تبليغاتX
سهیل آصفی
تقوای ما خاموشی نیست
 

 

              

 کارتونی از فیروزه مظفری


شب يلدا را بلندترين شب سال خوانده اند. شب پارسي بلند تا به قول آن سفرکرده، بر اين خاکي که ايران است نامش، بانگ انساني دمي پيش نهيب شوم اهريمن خاموش نشود. همان شب که سر آن دارد تا اهريمن را مجال ندهد، شايد سپيده اي مکرر شود . يکمين روز فصل سرد در نزد خرم دينان پيرو مزدک بامدادان، قهرمان آزاديخواه و عدالتخواه ايراني، گرامي داشته شده و از آن با نام "خرم ورز" ياد شده است. آنچه امروز ما "يلدا" يا شب چله اش نام مي دهيم قدمتي دارد بلند بالا. در شب سرد ديگر ميهن در آن گاهي که دل خلقي يلدايي تر از هميشه است، با يقين بر آبستن بودن شام تيره از آن بام که جانباختگانش سند سرخ با خون خود به نامش مهر کرده اند، با سطوري مختصر از سابقه تاريخي شب يلدا، اين سنت ديرين پارسيان همراه مي شويم. باشد تا يلدايي ديگر سپري شود شايد که سپيده اي از آن دورها که سو سويي براي ميهن. . . . باري، سرودي گرم مي خوانند ياراني که با حيدر سوي پيکار پويانند...

نبرد ظلمت و تاريکي

يلدا، از جمله رسوم مختص به آريايي هاست به ويژه پيروان آيين مهر. آنگونه که اسناد تاريخي واگويه مان مي کنند، شب يلدا، شب زايش و تولد و مهر است. نخستين شب زمستان که زايش خورشيد يا جشن تولد مهر توسط پارسيان گرامي داشته مي شود. مهر، آن خورشيد شکست ناپذير. بر پايه متون تاريخي، زندگاني مردم عهد دور بر کشاورزي و چوپاني مي گشته و بر اساس گردش خورشيد و تغيير فصول کار و زندگي آنها تنظيم مي شده. اين مردمان هر آنچه روشني و روز و تابش خورشيد و اعتدال هوا بوده درنظرشان نمودهايي از نيکي و هر آنچه تاريکي و شب و سرما، نمودي از اهريمن بوده است. اين زحمتکشان ايراني به نبرد و کشمکش دائمي ظلمت و تاريکي باور داشته و هم از اين روست که هر بهانه اي را براي تاراندن شب از دست نداده اند. آنها در طول سال دريافتند که کوتاه ترين روزها، آخرين روز پاييز، روز سي ام آذر و بلندترين شب ها شب اول زمستان است. اين شب را شب يلدا نام دادند. يلدا، واژه اي سرياني به معناي ميلاد، زايش خورشيد شکست ناپذير. و اين شد آغاز سال، انقلاب شتوي و آغاز زمستان. آنگونه که برهان قاطع روايتمان مي کند، يلدا، شب اول زمستان و شب آخر پاييز است که اول جدي و آخر قوس باشد، و در آن درازترين شب هاست در تمام سال و در آن شب و يا نزديک به آن شب آفتاب به برج جدي تحويل مي کند، و گويند آن شب به غايت شوم و نامبارک مي باشد، و بعضي گفته اند شب يلدا، يازدهم جدي است.

وقت است که برخيزم

در يلدا شب، پارسيان قديم آتش مي افروختند تا در پرتو شعله هاي سرکش آتش، هر آنچه اهرمين خوي آدميزاد است از ميهنشان رخت بر بندد. آنها گرد هم جمع مي شدند. ميوه هاي فصل را با يکديگر قسمت مي کردند تا بهاري و تابستاني پر بار در پيششان باشد. شب يلدا، در گذار ساليان و آنچه پس از حمله اعراب بيابان گرد و نيز قوم مغول بر ميهن ما رفت همچنان رنگ و بوي خود را حفظ کرده و هر سال در چنين موسمي است که تفال به ديوان حافظ و انار و هندوانه گرما بخش محفل خانواده ايراني است.

يلداي 85 را اينک با تفالي به ديوان خواجه حافظ شيرازي و با کلام سايه بزرگ در دفتر "سياه مشق" او، با شعر "زندان شب يلدا" به سپيده مي بريم:


 


زندان شب يلدا

چند اين شب و خاموشي؟ وقت است که برخيزم
وين آتش خندان را با صبح بر انگيزم
گر سوختنم بايد افروختنم بايد
اي عشق بزن در من کز شعله نپرهيزم
صد دشت شقايق چشم در خون دلم دارد
تا خود به کجا آخر با خاک در آميزم
چون کوه نشستم من با تاب و تب پنهان
صد زلزله برخيزد آنگاه که برخيزم
برخيزم و بگشايم بند از دل پر آتش
وين سيل گدازان را از سينه فرو ريزم
چون گريه گلو گيرد از ابر فرو بارم
چون خشم رخ افروزد در صاعقه آويزم
اي سايه سحرخيزان دل واپس خورشيدند
زندان شب يلدا بگشایم و بگريزم

 

+ نوشته شده در  Thu 21 Dec 2006ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

         

 

عفت شريعتي، عضو کميسيون فرهنگي مجلس و از همفکران محمود احمدي نژاد، در گفت و گو با روزتاکيد کرده است که "انتخابات شوراها و خبرگان فقط به نفع نظام جمهوري اسلامي تمام شد". بر اين اساس او از مطبوعات مي خواهد با طرح بحث هاي ديگر"اين شادي را به کام مردم تلخ نکنند." متن مصاحبه در زير مي آيد.

 

   

خانم شريعتي، بر اساس اعلام نتايج اوليه انتخابات شوراي شهر تهران، تنها سه نفر از فهرست متعلق به حاميات دولت صدرنشين هستند. اين ترکيب را پيش بيني مي کرديد؟


شما يازده [متعلق به ليست حاميان قاليباف] را به علاوه سه کنيد مي شود چهارده. بنابراين اصولگرايان حائز حداکثر آرا شدند و من بين حاميان دولت و اصولگرايان هيچ فاصله و جدايي نمي بينم که بخواهم آنهارا تفکيک کنم. به هر حال تفاوت فقط در اسامي است. ما معتقديم "اصولگرايان" حاميان دولت هستند.

با توجه به اختلافاتي که ميان جريان احمدي نژاد و قاليباف وجود دارد و در طول انتخابات هم بارها از سوي هر دو طيف اتهاماتي به طيف ديگر وارد شد، گمان مي کنيد اکثريت يافتن جريان قاليباف در شوراها به نفع احمدي نژاد و دولت او در صحنه سياسي کشور تمام مي شود؟


ببينيد، اين انتخابات فقط به نفع نظام جمهوري اسلامي ايران تمام شد. مگر مي شود کسي بيايد اين پيروزي را به نفع جريان خودش مصادره کند؟ اين پيروزي متعلق به مردم و دولت ايران است. پيروزي سه قوه ايران است. اصلا اين صف بندي ها درست نيست.

فهرست حاميان دولت، "رايحه خوش خدمت" تا پيش از انتخابات از کسب اکثريت کرسي هاي شوراي شهر تهران مي گفت، به نظر شما چطور شد که اين اتفاق نيفتاد؟

 
ببينيد، من عرض کردم اينکه شما گروهها را جدا مي کنيد من قبول ندارم.

