سياسي مختلف و آنچه در اين گردهمايي عنوان شد از سوي تعدادي از كارشناسان سياسي "بي سابقه" و "نويد بخش" ارزيابي شد. از محمد علي عمويي تا سعيد حجاريان، از تقي رحماني تا فريبرز رئيس دانا و حبيب الله پيمان . داوود هرميداس باوند، علي اكبر معين فر ، خسرو سيف، احمد زيد آبادي،عيسي سحرخيز،علي انصاري راد، محمد ملكي،سعيد مدني،هاشم صباغيان،محسن كديور،پرويز ورجاوند،عبدالفتاح سلطاني، حسين شاه اويسي،هاشم آغاجري، احمد شيرزاد،فريبا داوودي مهاجر، نوشين احمدي خراساني،ابراهيم مددي، ناهيد خيرابي،منصور حيات غيبي،ژيلا بني يعقوب،بهمن احمدي امويي،هومن كاظميان،عليرضا جباري، منصور حيات غيبي، احمد باطبي، مصطفي تاج زاده،هما زرافشان،پروانه اسانلو، شهلا انتصاري،رضا عليجاني،هدي صابر،بابك احمدي، سيمين بهبهاني و همه و همه و همه. حتي الهه كولايي و فاطمه راكعي جبهه مشاركت اسلامي هم آمده بودند تا از آزادي بگويند و از ايران. طيف وسيعي از دانشجويان كشور با جهت گيري هاي سياسي مختلف در اين جلسه شركت داشتند. چپ و مسلمان معنا نداشت و ورد زبان ها همه "ايران" بود. سنديكاليست ها آمده بودند تا به نمايندگي از منصور اسانلو، از كارگر بگويند و از سنديكا و باز از ايران... و فعالين جنبش زنان آمده بودند تا از برابري بگويند و از آزادي و از ايران... تعداد قابل توجهي از روزنامه نگاران تحول خواه ايران در اين گردهمايي حضور داشتند. هر يك از شركت كنندگان سخنان بسيار جالب و صريحي در باب آزادي و ايران فردا اظهار داشتند . ديوارها منقوش بود به تصاوير مهندس موسوي خوييني و دانشجويان در بند عابد توانچه و ياشار قاجار. يكي مي گفت، « واپسين شب هاي شعر از ده شب شعر در انستيتو گوته به خاطرم مي آيد» و ديگري مي گفت «اين فصل ديگريست.»سخنان سخنرانان كه به طرز بي سابقه اي ميشد تقريبا نماينده همه طيف ها و جريان هاي شناسنامه دار سياسي كشور  را در ميان آنها يافت ، همگي از صراحت لهجه خاصي برخوردار بود و لبه تيز ديگري پيدا كرده بود...

سيد علي اكبر موسوي       

حضار برخواستند. سرود اي ايران همراه با پخش تصاويري ميهني و نطق مهندس موسوي خوييني در مجلس ششم آغازگر جلسه بود.پس از سرود اي ايران، با تكاپوي عبدالله مومني و با اجراي رضا دلبري،  دكتر حبيب الله پيمان پشت تريبون رفت. او در بخشي از سخنان خود گفت :" زادی بهای سنگينی دارد جای تاسف است که دولت به خاطر دفاع از حق اعتراض ، موسوی را زندانی کرده است. چه کنيم که آزادی بهای سنگينی می‌طلبد و تا رسيدن به ايران آزاد و آباد راه دشواری در پيش است.... اگر مسوولان کشور فکر می‌کنند ثبات حکومت در ايران از طريق برقراری يک حاکميت تک صدايی و انحصارطلبانه امکان پذيراست، بدانند که چنين نخواهد شد. جامعه متکثر ايران با سابقه فرهنگ سه هزار ساله قطعاً نمی‌تواند برای درازمدت شرايط تک‌صدايی را تحمل کند، تا همگان يک فرم بپوشند و يک جامعه پادگانی ايجادکنند.....» پيمان در بخش پاياني سخنان خود گفت « اين پايداري سرانجام مانند سنگ چخماقي فضا را روشن مي كند و چراغي را در اين كشور بر مي افروزد كه با هيچ كوششي خاموش نخواهد شد. همه اميد ما به اين پايداري است. اين پايداري ها را بايد قدر بدانيم و همراه كنيم با آن خردورزي پرسابقه ايراني. ما هنوز نتوانسته ايم روح ايراني را بيدار كنيم. اين را روشنفكران ما بپذيرند...»

اي ديار روشنم

سيمين بهبهاني كه تازه از سفر امريكا بازگشته با تشويق حضار تريبون را به دست گرفت :" من پيوند خجسته اي را كه امروز نطفه آن بسته مي شود بين تمام تشكل هاي آزادي طلب تبريك مي گويم. اميدوارم اين برنامه ها ادامه پيدا كند و بتوانيم با اتحادي كه ميان تشكل هاي آزادي طلب ايجاد مي شود راه را براي رسيدن به آزادي ايران خصوصا براي زنان محروم ايران باز كنيم. من معذرت مي خواهم كه چشمم قدرت شناسايي افراد را ندارد." سيمين شعر "ديار روشنم" را خواند: اي ديار روشنم شد تيره چون شب روزگارت / كو چراغي جز تنت كاتش زنم در رهگذارت / ماه كو؟ خورشيد كو؟ بهرام و ناهيدت كجاست؟ / چشم روشن كو كه فانوسش كنم در شب هاي تارت؟ آبرويت را چه پيش آمد كه اين بي آبرويان مي گشايند آب در گنجينه هاي افتخارت... سعيد حجاريان با تشويق حضار مانند هميشه به سختي چند كلامي را با حضار سخن گفت. او به گشوده شدن در اين همه زندان به جاي مدرسه اشاره كرد... قديم به ما ياد داده بودند که هر مدرسه‌ای که باز می‌شود، يک زندان بسته می‌شود . اما نگار در جامعه ما عکس اين قضيه صادق است. با افتتاح مدرسه جديد، زندانی جديد باز می‌شود.»
او همه مشکلات حکومت را ناشی از دو گانگی حاکميت می‌داند و معتقد است: «در همۀ حوزه‌ها از جمله حوزه فرهنگ، کار و سياست دوگانگی ديده می‌شود.در حوزه سياست دوگانگی مشروعيت که در قانون ذکر شده، در نظام تضاد را ايجاد کرده است. يکی منشاء الهی قدرت و ديگری منشاء مردمی قدرت و اين تضاد نظام است. مشکل ما همين است . اگر کسی بتواند اين تضاد را حل کند، دمکراسی آورده است.»