چي را قبول داريد؟


الان اصولگرايان هستند. چه زير تابلوي "رايحه خوش خدمت" چه هر تابلوي ديگري. من از رسانه ها استدعا دارم اين پيروزي بزرگ مردم ايران را در دو انتخابات با اين حضور چشمگير به کام مردم شيرين کنند و اختلافات را اصلا مطرح نکنند.

با توجه به اعلام نتايج اوليه، هفت نفر از جريان "اصلاح طلب" هم وارد شوراي شهر تهران شده اند. به گمان حاميان احمدي نژاد، آيا اين نشان دهنده اقبال به اين گروه نيست؟


ببينيد، در مورد اين هفت نفر بايد بگويم ما در جلسه اي که خدمت مقام معظم رهبري بوديم، ايشان آنقدر دايره اصولگرايي را وسيع اعلام فرمودند که به نظر ما اين هفت نفر هم اصولگرا هستند. همه آنها در زمره وفاداران به نظام هستند.

در انتخابات ديگر، انتخابات خبرگان، ما شاهد پيروزي جريان رفسنجاني بر مصباح يزدي بوديم، حاميان احمدي نژاد اين پيروزي را زمينه ساز تقويت دوباره جريان رفسنجاني در صحنه سياسي کشور نمي دانند؟


خير، ببينيد اصلا پسنديده نيست که بگوييم پيروزي آقاي رفسنجاني بر آقاي مصباح يزدي. آخر علما و مجتهدين ما همه يک حرف را مي زنند. ممکن است هواداران آنها بيايند و شائبه اي ايجاد کنند وگرنه همه آنها به نظام و امام معتقد هستند. نبايد اين مسائل را عنوان کرد. بهتر است کام شيرين مردم ايران از انتخابات با اين شبهات تلخ نشود.

 

+ نوشته شده در  Thu 21 Dec 2006ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

       

 

 علي اکبر معين فر، وزير نفت دولت موقت، و از چهره هاي سرشناس ملي، انتخابات اخير شوراها و خبرگان را از زاويه ديگري مي بيند: شنيدن جواب نه از مردم. با وي در مورد اين انتخابات گفت و گويي کرده ايم که در زير مي آيد.

آقاي معين فر، تحليل کلي شما از انتخاباتي که انجام گرفت و اعلام نتايج اوليه آن چيست؟


ببينيد، همه عوامل عدم اعتماد مانند گذشته در جريان اين انتخابات وجود داشت. اما نکته بارزي که در آن وجود داشت جواب نه به احمدي نژاد خيلي قوي بود. اگر فرض کنيم که تقلب هم نشده باشد، وضع آقايان به گونه اي است که جواب نه را از مردم شنيدند.

اکثريت پيدا کردن جريان متمايل به قاليباف در شوراي شهر، تا چه حد مي تواند چندپارگي ها در ساختار گروه موسوم به "اصولگرا" را آَشکار کند؟


والله اظهار عقيده کردن در مورد اين جريان و احتمال آرايش سياسي داخل آنها کمي مشکل است. من بطور کلي اعتقادي به اين همه فعاليت در چهارچوب اين نظام ندارم و مسائل مملکت را آنطور که جريان اصلاح طلب حکومتي سعي داشت القا کند نمي بينم. اينکه برخي از آقايان معتقد بودند انتخابات اخير مي تواند مقدمه باز شدن فضاي سياسي مملکت شود از نظر من درست نيست.

اساسا رويکرد به هر نوع ساز و کار انتخاباتي در ساخت کنوني قدرت در ايران را چطور مي بينيد؟


من هيچ اعتقادي به ساز و کار انتخابات در اين ساخت قدرت ندارم. تا زماني که تغييرات ساختاري در نهادهاي اصلي مملکت ايجاد نشود، اميد به هيچگونه گشايشي نيست.

حضور جريان رفسنجاني و پيروزي او در انتخابات خبرگان رهبري تا چه حد مي تواند حائز اهميت باشد؟


رفسنجاني در صحنه حاضر شد، براي اينکه او هميشه براي هر نوع معامله اي با جناح هاي سياسي جمهوري اسلامي آماده است. براي حفظ حيثيت او، در رديف اول هم قرار گرفته. اما بر خلاف بسياري از اصلاح طلبان من مسائل مملکت را جنگ قدرت ميان رفسنجاني و مصباح يزدي نمي دانم. به اعتقاد من در پايان دوران دولت آقاي خاتمي، تمام نظرات به مرکز اصلي معضل مملکت متوجه شده بود که همان مساله "ولايت فقيه" و "رهبري" بود. همه اين اقداماتي که بعد از آن مقطع تاريخي و در جريان همين انتخابات اخير هم صورت گرفت، آدرس هاي غلطي است که از سوي "اصلاح طلبان" براي گمراهي افکار عمومي و غفلت از معضل اصلي مملکت داده مي شود.

سپاسگزارم

 

+ نوشته شده در  Wed 20 Dec 2006ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

              

 

با اعلام نتايج اوليه انتخابات شوراي شهر تهران، دکتر نادر شريعتمداري، رئيس کميسيون برنامه و بودجه شوراي شهر تهران در گفتگو با روز، ضمن تحليل نتايج اين انتخابات تاکيد کرده است که "مردم نشان دادند با جريانات موجود افراطي مخالفند". متن اين مصاحبه را مي خوانيد.

 

  

 

آقاي شريعتمداري، شما آرايش نيروهاي سياسي داخل حاکميت را با توجه به نتايج اوليه انتخابات شوراي شهر تهران چگونه مي بينيد؟
خب ما بايد در انتظار اندکي تغيير در اين نتايج اوليه هم باشيم. اما در هر حال من فکر مي کنم اين نتيجه نشان داد مردم همچنان به جريان اصولگرايي اعتماد دارند. آنها در عين حال از بين جريانات موجود، تمايل خود را به جريانهاي متعدل تر و کارشناسانه تر نشان دادند. در واقع مردم عملا با جريانات موجود افراطي مخالفت کردند.

منظورتان از "افراطي" جريان سياسي احمدي نژاد است؟
جريانات افراطي چه در اصلاح طلبي و چه در اصولگرايي. نظر عمومي مردم در اين انتخابات به سوي تثبيت مديريت شهري است. به نظر مي رسد مردم تغييرات زياد در مديريت ها را به سود منافع خود تشخيص نداده اند.

در جريان انتخابات، فهرست ائتلاف حاميان دولت با قاطعيت از پيروزي در انتخابات شوراي شهر تهران و کسب اکثريت کرسي هاي شوراي شهر مي گفت؛ اما حالا طبق نتايج اوليه از بيست و يک نفري که حائز بيشترين راي تهران هستند، يازده نفر به ائتلاف اصولگرايان، هفت نفر به اصلاح طلبان و تنها سه تن به فهرست حاميان دولت تعلق دارند. پيش بيني جريان نزديک به رئيس جمهور بر مبناي چه مستنداتي قرار داشت؟
البته اين پيش بيني گروهي از اصولگراها بود که اشاره کرديد. ما از ابتدا همين ترکيب را پيش بيني مي کرديم.