 

افزايش زندانيان سياسي

 

 

 دكتر محمد ملكي در سخنان خود، پيشنهاد تجمعي ديگر براي آزادي موسوي خوييني را مطرح كرد...دكتر فريبرز رئيس دانا سخنان خود را با شعري از عارف قزويني آغاز كرد."... رئيس دانا گفت: « دوستان عزيز! ملت ايران اين روزها در آستانه سالگرد يكصدمين سال انقلاب مشروطه خود است. ملت ايران از پيشتازترين ملت هاي تحت ستم جهان براي دستيابي به آزادي و رهايي از سلطه و بيداد بوده است. از آن زمان تاكنون پيشينيان ما و هم امروز ما و اميدهاي فردايمان يكصد سال پر آرزو اما پررنج و سرشار از پيروزي و ناكامي را پشت سر گذاشته ايم. در آستانه يكصدمين سال دردهاي جانكاهي بر دوش جامعه آگاه و مبارز ماقرار دارد. شمار زندانيان سياسي فزوني مي گيرد. در حالي كه هيچ مسئولي نمي پذيرد كه چيزي به نام زنداني سياسي و يا جرم سياسي اساسا وجود دارد. دانشجويان معترض و آينده نگر ما يكي يكي روانه زندان مي شوند. نماينده كارگران اعتصابي و حق طلب هنوز در بند است. روشنفكران متعهد تحت تعقيب قرار دارند و عاقبت كارشان همان زندان است. يكي از مسالمت آميز ترين تظاهرات محدود زنان داخل يك بوستان كوچك با خشن ترين برخوردها.... اين در حالي است كه يكسال از عمر دولت مهرپرور عدالت گستر مي گذرد و نيروي انتظامي طرح "پليس خندان" و "پليس مودب" را عرضه كرده است....» رئيس دانا ضمن اشاره به حوادث آذربايجان و بازداشت روزنامه نگاران و... در بخش ديگري از سخنانش گفت :«...  اما موسوي خوييني مانند همه دربندان ديگر از جمله ناصر زرافشان،ياشار قاجار،عابد توانچه و زندانيان شهرهاي آذربايجان تاوان آزاديخواهي،افشاي حقيقت و دفاع از حريم انساني و شهروندي خود را مي دهند. آنان سزاوار گرامي ترين ستايش هاي فرزانگان و رنجبران اين سرزمين بلكه همه جهانند. آنان به روزگار وحشت هاي بيشمار و در فصل هواي پر لهيب نفس گير و در هنگامه رياكاري هاي امپرياليست ها و معامله گران حقوق بشر و مردم ايران دانسته اند كه تنها نيستند... همه آنها و همه شما ذخاير درياي مردمي هستيد كه عن قريب موج بلند خواسته هاي آنان را نظاره گر خواهيم بود. هر موج دل آگاه و فزون تر...» وي سپس به نقش موسوي خوييني و تلاش هاي پارلماني او در دفاع از آزادي و حقوق بشر پرادخت.« من و دوستانم از هيچ تلاشي براي آزادي موسوي خوييني فروگذار نمي كنيم. اما نه از آن روي كه او به سست پيمانان روي آورد بلكه از آن جهت كه او به راه درخشان رستگاري مردمي بپيوندد كه بر جريده تاريخش نام ستارخان سردار ملي،حيدرخان عموقلي،ميرزا جهانگير خان صوراسرافيل،دكتر تقي اراني،دكتر محمد مصدق،رهبر نهضت ملي،دكتر حسين فاطمي،سرهنگ سيامك،خسرو گلسرخي،سعيد سلطانپور،فروهرها،مختاري و پوينده و... نقش بسته است.» با شنيدن نام سعيد سلطان پور جمعيت يكصدا به تشويق و درود بر خواستند. سخنران بعد عبدالفتاح سلطاني وكيل تعداد زيادي از زندانيان سياسي و عقيدتي و عضو كانون مدافعان حقوق بشر ايران بود. سلطاني در بخشي از سخنانش گفت :«... در روزنامه ها همگي ديده ايد كه حتي در رابطه با پرونده متهمين عادي عكس بازپرس و قاضي را هم درج مي كنند، چرا آنجا نمي ترسند؟ چون معتقدند قاضي در آنجا مشغول اجراي قانون است اما چرا در رابطه با متهمين سياسي حتي ديده شده قضات اسم مستعار هم استفاده مي كنند. علت آن چيست؟!...» تقي رحماني فعال سياسي پشت تريبون رفت. او ضمن اينكه تاكيد بر اين نكته كه بايد براي آزادي "هزينه" داد، در بخشي از سخنان خود گفت«... از انقلاب مشروطيت تا به امروز جنگ ميانه روها و راديكال ها همواره به نفع نيروهاي ضد دموكراسي تمام شده است.... گرامي مي داريم نام زندانيان ديگر را كه گمنامند...  دعواي مصدق و حزب توده به نفع سلطنت تمام شد. بازرگان و مجاهدين به نفع روحانيت انحصار طلب و.... دولت و ملت مدرن هدف ماست... همه اين شعارها كشك است اگر مدل تحققي نداشته باشيم... راديكال ها در ايران قدرت نمي گيرند بلكه بايد ياري دهنده به افراد دموكرات و آزاديخواه باشند تا دموكراسي بپايد...»

 

مستبدان آزاديخواه نمي شوند

 