اقبال بيشتر مردم به جريان متمايل به شهردار تهران، رويگرداني بخشي از هواداران احمدي نژاد تعبير نمي شود؟
من فکر مي کنم در اين رابطه نبايد وارد تفاسير سياسي تند شويم. يادمان نرود که مردم با رايي که دادند به سوي تعادل حرکت مي کنند. لذا هرگونه تفسير افراطي از اين جريانات همان قدر اشتباه است که پيش بيني بخشي از جريان اصولگرا در مورد نتايج انتخابات بود.

پيروزي جريان آقاي رفسنجاني در انتخابات خبرگان را با توجه به بحث هاي گسترده در اين زمينه، چگونه تفسير مي کنيد؟
پيروزي ايشان را هم در مجلس خبرگان در چهارچوب اعتدال گرايي مي دانم. هرگونه برخورد افراطي که به نوعي شخصيت هاي برجسته انقلاب را منزوي کند مورد تاييد مردم قرار نمي گيرد. از طرف ديگر جريان ايشان هم بايد از اين اعتماد تصوير درستي داشته باشند. اگر بخواهند فضايي بيشتر از آنچه هست را براي خود متصور باشند مانند گذشته جواب مي گيرند.

تقويت گروه آقاي قاليباف در شوراي شهر تهران، در صحنه سياسي داخلي و خصوصا در ميان آرايش سياسي جريان موسوم به "اصولگرا" تغيير خاصي بوجود مي آورد؟
من فکر نمي کنم تغيير خاصي روي دهد. به نظر من جمع بندي آنچه در نتايج اوليه انتخابات مشاهده شده، تثبيت مديريت کشور است. مردم اين را درک کرده اند که تغيير زودهنگام مديريت هاي شهري در جهت پاسخگويي به مطالبات آنها نيست. به نظر مي رسد مديريت آقاي دکتر قاليباف در اين مرحله نياز به زمان بيشتري دارد تا اقداماتي که در اين مدت انجام داده به نتيجه برسد و مردم از آن بهره بگيرند.

با توجه به نتايج اوليه انتخابات شوراي شهر تهران، گمان مي کنيد چقدر نزديکي هاي جريان آقاي قاليباف با "اصلاح طلبان" در صحنه سياسي داخلي بيشتر شود؟
آقاي قاليباف يک چهره اصولگرا است و انشالله خواهد ماند.

هواداران آقاي احمدي نژاد در شوراي شهر معتقدند که آقاي قاليباف عده اي را "خريده اند". شما چه فکر مي کنيد؟
من فکر مي کنم همه بايد به جاي بيان برخي مسائل از نتايج اين انتخابات درس هاي مناسبي بگيريم. من وارد چنين بحثي نمي شوم چون فکر مي کنم بحث خارج از چهارچوبي است. آنها بايد با واقعيت ها برخورد منطقي داشته باشند.

شما در کميسيون برنامه و بودجه شوراي شهر، پيگير تخلفات مالي صورت گرفته در شهرداري بوديد، با ترکيب جديد دوره سوم شوراي شهر، آيا از اين نگراني ها کاسته مي شود؟
بببينيد، اين يک بحث بلند مدت سيستم مالي است. در آينده شفافيت هاي بيشتري به لحاظ سيستم عملکرد مالي بوجود مي آيد و اميدواريم در آينده اين نگراني ها به حداقل برسد.


+ نوشته شده در  Tue 19 Dec 2006ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

       زنی بر ÷یشانی برادرش که از قربانیان کودتای شیلی است بوسه می زند 

 

شادی بخش عظيمی از مردم شيلی و هم چنين آزاديخواهان جهان از شنيدن خبر مرگ پينوشه فقط اعلام نفرت و بيزاری از ديکتاتوری است، در عين حال مرگ او خاطرات غم انگيزی را نيز زنده ميکند. او مسوول مرگ، شکنجه، ناپديد شدن بيش از 30000 نفر از مردم شيلی بود. مرگ ديکتاتور البته بر زخم های عميقی که او از خود برجای گذاشت، التيامی نمی نهد. اين همه برای آنان که تن پاک زیباترین فرزندان آفتاب و باد را  تا هنوز در میهن می گریند، حدیثی دیگر است... در اين عکس رويترز که در سايت بی بی سی آمده است، زنی جمجمه برادرش را که به تازگی از يک گور دسته جمعی خارجی شده بود می بوسد. اين 1996 بود. کشف گورهای دسته جمعی سال ها بعد از آن ادامه داشت.

عاشقان
سرشكسته گذشتند ،
شرم سار ترانه های بی هنگام خويش .
وكوچه ها
بی زمزمه ماند و صدای پا .

سربازان
شكسته گذشتند ،
خسته
بر اسبان تشريح ،
و لته های بی رنگ غروری
نگون سار
بر نيزه های شان .

تو را چه سود
فخر به فلك بر
فروختن
هنگامی كه
هر غبار راه ِ لعنت شده نفرين ات می كند؟

تو را چه سود از باغ و درخت
كه با ياس ها
به داس سخن گفته ای .
آن جا كه قدم بر نهاده باشی
گياه
از رستن تن می زند
چرا كه تو
تقوای خاك و آب را
هرگز
باور نداشتی .

فغان! كه سرگذشت ما
سرود بی اعتقاد سربازان تو بود
كه از فتح قلعه ی روسبيان
باز می آمدند .

باش تا نفرين دوزخ از تو چه سازد ،
كه مادران سياه پوش
داغ داران زيباترين فرزندان آفتاب و باد
هنوز از سجاده ها
سر برنگرفته اند!

الف.بامداد


 

+ نوشته شده در  Mon 18 Dec 2006ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

                    

 

اميررضا واعظي آشتياني، عضو هيات رئيسه شوراي شهر تهران و از افراد فعال در ائتلاف نزديک به رئيس جمهور اسلامي، "ائتلاف رايحه خوش خدمت"، در گفتگو با "روز" ضمن اينکه "حضور حداکثري مردم در انتخابات" را راي به نظام عنوان مي کند، با قطعيت خبر از پيروزي ائتلاف متبوع خود در انتخابات و به دست آوردن اکثريت کرسي هاي سومين دوره شوراي شهر تهران مي دهد. اين همفکر سياسي احمدي نژاد، هر گونه "شائبه تقلب در انتخابات" را رد و تعويض محمد باقر قاليباف، شهردار فعلي تهران را در راس برنامه هاي شوراي شهر، پيش از آغاز به کار دوره سوم عنوان مي کند.

 

        

 

آقاي واعظي، انتخابات تمام شد. جناح هاي مختلف جمهوري اسلامي خواهان مشارکت گسترده مردم در انتخابات بودند، هدف "اصولگرايان" از اين بابت بر آورده شد؟
بله، هدف ما بر آورده شد.

اين هدف را بيشتر توضيح مي دهيد؟
هدف ما حضور حداکثري مردم بود که جناح هاي ديگر هم همين را مي خواستند. و اين اتفاق افتاد. بر اساس گزارش هاي رسيده، نزديک به دو ميليون و پانصد هزار نفر در تهران پاي صندوق هاي راي آمدند.