 او افزود « بايد براي آزادي ايستاد . حتي جان داد  اما براي آزادي بايد در حوزه عمومي ايدئولوژي داشت و ايمان! انفرادي ايمان مي خواهد نه شعار. در عين حال درايت مي خواهد... اين ها را به عنوان كسي كه در سه دوره درد زياد كشيده و يكي از خوش شانس ترين زندانيان جمهوري اسلامي بوده كه زنده مانده به شما مي گويم. من خوش شانس بودم. مرغي بودم كه پرم را كندند نه سرم را. سر خيلي ها را كندند كه بي گناه بودند. من نمي خواهم انتقام بگيرم. بايد توپ را به زمين خودمان بيندازم. مستبدان آزاديخواه نمي شوند...» رحماني خطاب به حضار گفت كه رنج زندان دهه شصت را از عمويي و اميرانتظام بپرسيد... محمد علي عمويي با اصرار مكرر جمعيت در حالي كه سالن تا دقايقي پيوسته كف مي زد از جاي خود برخواست، جمعيت را شكافت و تريبون را در دست گرفت :« خدمت همه خانم ها و آقايان حاظر در اينجا درود مي فرستم. به كساني كه به خاطر آنها ما اينجا گرد هم آمديم. مهندس موسوي خوييني،ناصر زرافشان و بسياري زندانيان عقيدتي سياسي ديگري كه هيچ جرمي مرتكب نشدند،هيچ كار خلافي نداشتند جر بيان عقيده. با كمال تاسف در كشور ما چه پيش و پس از انقلاب آنچه كه اساس زندگي آزاد انسانهاست همواره مورد هجوم قرار گرفته است.» قديمي ترين زنداني سياسي ايران ادامه داد:« اما از آنجا كه حاكمان وقت نمي توانند به صراحت اعتراف كنند كه به اين علت بازداشتش مي كنيم انواع اتهامات كذب را متوجه طرف مي كنند. ارتباط با بيگانه،جاسوسي،اقدام براي تعقيير حكومت و بسياري مطالب ديگر. حتي چند وقت پيش يك سري اتهامات منكراتي به افراد مي زدند. به منزل كسي مي روند. روي ميزش شيشه مشروب مي گذارند. از او عكس مي گيرند و اين را آقاي بازجو در بازجويي مطرح مي كند. و حال آنكه طرف در زندگيش هرگز لب به مشروب نزده. عكس هاي عجيب و غريبي از خانه كسي بيرون مي آيد كه همواره با حسن اخلاق شهرت داشته...  با حيثيت و شرافت انسان هاي شريف به راحتي بازي مي شود... به درستي اشاره شد اينجا كه آقاي موسوي خوييني پيش از بازداشت به دوستانش يادآور شده بود كه سخن من آن چيزي است كه الان مي گويم.»

 

شوهاي تلويزيوني سال 60

 

 

      
 
 
 

 

 

عمويي در حالي كه اشك در چشمانش حلقه زده بود جمعيت را خطاب قراد داد:« دوستان عزيز! ما در سال 85 به سر مي بريم و اين داستان،داستاني است كه در سال 61 و 62 بر سر ما آمد و همچنان ادامه پيدا كرد. آن زمان بسياري باور كردند اين شوي تلويزيوني را! هيچ صدايي از كسي برنخواست. اساسا تصوير كردن آنچه كه در دهه شصت بر زنداني سياسي گذشت به هيچ وجه قابل قياس با امروز نيست. ما هم اكنون به شدت به حاكميت كنوني معترضيم اما باور كنيد وضعيت زندانيان سياسي قابل قياس نيست با آنچه كه در دهه شصت بر زندانيان سياسي گذشت.... هيچ حقي! اصلا گويي با انسان صاحب حق رو به رو نبودند. آيا اينها عوض شدند؟ نه! من معتقدم همان كساني كه آن سياست ها را در دهه شصت عليه دارندگان اعتقادات گوناگون اعمال كردند،همان ها امروز قدرت دارند و اگر بتوانند همه آن كارها را تكرار مي كنند.» عمويي افزود « من به شما و همراهانتان تبريك مي گويم. اين نتيجه پايداري،افشاگري و كوشش براي پيشرفت پيشروان راه آزاديست كه امروز آقايان را مجبور كرده به پاره اي رفتارها كه هرگز به آن تن نمي دادند تن دهند. شما شكست نخورديد. شما موفق شديد و به گمان من اين راه به موفقيت هاي بسيار بيشتري منجر خواهد شد... » مترجم "خيانت به سوسياليسم" و نويسنده "درد زمانه" در بخش ديگري از سخنان خود گفت كه « ما حركت مسالمت آميزي را پي مي گيريم و از همه كساني كه در راه كسب حقوق دموكراتيك انسان كوشش مي كنند استقبال مي كنيم و اميدواريم كه در اين را موفق شويم.» عمويي سخنان خود را با اين شعر به پايان برد : « آفتاب زندگي پاينده باد ،چشم ما بر طلعت آينده باد!»

 

جبهه ضد فاشيسم

 

 

          

 

رضا خجسته رحيمي از وضعيت وخيم روزنامه نگاري كشور گفت و عيسي سحرخيز و دكتر پرويز ورجاوند از بحراني تر شدن وضعيت داخلي و بين المللي كشور. سحرخيز گفت ده روز از دستگيري و بازداشت دوست عزيزمان جناب مهندس موسوي خوئيني مي گذرد و درست يك سال از روشن شدن نتيجه انتخابات دوره نهم رياست جمهوري. پارسال، چند روز پيش از اين، در سي ام خرداد 84 در مقاله اي با عنوان راي ما به هاشمي؛ در كدام جايگاه، گوشه هايي از آنچه را كه تصور مي كردم بر ما خواهد رفت، بيان كردم. در آن مقاله نوشتم: تلاش ما براي تحميل برگزاري انتخابات آزاد اگرچه در انتها به بار ننشست و شاهد راي سازي‌هاي گسترده توسط ستاد ضد اصلاحات بوديم؛ اما در پي تحقق جبهه دموكراسي و حقوق بشر، جبهه ديگري در حال گشودن است كه نامي جز جبهه ضد فاشيسم بر آن نمي توان نهاد... اما خطرفاشيسم و حكومت نظاميان تحت رهبري ولايت مطلقه فقيه به گونه‌اي ست كه راهي جز اين ندارم كه با چشماني گريان و فريادي بغض‌آلوده از همه بخواهم كه اين بار به فردي كه فرسنگ‌ها از خواسته‌ها و آرمان‌هايم دور است و در دوران مختلف انقلاب بارها حق را زير پا گذارده و جبهه وسيعي از حق طلبان را مورد ظلم و ستم قرار داده، راي دهند.... ما چاره‌اي جز شركت كردن و راي منفي دادن به رقيب ‌هاشمي رفسنجاني نداريم، زيرا نمي‌خواهيم در داخل اندك روزنه‌هاي تنفس نيز بسته شود و در خارج آبرو و حيثيت و اعتبار ايراني، مضحكه ديگران گردد."