ديگر حالا راي به هر کدام از جناح هاي حکومت، تفاوت چنداني براي "اصولگرايان" نداشت؟
نه، همين حضور مردم پاي صندوق راي براي نظام حائز اهميت بود. اين مساله نشان داد که عملکرد شوراي شهر دوم مثبت بوده که مردم اينگونه استقبال کردند چرا که ما چنين عظمتي را در انتخابات شوراي دوم شهر نداشتيم.

چون شوراي شهر اول از جناح "اصلاح طلب" نظام بود؟
بله، عملکرد آنها مثبت نبود و براي مردم ياس و نااميدي به همراه داشت.

اکثريت، با ائتلاف رايحه خوش خدمت

ائتلاف جناح "اصلاح طلب" و طرفداران طيف قاليباف، در ساعات گذشته از شانس پيروزي خود در انتخابات شوراها گفته اند و نسبت به عملکرد جناح موسوم به "اصولگرا" در اعمال نفوذ بر نتيجه انتخابات ابراز ترديد کرده اند. . .
آرايش سياسي را مردم تعيين مي کنند.

يعني چي؟
يعني اينطور نيست که هر گروهي فکر کند از قبل انتخاب شده است. مردم ايران در راي دادن غير قابل پيش بيني اند. امروزه تمام تحليل گران دنيا هم نسبت به عملکرد مردم ايران شناخت خوبي ندارند. به همين دليل آنها هميشه با مشکلات تحليلي روبه رو هستند. مردم ديروز آرايش سياسي شوراي شهر سوم را مشخص کردند.

مگر غير قابل پيش بيني نيستند؟ از کجا مي دانيد مشخص کردند؟
به هر جهت من اميدوارم رايحه خوش که عملکرد مثبتي داشته و در عين حال در بين مردم هم از جايگاه ويژه اي برخور بوده، توانسته باشد آراي حداکثري را در شوراي شهر سوم کسب کند.

شائبه تقلب در انتخابات

اما در طول ساعات گذشته، اخبار مختلفي مبني بر تخلف هاي گسترده انتخاباتي منتشر شده که اين مساله شائبه "تقلب در انتخابات" را تقويت کرده است. بسياري از اين دعاوي عمدتا متوجه ائتلاف نزديک به رئيس جمهور، "رايحه خوش خدمت است". سايت "رجا نيوز" وابسته به همسر سخنگوي دولت نيز در تحليل خود پيش از وقت مقرر از "شکست سخت اصلاح طلبان" و پيروزي ائتلاف "رايحه خوش خدمت" نوشته است، در حالي که ستاد ائتلاف اصلاح طلبان اعلام کرده بود، فهرست اين ائتلاف تا زمان انتشار خبر نزديک به نيمي از اعضاي شوراي شهر را به خود اختصاص داده است. شما به عنوان عضو فعال اين ائتلاف درباره احتمال "تقلب در انتخابات" چه فکر مي کنيد؟
گروههاي اصلاح طلب يا اصولگراياني که ادعا کرده اند از آراي بالايي برخوردار شده اند بايد تا چهل و هشت ساعت آينده منتظر بمانند تا مشخص شود مردم به کدام گروه راي داده اند.

به ائتلاف رايحه خوش خدمت؟
من فکر مي کنم صبر و حوصله خوب است!

شما اکثريت را خواهيد داشت؟
بله، ائتلاف رايحه خوش خدمت اکثريت شوراي شهر آينده را دارد.

اما آقاي واعظي، به هر حال عمده اخباري که تا به حال منتشر شده مربوط به تخلفات انتخاباتي بوده است که هنوز پاسخ قانع کننده اي به اين ابهامات از سوي مسئولين برگزاري انتخابات داده نشده است.
ما تا به حال از تخلفات انتخاباتي چيزي نشنيده ايم. اگر کساني مدعي چنين مساله اي هستند طبيعتا بايد مدارک مستدلل خود را ارائه دهند و با عدله کافي اين مساله را بيان کنند.

روز گذشته، خبرگزاري مهر درباره ممانعت از حضور نماينده خبرگزاري فارس، نامه اي به وزير کشور نوشت و خواهان فراهم شدن حضور اصحاب رسانه به ويژه خبرنگار خبرگزاري فارس در ستاد انتخابات کشور به منظور "ايفاي نقش حرفه اي" شد. چنين موضع گيري از سوي يکي از رسانه هاي متمايل به طيف ديگري از "اصولگرايان" در قبال روند شمارش آرا و اعلام نتايج بار ديگر ظن "تقلب در نتيجه انتخابات" را براي ناظران سياسي تقويت کرده است. ائتلاف رايحه خوش خدمت در اين باره چه فکر مي کند؟
خبرگزاري مهر، در اين يکسال اخير، همواره نشان داده که چه نگاهي دارد. بايد از خود خبرگزاري مهر راجع به مواضع آنها پرسيد.

 

+ نوشته شده در  Sun 17 Dec 2006ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

      

 

دعوت آیت الله خامنه ای برای شرکت گسترده مردم در انتخابات روز جمعه

 