وي در بخش ديگري از سخنان خود بار ديگر به افراد و جريان هايي اشاره كرد كه انتخابات رياست جمهوري گذشته را قاطعانه تحريم كردند: "آن روز بودند بسياري كه اين سخن را نپسنديدند و به راي و نظر خود كه تحريم انتخابات بود، عمل كردند. بودند و هستند كساني كه خطر بسته شدن اندك روزنه هاي تنفس و از دست رفتن آبرو و حيثيت و اعتبار ايران و مضحكه دست اين و آن شدن را جدي نگرفتند و گفتند - و هنوز هم مي گويند- بين دولت خاتمي و دولت احمدي نژاد تفاوتي نيست و حاكميت دو گانه و حاكميت يك دست اقتدارگرايان در عمل تفاوت چنداني با يكديگر ندارد و در به همان پاشنه خواهد چرخيد...."

عدو شود سبب خير

سحرخيز سخنان خود را اينگونه به پايان برد: "وظيفه ما همچنين ايجاد جبهه هاي ضد استبداد و خشونت ورزي و صلح خواهي و ضدجنگ است. چاره اي نداريم جز اينكه بيش از پيش دركنار هم باشيم و در راه دستيابي به اين هدف بكوشيم. دستگيري دوست عزيزمان مهندس موسوي كه اميدواريم هرچه زودتر آزاد شود، هر بدي و تلخي كه داشت، اما دربردارنده اين حسن و حلاوت بود كه جمع بيشتري، متحد در قبال دستگيري او و ديگران، و در محكوم كردن سياست هاي خشن و غيرانساني اقتدارگرايان امضاي خود را در پاي يك بيانيه واحد گذاردند و اميدوارم كه در آينده قوي تر، گسترده تر و متحدتر كنار يكديگر باشند. غم نبايد به دل راه داد، هرچند كه خود در غم و اندوه خانواده موسوي به ويژه فرزند خردسال و همسرش شريكيم، چون عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد."

حجت الاسلام دکتر محسن کديور، آخرين سخنران اين نشست گفت: "من مهندس موسوي را شاخص اعتدال جوانان و دانشجويان ايران مي شناختم و طبيعي است که درنبود او جبش دانشجويي کشور راديکاليزه شود. او آرزو کرد که مهندس موسوي آزاد و شيوه هاي مسالمت آميز و آرام مبارزه مدني که ضامن تحقق دمکراسي است بر جامعه شهروندي حاکم شود و بدين ترتيب، با پرهيز از خشونت، امکان گذر مسالمت آميز به دمکراسي، از طريق پناه جستن از آراي عمومي شهروندان در شرايط دمکراتيک، فراهم شود.

آنگاه مجري برنامه نيز پيام تلفني معصومه شفيعي، همسر اکبر گنجي را که نتوانسته بود در جمع حضوريابد به آگاهي حضار رساند.

احمد باطبي و تني چند از فعالين سياسي نيز هر يك سخنان كوتاهي ايراد كردند. پيام اتحاد دموكراسي خواهان ايران نيز توسط عليرضا جباري به اطلاع حضار رسيد. در اين گردهمايي بارها از دكتر رامين جهانبگلو و ضرورت آزادي بدون قيد و شرط او سخن رفت.


 

+ نوشته شده در  Mon 26 Jun 2006ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

               

 

 

نه!،اين فصل ديگريست. گردهمايي نيروهاي سياسي كشور براي پشتيباني از آزادي مهندس موسوي خوييني در محل ادوار تحكيم در عصر تفته سوم تيرماه،درست مقارن با روز برگزيده شدن محمود احمدي نژاد نماينده تندروترين طيف نومحافظه كاران مذهبي به رياست جمهوري، به گونه اي بي سابقه با استقبال  طيف هاي رنگارنگ سياسي كشور مواجه شد. اين گردهمايي از حيث گونه گوني جريان هاي شناسنامه دار سياسي و استقبال  جنبش هاي پويايي مانند جنبش كارگري،دانشجويي و زنان از راست و چپ و مسلمان و غير مسلمان و ليبرال و ماركسيست و ... و هر چه فكر كنيد نشست بي سابقه اي بود در طول تمام اين سالها. در هيچ زماني از دوران اصلاح طلبان گردهمايي با چنين رنگ آميزي،گونه گوني طيف هاي سياسي مختلف، آن هم با چنين صراحت لهجه اي در اعلام مواضع مشخص سياسي برگزار نشده بود. نه ، جاي شگفتي نيست.اين سير تاريخ است. جبر تاريخ!  اين نتيجه عمل سياسي است كه بسياري از كنشگران سياسي در آستانه انتخابات رياست جمهوري نشانه رفتند و عمل كردند. عمل! مقاله "ما تحريميان" را كه با بضاعت اندك خود نوشتم و در اوج زمان معين بازي و انتخابات منتشر شد به خاطر داريد؟ ديروز عصر،روز سوم تيرماه تاريخي شد. همه آمده بودند تا از اتحاد بگويند و از ايران فردا. قصد تخفيف دادن هر حركت سياسي تحول خواهانه اي را از سوي هم ميهناني با هر ايده و مرام و مسلك و ايدئولوژي در هر گوشه اي از جهان ندارم. اما اين گردهمايي چيزي ديگر بود متفاوت با آن بيست سي نفر عمدتا هواداران نظام پادشاهي كه در لندن و واشنگتن گرد هم مي آيند و بيانيه صادر مي كنند بند بند در مورد ايران. اين صدا صداي ايران است. خود خود آن. روزهايي ديگر به سالگرد هجده تير مانده. چه يادها كه غبار خاطره اندوده آنها را و آن تصوير كه تا ابدالاباد حك شد بر پيشاني جنبش دانشجويي و تحولخواهي ميهن ما. احمد باطبي را ديدم كه با همسرش يك سو نشسته است. عبور زمان چه تعقييرات عمده اي در سيماي سمپاتيك اين پسر بوجود آورده. گله كردم كه چرا مي گذارد انقدر از او خرج كنند كم دانان؟ با او شايد  گپي بزنم براي سالگرد هجده تير... تصويرش شده است اكساسوار شوهاي سياسي لس انجلسي... پيامي داده بود به "نشست لندن" كه توسط تلويزيون صداي امريكا با صداي خودش پخش شد. از اين نشست با او گفتم و حواشي آن... مي گفت طيف هاي مختلفي در اين نشست بوده اند و... از حواشي گفتم و انتقاد را پذيرفت و گفت بايد بيشتر احتياط كرد... اما چه كنيم كه او هم مانند هزاران ما دل در گرو "اتحاد" دارد و به هر سو سر مي كشد براي حركتي.. گفتم نبايد مشعل را فراموش كنيم... ياران ديگري را ديدم و حرف و سخن بسيار...پر واضح است كه گرهمايي هايي از اين دست  نه تضادي دارد و نه اختلافي با منافع ملي كشور ما در برهه حال حاظر. زماني كه سخن حمله نظامي و تحريم هاي اقتصادي گوش فلك را پر كرده است.... به ضرس قاطع توانم گفت به مصلحت حاكمان نيز هست. بشنويد. اين صداي مردم است. نامه مردم است براي شما. بخوانيد آن را. ايران ما در وضعيت انفجاري قرار گرفته است. اين صدا، صداي تحول است. صداي مسالمت و عقلانيت سياسي اكثريت خاموش... شنيدن اين صدا به نفع ماست. اين به نفع شماست كه شمايان نيز جزئي از ماييد... پاره هاي تن ما.... همه ي "ما"... مشروح گزارش كامل گردهمايي را در همين خانه منتشر مي كنم.