 آیت الله خامنه‌ای روز پنجشنبه مردم را به شرکت گسترده در انتخابات ۲۴ آذر فرا خواند و تاکید کرد : اکنون نوبت مردم است که کار انتخابات را با حضور و اراده خود به کمال برسانند تا خداوند نیز برکات بیشتری را در انتخابات خبرگان و شوراهای اسلامی شامل حال کشور و ملت کند.
به گزارش خبرگزاری فارس، آیت الله خامنه‌ای در دیدار هزاران نفر از قشرهای مختلف مردم، انتخابات روز جمعه مجلس خبرگان و شوراهای اسلامی را بسیار مهم خواند و تأکید کرد: انشاءالله مردم با عزم راسخ، انگیزه کامل، و به قصد عبادت و قربت الی الله، وارد میدان انتخابات می شوند و با انتخاب اشخاص صالح – متدین – صادق – امین - کارآمد و دلبسته به اهداف و آرمانهای دینی مردم، سرافرازی ملت متحد ایران را در یک آزمایش انقلابی و مردمی نوین دیگر، به جهانیان اثبات می کنند.
وی مسئله انتخابات را از دو جنبه حائز اهمیت دانست و افزود: حضور هر ملتی در عرصه انتخابات و صحنه انتخاب، نشانه زنده بودن و خودآگاهی آن ملت است و مردم ایران نیز با استفاده از فرصتی که انتخابات متعدد در کشور ایجاد کرده است، همواره رأی و عزم خود را به کرسی نشانده اند که این پدیده مهم و مبارک، نشانه زنده بودن و آگاهی این ملت است.
آیت لله خامنه‌ای تحقق نظر و آرمان اکثریت را دومین جنبه اهمیت انتخابات خواند و خاطرنشان کرد: انتخابات محل بروز و تحقق خواست اکثریت است و در انتخابات روز جمعه نیز این مهم، محقق خواهد شد.
وی در تبیین اهمیت دو انتخابات ۲۴ آذر، انتخابات مجلس خبرگان را از مهمترین انتخابات کشور ارزیابی کرد و افزود: مجلس خبرگان باید از انسانهای امین – عاقل – صالح، خیرخواه و مورد اعتماد مردم تشکیل شود و همیشه آماده باشد تا در لحظه نیاز، کار بزرگ خود یعنی انتخاب رهبر را، به خوبی انجام دهد بنابراین برای این مجلس مهم، باید بالاترین سطح انتخاب صورت گیرد.
رهبر حکومت مردم را به شناسایی و انتخاب نامزدهای شایسته برای مجلس خبرگان توصیه کرد و افزود: اگر شناخت از نامزدها وجود نداشت می توان از راهنمایی افراد مومن و مطمئن که معرفی آنها برای انسان حجت شرعی باشد استفاده کرد به شرط اینکه این اشخاص فقط برای ادای وظیفه، کاندیداهای مورد اطمینان را معرفی کنند و به دنبال مسائل دنیوی، سیاسی و یا جنجال و هیاهو نباشند.
وی همچنین با اشاره به اهمیت انتخابات شوراهای اسلامی، بر ضرورت تدین، امانتداری و صداقت اعضای شوراها تأکید و به مردم توصیه کرد: اشخاصی را به شوراها بفرستید که علاوه بر برخورداری از این سه ویژگی اصلی، کارآمد، فعال و درصدد خدمت به مردم باشند که در این صورت بسیاری از مشکلات شهری و زندگی روزمره مردم حل خواهد شد.
آیت الله خامنه‌ای با اشاره به تلاش همیشگی کسانی که آن ها را « دشمنان ملت » می خواند، برای دلسرد کردن مردم از حضور در پای صندوقهای رأی افزود: کسانی که ادعای طرفداری از مردمسالاری و دمکراسی دارند در صددند در سایه کاهش حضور مردم ایران در انتخابات، نهادهای متکی بر مردمسالاری دینی را تضعیف و از این طریق جمهوری اسلامی ایران را متهم کنند اما ملت با شناخت اغراض دشمنان اسلام و ایران، آنان را مثل همیشه ناکام می گذارد.
وی حضور آگاهانه مردم را در انتخابات روز جمعه، تجلی دوباره رشد و هوشیاری و آمادگی ملت ایران در افکار عمومی جهانیان برشمرد و تأکید کرد: به یاری پروردگار روز جمعه «زن و مرد و پیر و جوان» و همه قشرهای ملت، با حضور پرشور و مصمم در انتخابات، صندوقهای رأی را پر می کنند و فصل تازه و نوینی در مدیریت این بخشها به وجود خواهد آمد.
رهبر حکومت با اشاره به اقدامات و تمهیدات بسیار خوب مسئولان و دست اندرکاران برای برگزاری هرچه بهتر و با شکوه تر انتخابات ۲۴ آذر افزود: اکنون نوبت مردم است که کار انتخابات را با حضور و اراده خود به کمال برسانند تا خداوند نیز به برکت «عزم و اراده» و نیت صادقانه ملت، برکات بیشتری را در انتخابات خبرگان و شوراهای اسلامی شامل حال کشور و ملت کند.
وی حضور ملت ایران را در صحنه های اداره کشور، پدیده ای بسیار برجسته و ممتاز برشمرد و خاطرنشان کرد: حضور درخشان ملت در همه انتخابات ۲۷ سال گذشته همواره نشان دهنده اعتقاد عمیق ملت و نظام به دخالت مردم در سرنوشت کشور بوده است اما برکات، آثار ، عمق و گستره حضور ملت ایران در اداره کشور تنها به انتخابات محدود نمی شود و روند پیشرفت روزافزون کشور و ارتقای موقعیت جمهوری اسلامی ایران در منطقه و جهان از جمله آثار این حضور تعیین کننده است.
آیت الله خامنه ای، پافشاری ملت ایران را بر حق برخورداری از انرژی هسته ای، تجلی خواست ملی و نمونه ای از حضور آگاهانه مردم در صحنه دانست و تأکید کرد: در مسئله انرژی هسته ای، قدرتهای بین المللی اصرار داشتند که ایران نباید به این فناوری پیشرفته دست یابد اما ملت ایران یکپارچه بر دارا بودن این حق پافشاری کرد و در نتیجه خود را به مرحله بسیار پیشرفته ای رساند که البته این پایان کار نیست و ملت ایران در این زمینه به پیشرفتهای بیشتری نیز دست خواهد یافت.

 

+ نوشته شده در  Thu 14 Dec 2006ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

       

 

مهنوش معتمدي آذر، مسئول کميته فن آوري اطلاعات شوراي شهر تهران و از همفکران نزديک رئيس جمهور اسلامي که هم اکنون نامزد فهرست "رايحه خوش خدمت" و "جبهه پيروان خط امام و رهبري" براي شرکت در سومين دوره انتخابات شوراهاي اسلامي شهر و روستا است، در گفتگو با "روز"، محمد باقر قاليباف، شهردار تهران را به "خريدن" عده اي متهم مي کند و هر ميزان راي به او را حاصل هزينه هايي مي داند که قاليباف براي خريد افراد انجام داده است.

 

    

 

خانم معتمدي، برنامه انتخاباتي کلي ائتلاف "رايحه خوش خدمت" براي پيروزي در انتخابات پيش رو چيست؟
افراد بايد با اهداف واحدي شورا را تشکيل دهند. ما معتقديم که شوراي شهر، شرکت سهامي نيست که اعضاي آن از گروهاي مختلفي چينش شده باشند. شوراي شهر، چون مسئول مديريت ارشد شهري است بايد افراد مستقل و همسويي بدان راه يابند نه اينکه با حمايت از شهردار انتخاب شوند. اين اقدام شان نظارتي شورا را کم رنگ مي کند.

وقتي مي فرماييد بايد همسو باشند، در شرايط فعلي همسويي با سياست هاي دولت مد نظر شماست؟
بله، همسويي و همگامي با دولتي که به فرمايش مقام رهبري بعد از بيست و هفت سال رايحه خدمتگزاري به مردم را در سراسر کشور از آن استشمام مي کنيم. شوراي شهر آينده بايد با سياست هاي اين دولت هماهنگ باشد.

اين چند پارگي که در اردوگاه جناح موسوم به اصولگرابوجود آمد، بگونه اي که بالاخره قادر به ارائه فهرست واحد انتخاباتي نشدند، از نظر ائتلاف "رايحه خوش خدمت" که نزديک به آقاي احمدي نژاد است به چه شکل تعبير مي شود؟
همين ضرورت همسويي با دولت يکي از دلايل اين چند پارگي بود. گروهها بايد روشهايي همسو با دولت آقاي احمدي نژاد مي داشتند. ايشان قبلا شهردار تهران بودند و مشکلات شهر را به خوبي مي دانند، ما بايد از اين فرصت نهايت بهره برداري را بکنيم و شورايي تشکيل شود که بتواند به نفع مردم کار کند.اين چند پارگي دليل استحقاق همه گروهاي درون جناح اصولگرا نيست. حق، چند تا نمي شود، حق يکي است.

قاليباف، آدم خريده است

طيف ديگري که در برابر ائتلاف انتخاباتي نزديک به رئيس جمهور قرار دارند، هواداران آقاي قاليباف و فهرست انتخاباتي ايشان هستند. گفته شده است که شانس اين جريان براي پيروزي در انتخابات، بيش از جريان متمايل به احمدي نژاد است.
خب ببينيد مردم دو گروهند. يک گروه بدنبال واقعيت هستند و گروه ديگر را هم راحت مي توان خريد.