+ نوشته شده در  Sun 25 Jun 2006ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

        

دكتر بهروز هادي زنوز،از اساتيد امضا كننده نامه پنجاه اقتصاددان به رئيس جمهور اسلامي در گفتگو با "روز" ضمن پوپوليستي خواندن سياست هاي جاري دولت از تورم بي سابقه در سال هشتاد و پنج مي گويد. اين كارشناس اقتصادي با اشاره به برخي "پرخاش ها" به امضا كنندگان اين نامه كه در هفته گذشته از سوي رئيس جمهور و برخي نمايندگان حامي او در مجلس صورت گرفت،"پرخاش كنندگان" را به آرامش و پاسخگويي مستدل به موارد ده گانه نامه فرا مي خواند.

*آقاي دكتر هادي زنوز،اپتدا به ما بفرماييد انگيزه گروهي از اقتصاددانان كشور براي نگارش و انتشار چنين نامه اي به رئيس جمهور در برهه زماني حال حاظر چه هست؟

ما به هر حال اقتصاددانان هستيم و حرفه مان ضرورت نظارت بر اقتصاد كشور را ايجاب مي كند. اين وظيفه حرفه اي ما بود. ما گمان مي كنيم در صورت ادامه سياست هاي افتصادي فعلي دولت مشكلات حادي متوجه اقتصاد مملكت ما خواهد شد.اپتدا تلاش شد در محافل تخصصي از طريق سخنراني ها ، نگارش مقامات علمي،گفتگو با روزنامه ها و.. نكات را مطرح كنيم و زماني كه ديديم كفايت نكرد دست به نوشتن نامه سرگشاده زديم.

*در روزهاي گذشته بالاخره آقاي احمدي ن‍ژاد در يكي از سخنراني هاي استاني شان تلويحا پاسخ تندي به رويكردهاي مندرج در اين نامه دادند. برخي از نمايندگان مجلس هم مانند آقاي الياس نادران كه نزديكي ويژه اي با رئيس جمهور دارند رسما اساتيد امضا كننده نامه را " زخم خوردگان از جريان اصولگرايي، ويژه خواران بريده دست از بيت المال و موج سواران مديريت اقتصادي 16 سال گذشته" ناميدند. شما به عنوان يكي از امضا كنندگان اين نامه چه پاسخي داريد براي اين جريان؟

من به آقاي نادران مي گويم واقعيت اين است كه تا به امروز ما نقد علمي و كارشناسي در چهارچوب حرفه اقتصاد در اين حوزه نديده ايم. اغلب واكنش هايي كه در قبال اين نامه صورت گرفته بر خلاف انتظار ما در حوزه سياسي بوده است. درست است كه حرفه ما با حوزه سياست قرابت دارد اما ما اصلا آدم هاي سياسي نيستيم كه خود را وارد اين درگيري ها كنيم. به نظر مي آيد كه پرخاش آقاي نادران كه خودشان هم يك استاد اقتصاد هستند و همكار ما،شيوه علمي و سازنده اي نيست. ما انتظار داريم از همكارانمان و هم دولت و هم مجلس و هم كارشناسان اقتصادي كه جوانب مختلف اين نامه را ارزيابي كنند. در اين نامه ده مورد مشخص مطرح شده است. در پاسخ هايي كه تاكنون شنيده ايم هيچ كس به اين ده مورد اشاره نكرده است. بلكه برخي مانند آقاي نادران به سوابق برخي از افراد كه نامه اي را امضا كرده اند اشاره مي كنند. نيت سنجي و كف بيني و فال بيني روش علمي نيست. محتواي اين نامه بسيار ساده و شفاف و متين است. نامه را بخوانند و پاسخ مستدل به استدلالات نامه بدهند. اگر چنين كنند وارد حوزه علمي و كارشناسي شده اند و ما فرصت گفتگو و تعامل را پيدا مي كنيم.

*در انتقادهاي تند يا به قول شما "پرخاش ها" اي كه از سوي هواداران سياست اقتصادي دولت در هفته گذشته صورت گرفت، همه اساتيد امضا كننده نامه را "ليبرال" خوانده اند. در حالي كه با نگاه به برايند اين نام ها ما مي بينيم تعداد اقتصاددانان "ساختارگرا"،"نهادگرا" و... مي چربد به طيف "ليبرال"....

ببينيد، ليبراليسم در فرهنگ واژگان سياسي ما يك كلمه ظاهرا با بار ارزشي خيلي منفي است. به هر حال استنباط ما اين است كه "ليبراليسم" هم خودش يك مكتب فكري است. در حوزه اقتصاد هم الزاماتي دارد. ممكن است تعدادي از اقتصادداناني كه اين نامه را امضا كرده اند در شمار "ليبرال ها" جاي بگيرند. همانطور كه شما فرموديد تعدادي از آنها "ساختارگرا" هستند. تعدادي "نهادگرا" ،تعدادي به سياست هاي دولت هاي قبلي اعتراض داشتند و.... بنابراين همه اينها نشان مي دهد فرمايشات اين منتقدين درست نيست. در اين نامه هم تلاش نشده كه گفته شود مشكلات اقتصادي كشور يك شبه از زمان زمام داري مجلس هفتم و دولت نهم بوجود آمده است. كسي چنين حرفي را مطرح نكرده است. در اين نامه گفته شده كه اقتصاد ايران مشكلات ساختاري دارد ما نگران هستيم با سياست هايي كه هم اكنون اتخاذ شده است در جهت حل اين مشكلات گامي برداشته نشود و اوضاع وخيم تر شود..

*برخي از اين طيف ها با توجه به حضور تعدادي از اقتصاددانان ليبرال هدف نامه را تطهير سياست هاي اقتصادي دولت آقاي رفسنجاني و خاتمي هم عنوان كرده اند...

ما نه در جهت تطهير عملكرد دولت آقاي هاشمي بوده ايم . نه در جهت تطهير سياست هاي اقتصادي دولت آقاي خاتمي و اصلاح طلبان. ما دولت آقاي هاشمي را هم در زمان خودش نقد كرديم. دولت خاتمي را هم نقد كرده ايم. حالا ه دولت آقاي احمدي نژاد را نقد مي كنيم. فقط واكنش ها متفاوت است.

*منتقدين به سياست هاي اقتصادي دولت در اين نه ماه مداخلات گسترده،شتابزده و ناهماهنگ دولت در بازارهاي پول،كالا و سرمايه را از سد راه سرمايه گذاري هاي داخلي و بويژه خارجي عنوان كرده اند و گفته اند كه بيم آن مي رود كه با توقف رشد اقتصادي و ركود تورمي رو به رو شويم ،در نامه شما هم به اين موضوع اشارره شده،به ما بفرماييد اين دخالتها عمدتا در چه زمينه هايي صورت گرفته؟

 

در نامه به روشني از اين دخالتها گفته شده است. از نمونه هاي بارز اين دخالت ها مثلا تثبيت قيمت كالاها و خدمات دولتي است. مثل حامل هاي انرژي و مخابرات. در بازار كالاها تثبيت قيمت سيمان و از اين قبيل.

 

*در بازار كار؟

 

مصوبه شوراي عالي كار و وزارت كاردر زمينه افزايش چهل درصدي حقوق و دستمزدها كه پيامدهاي آن را هم ديديم كه بعد وزارت كار ناگزير شد از تصميمات خودش عقب بنشيند و برگشت كند. در حوزه سياست هاي مالي در برنامه چهارم هم گفته شده بود كه دولت بايد انضباط مالي در نظر بگيرد و سقفي هم براي برداشت هاي دولت از حساب ذخيره ارزي بوده كه خب شاهد بوديد كه سياست هاي انبساطي در پيش گرفته شده و حاصل آن افزايش نقدينگي سي و شش و نيم درصدي تا امروز است. مساله تورم مطرح است. در مورد تورم ما فقط هشدار نمي دهيم. كميسيون هاي مختلف مجلس هم اكنون درگير اين بحثند. اينم دخالت ها در حوزه هاي مختلف آشكار و بين است.

 

*مساله يك رقمي شدن نرخ سود و تسهيلات بانكي هم مطرح بود. اصرار دولت بر اين موضوع...

 

بله، قانوني كه اخيرا مجلس تصويب كرد و اصراري كه آقاي احمدي نژاد و كابينه ايشان در يك رقمي شدن نرخ سود تسهيلات بانكي دارند بر خلاف اين واقعيت است كه كشور ما با تورم دو رقمي واجه است. همه اين ها دخالت هاي بي رويه دولت در بازارهاي پول و سرمايه و كار و كالا را به خوبي نشان مي دهد.

 

*در رابطه با مصرف در آمدهاي نفتي قضيه به چه شكل است؟ به هر حال از زمان روي كار آمدن دولت آقاي احمدي نژاد درآمدهاي نفتي رشد بي سابقه اي داشته است. واقعا اين درآمدها در كجا سرمايه گذاري مي شود؟

 

ببينيد واقعيت اين است كه ما يك تجربه زمان شاه را داريم كه در سال 52 با شوك اول نفتي،درآمدهاي نفتي ايران زياد شد. شاه تصور مي كرد با هزينه اعتبارات برنامه پنجم ما را به دروازه هاي تمدن بزرگ خواهد رساند. اما خيلي سريع ما ديديم كه ناهماهنگي در اقتصاد و عدم تناسب بنيان ها اقتصادي و عرضه نيروي كار تورم شديدي را بوجود آورد و دست آخر به كسري طراز پرداخت ها و بعد هم معضلات اقتصادي و پيامد آن سياسي آن رسيد كه تجربه اي منفي بود. در آمدهاي نفتي به هر حال يك درآمد عادي نيست كه حاصل فعاليت هاي توليدي بوده باشد.فروش ثروت است. شما اگر به گزارش آقاي مشرف نفيسي در سال 1326 در زمان برنامه اول نگاه كنيد در آنجا مي گويد فروش ثروت نفتي مانند فروش خون است. كسي كه خون مي فروشد تا معاشش را تامين كند او در وضعيت مناسبي نيست! ما بايد فكر نسل هاي آتي باشيم. حرف ما اين است كه صرف تزريق درآمدها به اقتصاد نه تنها مشكل بيكاري،فقر و رشد اقتصادي را حل نمي كند بلكه مي تواند نتايج معكوس را هم به بار بياورد.

 

*در اين نامه، به گسترش بي رويه نقدينگي هم اشاره شده. آمار رسمي به 15 درصد تورم اشاره مي كند كه اين رقم از سوي كارشناسان همانطور كه در نامه هم مطرح شده تا سي و چهار درصد هم خواد رسيد. خب بالاخره با ادامه روند فعلي، چشم انداز وضعيت اقتصادي كشور ما چه مي شود؟

 

واقعيت اين است كه نقدينگي در برنامه سوم سالانه 30 درصد افزايش پيدا كرد و تورم هم به طور متوسط 15 درصد. به يك شكلي رابطه يك به يك بين تورم و رشد نقدينگي تا حدودي گسيخته شد.

 

*دليل اين گسيختگي چه بود؟

 

شانس ما بود كه درآمدهاي نفتي افزايش پيدا كرد. عرضه از محل واردات افزايش پيدا كرد. سالهاي پر محصولي هم از نظر كشاورزي داشتيم.