آقاي قاليباف گروهي را "خريده اند"؟
بله، قاليباف اين گروها را خريده است.هر ميزان رايي که ايشان بياورد با هزينه اي است که هم اکنون در حال صرف آن است.به هر حال آنها که خريدني هستند دارند خريده مي شوند و آنها هم که بدنبال حقيقت هستند، راه خود را پيدا مي کنند.

اساسا به گمان جريان نزديک به احمدي نژاد، عمده ترين نقطه تفارق با جريان قاليباف چيست؟
ببينيد اصلا افراد براي ما مهم نيستند. تفرق بين تفکر آنها وجود دارد. اين دو عزيز ما تفکراتي دارند که مغاير يکديگر است.

عمدتا چه مغايرتي؟
احمدي نژاد نگاه مردمي دارد و فکر مي کند بايد مشکلات مردم را شنيد و آنها را حل کرد اما قاليباف قائل به اين مساله نيست.

به نظر جريان هفکر با احمدي نژاد، مقام رهبري چه نگاهي به اين "تفارق" دارد؟
ما در اولين ملاقاتي که بعد از انتخاب آقاي قاليباف به شهرداري تهران با مقام معظم رهبري داشتيم ايشان فرمودند که ملاقات هاي مردمي که شهردار قبلي مي گذاشت، اقدام خوبي بود، اين روند را ادامه دهيد، اما آقاي قاليباف اين روند را ادامه نداد.

يعني بر خلاف نظر رهبري عمل کرد؟
به هر حال آقاي قاليباف فکر مي کنند که ملاقات با مردم ممکن است نوعي بي عدالتي به همراه بياورد.چون يک گروه را مي توان ديد، گروه ديگر را نمي توان ديد.

حضور نام پروين احمدي نژاد در صدر فهرست انتخاباتي متمايل به رئيس جمهور مي تواند پيام خاصي به طيف هاي ديگر جناح موسوم به "اصولگرا" تعبير شود؟
ببينيد، خانم احمدي نژاد هم مانند بقيه افراد حق دارد که در انتخابات نامزد شود، به صرف اينکه او خواهر آقاي رئيس جمهور است نمي توان اين حق را از او گرفت. ضمن اينکه ايشان جزء فعالان سياسي و اجتماعي مملکت بوده اند.

چه فعاليتي داشتند؟
جزء گروههاي فعال بوده اند.

چه نوع فعاليتي؟
در دوره هاي قبلي شوراي شهر و مجلس شوراي اسلامي ايشان نامزد مي شدند و نام شان در فهرست هاي انتخاباتي بوده است، اما آن زمان چون خواهر رئيس جمهور نبود، کسي متوجه نمي شد. در ضمن ايشان فوق ليسانس دارند.فردي که فوق ليسانس و سابقه فعاليت اجتماعي دارد مي تواند در ليست قرار بگيرد مخصوصا وقتي منطبق با شاخص هايي که اشاره کردم باشد.

راي به نظام

"جبهه پيروان خط امام و رهبري"، بر خلاف تصميم پيشين فهرست ديگري را منتشر کرده اند.
بله، جبهه پيروان خط امام و رهبري تا ديروز تصميم ديگري داشتند اما مثل اينکه اکنون به صرافت افتاده اند که فهرست ديگري بدهند.

در اين فهرست هم حضور داريد؟
بله، به نظر مي رسد اسم من در اين فهرست هم باشد.

شما شانس ائتلاف پانزده نفره جناح اصلاح طلب را براي پيروزي در انتخابات به چه شکل مي بينيد؟
اين مساله بعد از انتخابات براي مردم مشخص مي شود! [مي خندد]

بخشي از چهره هاي جريان اصلاح طلب و هوادارانشان شرکت مردم در انتخابات و راي دادن به فهرست خود را به نوعي ابراز مخالفت با سياست هاي حاکم عنوان مي کنند و گروه ديگري هر نوع شرکت در انتخابات در جمهوري اسلامي و راي دادن را مهر تائيد بر سياست هاي جاري، نظام جمهوري اسلامي و ولايت فقيه عنوان مي کنند.ائتلاف انتخاباتي نزديک به احمدي نژاد در اين مورد چه فکر مي کند؟
نظر دوم دقيقا درست است. هر نوع راي دادن يعني حمايت از نظام و راي ندادن يعني بي تفاوتي. به نظر ما همه بايد در انتخابات شرکت کنند و به ائتلاف مورد نظر خود که در چهارچوب نظام جمهوري اسلامي همگي تاييد شده اند راي دهد. مردم شريف ايران همانطور که در گذشته نشان دادند در اين انتخابات هم حضور پيدا مي کنند و به فهرست مورد نظر خود راي مي دهند.

سپاسگزارم


+ نوشته شده در  Tue 12 Dec 2006ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

     

 

دکتر حسين رفيعي، استاد علوم سياسي دانشگاه تهران و از فعالين جريان ملي ـ مذهبي در گفتگو با روز تاکيد مي کند که: "ملي مذهبي ها به طور مستقيم در انتخابات شرکت نکرده اند و هيچ نامزدي هم ندارند."

آقاي دکتر رفيعي، در تجمع بزرگ دانشگاه تهران در آستانه روز دانشجو، قرائت پيام دکتر يزدي به دليل مخالفت عده اي از دانشجويان با مشي نهضت آزادي، با مشکل روبه رو شد. به عنوان يکي از فعالين جريان موسوم به ملي ـ مذهبي در اين باره چه فکر مي کنيد؟
من نمي دانم دليل اين تصميم دانشجويان چه بوده است. خب به لحاظ دموکراتيک بايد اجازه مي دادند اين پيام، متعلق به هر کس هست خوانده شود. اين شيوه، شيوه درستي نيست. ما که نسبت به همين اقدامات معترضيم، نبايد همانگونه برخورد کنيم. ما نبايد جلوي هيچ تريبوني را بگيريم.

خب شما گمان مي کنيد چرا در بدنه جنبش دانشجويي چنين نگاهي دارد؟
اصلا من چيز ديگري را مي خواهم بگويم. فرض کنيد کسي از جناح راست مي خواست پيامي را بخواند، بايد آن پيام هم خوانده مي شد. فضاي آزاد يعني...

چرا در حاليکه در طول دهه گذشته فضاي دانشگاههاي کشور از آموزه هاي ليبرالي خالي نبوده، شعارها بر محور چپ مي چرخد؟ منظور من در فضاي دانشجويي است...
خب طبيعي است.

چي طبيعي است؟
وقتي فضاها را مي بنديم و نمي گذاريم حتي کساني که مسلمانند، اما هم عقيده اکثريت حاکميت نيستند، حرف بزنند طبيعي است که بچه ها از اين فضا زده مي شوند. آقايان نمي گذارند بقيه مسلمانها بروند با بچه ها صحبت کنند. ضمن اينکه اصلا فضاي مخفي جامعه ايران چپ است. نه چپ به معناي مارکسيستي آن.

پس به چه معنا؟
به اين معنا که عدالت اجتماعي و آزادي هاي عمومي را مد نظر دارد.

اما واژه "چپ" در ادبيات سياسي ايران يعني مارکسيست. نه؟
خب منظور من مارکسيست ها نيست. اما اگر شما مي گوييد در اين مدت بخشي از نيروهاي چپ مارکسيستي رشد کرده اند، اين طبيعي است.

چرا؟
چون جمهوري اسلامي در اين بيست و هفت، هشت سال گذشته نتوانسته مشکلات جامعه را حل کند و به مطالبات مردم و بخصوص جوانان پاسخ دهد.

مارکسيست ها و انجمن هاي اسلامي

در آخرين موضع گيري پيرامون "ماهيت انجمن هاي اسلامي دانشگاهها" دو تن از فعالين جريان ملي ـ مذهبي خواستار برگشتن اين انجمن ها به هويت خود و شعائر مذهبي شدند. چهره هاي اصلاح طلب هم چنين موضعي داشتند. چرا؟
ببينيد شفافيت خوب است. بايد انجمن اسلامي ها به مارکسيستها کمک کنند تا تشکيلات خودشان را داشته باشند اما نروند در انجمن اسلامي ها. . . ما در ايران در اين زمينه سابقه بدي داريم. روزي در سال 1354، در سازمان مجاهدين خلق ايران، جرياني آمد و مارکسيست شد و اسم آن را همچنان مجاهدين خلق نگه داشت. ما هنوز داريم خسارت اين اتفاق را پس مي دهيم.

خب؟
خود شما مي گوييد انجمن اسلامي. شما اول بپذيريد در جامعه ما هم مسلمانان مبارزند و هم ديگران.

مسئله ميدان عمل نيروها...
ببينيد. مسلمانان مي توانند به دليل فرهنگ مذهبي مردم بهتر مبارزه کنند و بهتر به جامعه نزديک شوند. ما فکر مي کنيم اين کار مي تواند توطئه اي براي خنثي کردن و بدنام کردن انجمن هاي اسلامي باشد.

چه بدنامي؟
اينکه بگويند اينها مارکسيستند.

چرا؟
چون اين بزرگ ترين خطر است. خود نيروهاي غير اسلامي بايد کوشش کنند، انجمن هاي اسلامي هم بايد به آنها براي شکل دادن سازمان شان کمک کنند.

گمان مي کنيد دامن زدن به اين بحث چراغ سبز نشان دادن به جناح مقابل براي برخورد نيست؟
نه، اين هشدار به دانشجويان است.

هشدار؟
هشدار به اينکه در پوشش انجمن هاي اسلامي فعاليت نکنيد. مي خواهند به مارکسيست ها مجوز ندهند، انجمن اسلامي ها را هم از درون بپاشانند. همان کاري که در سازمان مجاهدين خلق اتفاق افتاد. هر کسي حق دارد مارکسيست باشد اما حق ندارد در يک سازمان مذهبي بگويد من مارکسيستم.

انتخابات

انتخابات شوراهاي شهر و روستا در پيش است. به پيروزي جناح اصلاح طلب در اين انتخابات اميدواريد؟
نمي شود پيشبيني کرد که مردم چگونه شرکت مي کنند. اگر مردم به طور وسيع در انتخابات شرکت کنند ممکن است اصلاح طلبان پيروز شوند، اما نظر سنجي دقيقي در اين مورد وجود ندارد. چون جناح مقابل تشکيلاتي عمل مي کند در صورت شرکت کم مردم، آنها پيروز مي شوند.

موضع ملي مذهبي ها در قبال اين انتخابات چيست؟
موضع ملي مذهبي اين است که مردم نبايد به جرياني که مخالف آزادي ها است راي دهند.

يکي از شعارهاي دانشجويان در تجمع دانشگاه تهران، تحريم انتخابات بود. جريان متبوع شما در مورد اين خواسته چه فکر مي کند؟
ببينيد، راه نجات از راه انتخابات است.

انتخابات؟
بايد فشار آورد که انتخابات درست برگزار شود.

اگر اين ليست ائتلافي 15 نفره اصلاح طلبان به شوراي شهر تهران راه يابند چه اتفاقي مي افتد؟
معجزه اي نمي شود، ولي همين که انتخاباتي باشد و قدرت جابجا بشود امر مهمي است.

منتقدان معتقدند نهضت آزادي کار گرم کردن تنور را به عهده گرفته...
نه، اينطور نيست. ملي مذهبي ها فعاليت مستقيم انتخاباتي نمي کنند و نامزدي هم ندارند. به اعتقاد آنها اراده مردم است که تعيين کننده نتيجه انتخابات است. ملي مذهبي ها هم هميشه مواضع مشخصي داشته اند؛ يک دوره اي بدون هيچ چشمداشتي به اصلاح طلبان کمک کردند.

سپاسگزارم

 

+ نوشته شده در  Mon 11 Dec 2006ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

       

 

 

کانون نویسندگان ایران با صدور اطلاعیه هایی ضمن گرامی داشت خاطره محمد مختاری و محمدجعفر پوینده جان باختگان راه آزادی، که هشت سال پیش توسط عوامل وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی به قتل رسیدند، مردم ایران را به حضور در مراسم بزرگداشت که از سوی خانواده های آن ها اعلام شده، فرا خوانده است.
 
در فراخوان کانون نویسندگان ایران به این مناسبت آمده است:
مردم آزاده ی ایران
گرامی داشت خاطره ی محمد مختاری و محمدجعفرپوینده، جان باختگان راه آزادی اندیشه و بیان، در ساعت ۲ بعدازظهر جمعه ۱۷ آذر ماه ۱٣٨۵، با حضور خانواده های این عزیزان بر مزارشان در گورستان امامزاده طاهر کرج برگزار خواهد شد.
کانون نویسندگان ایران در کنار خانواده و دوستان این کوشندگان برجسته ی کانون، در این مراسم شرکت خواهد کرد.
 
 
کانون نویسندگان ایران همچنین در اطلاعیه ای که در تاریخ ۱۲ آذر ماه منتشر کرده، خاطره ی این دو عضو جان باخته خود را چنین گرامی داشته است:
 