 

*حالا با اين تورم هاي دو رقمي بايد چه كرد؟

 

تورم هاي دو رقمي حاصل سياست هاي پولي انبساطي است. در ايران هم سياست هاي پولي انبساطي ناشي از سياست هاي مالي انبساطي دولت است. سياست هاي مالي انبساطي دولت در دو متتم بودجه هشتاد و چهار و لايحه قاون بودجه هشتاد و پنج به خوبي ديده شده است. در سميناري كه مركز مطالعات استراتژيك مجمع تشخيص مصلح برگزار كرده بود در اين مورد هشدار دادند. كميسيون برنامه و بودجه مجلس هم نسبت به اين موضوع هشدار داد. مساله اين است كه وقتي شما مي خواهيد ارز زيادي را به دلار تبديل كنيد و به اقتصاد كشور تزريق كنيد،در بازار وقتي ارز فروش نمي رود ارز مازاد را به بانك مركزي مي فروشيد و پول پر قدرت را به جريان انداخته و نقدينگي افزايش مي يابد. نقدينگي يك سال منتهي به خردادماه سي و شش و نيم درصد افزايش پيدا كرده و بيم آن مي رود كه در سال جاري بيش از اين افزايش يابد. اين افزايش طبعا به بيدار شدن اين غول خفته تورم كمك خواهد كرد. شما همين الان هم نشانه هاي تورم بالا را در اقتصاد مي بينيد. چون شاخص ها با تاخير منتشر مي شود هنوز شاخص ها اعلام نشده است. ما نتظار داريم تورم سال هشتاد و پنج بيش از سال هشتاد و چهار باشد.

 

*آقاي دكتر در طول اين نه ماه روي كار آمدن دولت احمدي نژاد،برخي از جريان هاي سياسي يا برخي از افراد از طيف اقتصاددانان ليبرال كه شما هم متعلق به آن طيف هستيد سعي كردند دولت احمدي نژاد و سياست هايش در رابطه با اقتصاد را به "چپ" وصل كنند. چقدر اصلا طرح اين موضوع پايه دارد؟! احمدي نژاد سوسياليست!

 

نه. به باور من احمدي نژاد مانند يك پوپوليست عمل كرده است. دولت ايشان با شعار عدالت و مهرورزي توقعات زيادي را در نزد توده مردم فقير ايجاد كرد و درصدد است اين توقعات را از طريق دستكاري در نظام قيمت ها و دخالت در بازارهاي مختلف و هزينه كردن منابع نفتي برآورده كند. دولت جديد همانطور كه آقاي دكتر سبحاني هم گفتند فاقد يك تئوري منسجم براي اقتصاد كشور است. يك نوع پراگماتيسم و عوامگرايي در اين سياست ها ديده مي شود.

 

 

 

+ نوشته شده در  Sun 25 Jun 2006ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

             

يوناتن بت كليا اين روزها مشغول است. پس از حذف تيم ملي فوتبال ايران از گردونه رقابت هاي جام جهاني 2006 آلمان،او در پي تحقيق و تفحص در علل اين ناكامي هاي دنباله دار بر آمده است. نائب رئيس كميته جوانان و تربيت بدني مجلس اسلامي مهمان امروز "گپ آخر" است اما با او از فوتبال سخن نمي گوييم  چرا كه از خودي و غير خودي در اين عرصه شكايت مي كند و از مافيايي مي گويد كه نقش آفرين  رشته هاي مختلف ورزش كشور است. با رئيس پيشين دفتر آسيايي اتحاديه جهاني آشوري ها و نماينده آشوري ها و كلداني ها در مجلس اسلامي از واژه "اقليت" گفته ايم و عشق يك مسيحي و يك مسلمان.

 *با وا‍ژه "اقليت" چه ميانه اي داريد؟

من با اين واژه هيچ ميانه اي ندارم.

*چرا؟

چون بنده خودم را آشوري ايراني مي دانم. دلم نمي خواهد به من بگويند "اقليت".

*"اقليت" ادبيات رسمي جمهوري اسلامي نسبت به غير متدينين به اديان ديگر است. چه حسي داريد؟*

وقتي مي گويند "اقليت" انگار مي خواهند بزنند تو سر آدم.نبايد احساس تبعيض كرد.

*اين تبعيض ها چه هست؟

چرا بايد خون بهاي من مسيحي يك بيستم يك مسلمان باشد؟ ولي با حكم حكومتي مقام معظم رهبري و تصويب مجمع تشخيص مصلحت اين مساله از بين رفت. وقتي صحبت كنيم مسائل حل مي شود. بنده رفتم با آيات اعظام مشورت كردم و مساله ديه حل شد. زماني كه انقلاب ميهنمان شروع شد و چهره مذهبي آمد در انقلاب احساس كرديم تبعيض نبايد باشد.

*كي "انقلاب ميهنمان" ،"چهره مذهبي" گرفت؟

از زماني كه امام خميني حركتهايي را انجام مي دادند. در سال ۱۳۴۲. روزي كه امام خميني صحبت هايشان را مطرح كردند انقلاب رنگ تازه اي به خود گرفت و در تمام صحبت هايشان اعلاك كردند متديننين به تمام ادياني كه در كشور زندگي مي كنند عزيز هستند. اصل نوزده قانون اساسي هم مي گويد رنگ و نژاد و خون و مذهب هيچ يك ارجحيت ندارد و همه مردم ايران برابرند.

*بحث پوشش غير دين باوران به اسلام مطرح بوده است. آقاي رفسنجاني هم اشاراتي كردند. در مجلس هم طرحي با عنوتان ساماندهي مد لباس مطرح بود. اين قضيه روبان ها چي بود واقعا؟*

بله. اين بحث همييشه مطرح بوده است. استراليا و كانادا هم آمدند اين مانور را دادند كه بله عنوان شده كليمي ها روبان آبي ، زردشتي ها زرد و مسيحيان قرمز بزنند. اصلا اين بحث ها در مجلس نبوده است. انسان بايد در هر جا زندگي مي كند رنگ جماعت باشد. رهبر مذهبي ما هم هميشه اين را عنوان مي كند. ما آشوري ها در چهل نقطه دنيا داريم زندگي مي كنيم و در هر كشوري بايد پايبند قوانين آن كشور باشيم.

*حالا اگر قانون آن كشور حق انساني تان را زير پا گذاشت باز اطاعت مي كنيد؟

نه. از قانوني كه حق ما را تضعييع مي كند حمايت نمي كنيم.

*اگر كرد چي كار مي كنيد؟

ما در برابر آن قانون مي ايستيم و صدايمان را بلند مي كنيم. حقمان را به عنوان يك انسان مطرح مي كنيم.

*حق؟!

بله. حضرت مسيح گفته است در را بكوبيد تا بر رويتان گشوده شود.

*چقدر كوبيديد تا حالا؟

ما اگر در را نمي كوبيديم آيات اعظام ديه را برابر نمي كردند.

*با عشق ازدواج كرديد؟

بله. در سال ۵۷. و سه فرزند دارم.

*اگر دختر شما آمد و به يك مسلمان دل باخت،چي كار مي كنيد شما؟

معمولا راضي نيستيم. به هيچ عنوان.

*جدي؟

بله. با توجه به اينكه تعداد آشوري ها خيلي كم است مايل هستيم بچه هايمان را با جامعه خودمان ازدواج كنند. حتي اگر دختر بنده بخواهد با يك انگليسي و فرانسوي و آلماني ازدواج كند بنده رضايت ندارم.

*اما عشق، مذهب و محدوده ديگري سرش نمي شود. نه؟

متاسفانه موارد زيادي را ما داشتيم كه حالا آمده اند عاشق شده اند و ازدواج هم كردند . اما به ندرت به تعداد انگشتان دست از آشوري ها بوده كه در اينگونه ازدواج ها زندگيشان به سرانجام رسيده است.

*چرا؟

بعدا كه بچه دار مي شوند يكي مي خواهد بچه مسلمان شود يكي ميسحي و مشكلات شروع مي شود.

*حالا اگر دين باور نبودند هيچ كدام؟

ما غير دين باور نداريم.

*اصلا؟

نه

نقاش بزرگ ايراني آشوري، هانيبال الخاص!

بله. ولي به هر حال ايشان هم نسبت به فرهنگ و تمدن آشوري ها توجه وي‍ژه اي دارند.

 

+ نوشته شده در  Sun 25 Jun 2006ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

                     

مهندس علي اكبر معين فر، عضو شوراي انقلاب و وزير نفت دولت موقت به پرسش هاي "روز" پيرامون مسائل كشور پاسخ گفته است. در صداي معين فر آن شور و هيجان سابق كمتر به چشم مي آيد. او  اكنون تنها در انتظار "دقيقه نود " نشسته است. رئيس اسبق سازمان برنامه و بودجه از به كار بردن اصطلاح "ملي مذهبي" در مورد خودش به شدت ناراضي است و در مورد  استفاده از اين اصطلاح نوظهور در مورد خودش موردی نمي بيند. معين فر از مهدي بازرگان به نيكي ياد كرده و زمينه بروز "وحدت" در جمهوري اسلامي را "چيزي مانند طنز" عنوان مي كند.

*آقاي معين فر،با توجه به آخرين تحولات پرونده هسته اي جمهوري اسلامي متعاقب پيشنهاد كشورهاي 1+5 به ايران چه نتيجه اي را محتمل مي دانيد؟

 

بايد به دقيقه نود برسي. وقتي به دقيقه نود رسيديد همه چيز حل شده است و من فكر نمي كنم هنوز به اين مرحله رسيده ايم پس پيشبيني اينكه چه خواهد شد خيلي مشكل است.

*روند كنش ها و واكنش ها از سوي غرب و حاكميت به كدام سوست؟

همه چيز دست به دست هم داده است تا ما را به نقطه اي كه اشاره كردم برساند. خصوصا با سخنان اخير آقاي بوش و عكس العمل جمهوري اسلامي مشخص است كه جمهوري اسلامي مي خواهد به پيشنهاد غرب جواب منفي بدهند. جواب منفي كه دادند باز مساله شديتر مي شود و به دقيقه نود نزديك تر مي شويم.

*اين روزها رسانه هاي رسمي كشور از "وحدت" سخن مي گويند. آيت الله خامنه اي هم در جلسه اي با حضور مسئولين كشور بر اين مساله تاكيد كردند به عنوان يكي از نيروهاي سياسي كه در گذشته بارها از اين امر سخن گفته ايد گمان مي كنيد زمينه هاي عيني شدن اين "وحدت" چقدر فراهم است؟

تنها چيزي كه در اين جمهوري اسلامي نشده و نمي شود و نخواهد شد همين "وحدت" خواهد بود. "وحدت" طنزي بيش نيست.

*چرا؟

براي اينكه بايد روشن شود وحدت كي با كي؟ زماني كه امور متجانس نباشد به اين شكل مي شود. ما در رياضيات هم اولين اصلي را كه رعايت مي كنيم تجانس است. من هم اكنون عناصر متجانسي را نمي بينم كه بتوانند تحت يك فرمول خلاصه شوند.

*زمان انتخابات مساله  تشكيل جبهه حقوق بشر و دموكراسي خواهي از سوي بخشي از جريان اصلاح طلب حاكم مطرح بود ، به نظر شما چرا اين جريانات ظاهرا عطاي مساله را به لقايش بخشيدند؟

كار اينها در همان زمان هم عجيب بود.

*از چه نظر؟

خيلي عجيب است اگر يك شعار تبليغاتي در انتخابات بخواهد پي گرفته شود! اين هم به طنز شبيه است.

*خب راه چاره چيست آقاي مهندس؟ تفوقي كه...

عرض كردم من در مورد اصل توافق اصلا موضوعيتي نمي بينم.

*خب برون رفت از بن بست...

براي برون رفت از بن بست تنها تعقيير بنيادين در ساخت قدرت حاكم راه چاره كشور ماست.

*خب وظيفه نيروهاي منتقد يا آنچه كه به "اپوزيسيون" مشهور است، به نظر شما چيست؟

تنها حركتي كه مي توانند در حال حاظر انجام دهند صبر و انتظار است.

*انتظار چه چيز؟

*اتنظار بهره بردن از فرصت هاي جديد!

*اين "فرصت هاي جديد" با حضور و نقش آفريني ايالات متحده در منطقه چقدر پيوند دارد؟

مسلما موثر است. وضعيت بين المللي مهم است.

*يعني به نفع جنبش هاي دموكراسي خواهي در كشور ما تمام خواهد شد؟

اگر بخواهم قاطعانه در اين مورد نگويم مي توانم بگويم اميدوارم.

*اما احتمال دخالت  آشكار اراده امپرياليستي در ميهن ما نيروهاي دموكرات كشور را به شدت نگران كرده است...

حالا اگر به آنجا برسد خودش يك بن بست جديد است. اميدوارم مساله جنگ اصلا پيش نيايد اما مساله تحريم جمهوري اسلامي را محتمل مي دانم.

*در صورت اعمال اين تحريم ها روند حوادث چه سمت و سويي پيدا مي كند؟

به نقطه اي از دقيقه نود نزديك مي شويم!

 

 

+ نوشته شده در  Thu 22 Jun 2006ساعت   توسط سهیل آصفی  |