گرامی باد یاد جان باختگان راه آزادی، محمد مختاری و محمدجعفر پوینده
مردم آزاده ایران
در پی قتل فعالان سیاسی، پروانه و داریوش فروهر، عزیزان ما محمد مختاری و محمدجعفر پوینده به جرم دفاع از آزادی اندیشه و بیان، در آذر ماه ۱٣۷۷، به دست کوردلان واپسگرا به قتل رسیدند. کشور بلادیده ی ما شاهد امواج تازه ای از نقض حقوق بشر، تعطیل گسترده مطبوعات، سرکوب، اخراج و زندانی شدن دانشجویان معترض و آزاداندیش، به بندکشیدن کارگران و کوشندگان خواهان برپائی تشکل های آزاد کارگری، دستگیری و زندانی کردن وبلاگ نویسان، فیلترگذاری سایت های اینترنتی، جمع آوری آنتن های ماهواره ای و بسیاری موارد دیگر بوده است. به جرات می توان گفت هیچ عرصه فرهنگی و اجتماعی نیست که نظامی و امنیتی نشده باشد. سانسور کتاب و مطبوعات، تئاتر، سینما و همه ی رسانه های صوتی و تصویری بیداد می کند.
پس از قتل های سیاسی پائیز ۱٣۷۷ در دادگاهی دربسته، بدون حضور وکلا و خانواده های مقتولان، در نمایشی ساختگی، تنها برای شماری از عاملان، چند سالی زندان بریدند و سپس آنان را رها کردند و سرانجام دست آمران را برای جنایت های بعدی باز گذاشتند. از سوی دیگر، ناصر زرافشان عضو کانون نویسندگان ایران و وکیل شجاع خانواده های جان باختگان قتل های سیاسی، موسوم به زنجیره ای را به زندان انداختند و عرصه را بر وکلای پرونده های سیاسی چنان تنگ گرفتند تا دیگر هیج کس را یارای دفاع از پرونده های سیاسی نباشد.
کانون نویسندگان ایران که وظیفه اصلی خود را دفاع از آزادی بی حصر و استثنای اندیشه و بیان می داند، در هشتمین سالگرد قتل محمد مختاری و محمدجعفر پوینده اعلام می دارد که خون قربانیان راه آزادی همچنان می جوشد و نسل تازه ای از مدافعان آزادی بیان و قلم و اندیشه پا به عرصه مبارزه گذاشته است.
ما هرگز از دادخواهی دست نخواهیم کشید و خواهان رسیدگی به همه ی پرونده های قتل های بیش از دو دهه اخیر در دادگاهی صالح و علنی و برچیدن همه ی اشکال سانسور و سرکوب هستیم. 


 

+ نوشته شده در  Thu 7 Dec 2006ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

 

دوستان و رفقای دانشجو

درود گرم مرا بپذیرید .یاد شهدای دانشجوئی شانزده آذر را در شرایطی گرامی می داریم که دیو استبداد و ارتجاع که تمام قد خود را در برابر جامعه و نیازهای رشد و پیشرفت آن قرار داده  و آن را سد کرده است ، حتی از یادآوری نام و خاطره آن شهدای سربلند هم وحشت دارد و جلوگیری می کند. اما دقیقا در همین شرایط زنده نگه داشتن یاد و خاطره، آرمان خواهی و مبارزات  شهدای دانشجو ضرورت موکد تر از همیشه است ، زیرا اکنون ، هم ارتجاع حاکم داخلی و هم فرهنگ امپریالیستی که فعلا برفضای بین المللی تسلط یافته و می کوشند هریک با ارائه بدل های توخالی ،  تفکر و عمل انقلابی نسل های گذشته جنبش های دانشجوئی را لوث و تحقیر نمایند  و با زدودن حافظه تاریخی جامعه و  قطع ارتباط آن با گذشته ، میراث مبارزاتی جنبش دانشجوئی را از ذهن کنونی پاک کرده و آنرا رهسپاردنیای فراموشی نمایند.  از این رو زنده نگه داشتن یاد و خاطره آرمان خواهی و مبارزه انقلابی شهدای دانشجوئی از هر زمان دیگر ضرورت دارد.
اگر آن چه اکنون جریان دارد، روند طبیعی و ناگزیر آن چیزی باشد که باید در ایران طی شود ، با همه دشواریهایش ما نباید از آن ناخرسند باشیم . اتفاقا استراتژی موثر و ناگزیر مبارزه را فقط در همین شرایط و بر چنین بستری می توان پیدا کرد. این شرایط به توهماتی که طی یکی دو دهه اخیر تبلیغ کرده اند و ثمری جز خواب کردن جنبش دانشجوئی و غافل ساختن آن از هدفهای واقعی و راه های رسیدن به آنها نداشته است ، پایان خواهد داد. و جنبش دانشجوئی را خالص تر و هوشیار تر خواهد ساخت. 
با شما یک سینه سخن دارم اما درشرایط حاضر که ممنوع الملاقات  و حتی ازدیدار خانواده خود محروم هستم امکان ارتباط با شما و در میان گذاردن همه آنچه را که می خواهم بگویم برایم وجود ندارد.  از دور دست یکایک شما را می فشارم و در مبارزه ای نجیبانه  و مردم دوستانه یِ شما در هر شرایطی در کنار تان هستم .
دکتر ناصر زرافشان
زندان اوین 15/9/85

 

گزارش  تظاهرات بزرگ دانشجویان با شعار آزادی و برابری

دانشجویان دانشگاه های تهران، علیرغم ممانعت شدید حراست و نیروهای انتظامی و امنیتی، ظهر امروز با شکستن درب شرقی دانشگاه، در برابر دانشکده فنی اجتماع بزرگ خود را آغاز کردند. بعد از سخنرانی های سخنرانان، دانشجویان تظاهرات خود را در برابر سر در اصلی دانشگاه تهران ادامه دادند. آزادی، برابری، تحریم انتخابات، آزادی زندانیان سیاسی، پایان دادن به فضای اختناق و سرکوب در دانشگاه، حمایت از جنبش های کارگری و زنان، از جمله شعارها، پلاکاردها و درخواست های دانشجویان بود .

وبلاگ دانشجویی «گزارش تجمع ۱۵ آذر در دانشگاه تهران)
[http://15azar.blogfa.com/post-8.aspx]
به گزارش لحظه به لحظه ی تظاهرات امروز دانشجویان در دانشگاه تهران اقدام کرده است، گزارشات این وبلاگ را در زیر می خوانید:

ساعت ۳۰/۱۵:
دانشجویان توانستند سد ایجاد شد توسط نیرو های حراست در جلوی سر در دانشگاه تهران را بشکنند و در نهایت در پشت سردر اصلی دانشگاه تهران دست به تجمع بزدند. نیروی انتظامی و نیروی های سرکوبگر امنیتی به همراه یگان های ویژه ضد شورش جلوی سردر دانشگاه به ردیف ایستاده بودند و همچنین خیابان انقلاب و پیاده رو های مقابل دانشگاه را هم تحت نظر خود داشتند و حضور پررنگی داشتند با این وجود مردم به نشانه ی همبستگی با دانشجویان در مقابل دانشگاه در پیاده رو ها و خیابان انقلاب دست به تجمع زده بودند که گه گاه بین مردم و نیرو های نتظامی و لباس شخصی درگیری های پراکنده ای ایجاد شده است که از میزان دستگیرشدگان و مضروبان احتمالی اطلاعی در دست نیست. در ضمن نیرو های ویژه ای سوار بر موتور با انجام مانور در خیابان انقلاب دست به رعب و وحشت در میان مردم زدند!
دانشجویان در زمان تجمع در پشت سردر اصلی دانشگاه تهران شعارهایی بر ضد نیروهای سرکوبگر انتظامی و امنیتی سر دادند از جمله:
نیروی انتظامی خجالت خجالت
پلیس مزدور نمی خوایم حکومت زور نمی خوایم
بدین وسیه اعتراض خود را به حضور پر رنگ نیرو های سرکوبگر نشان دادند. بعد از دقایقی که دانشجویان در پشت سر در تجمع کرده و شعار های قبلی خود را دادند دوباره به سمت درب ۱۶ آذر که تجمع از انجا آغاز شده بود رفتند و در بین راه علاوه بر شعارهای قبلی شعار
اتحاد    مبارزه    پیروزی
را سر دادند.
سپس با تجمع چند دقیقه ای در پشت درب ۱۶ آذر شعار وزیر بی کفایت استعفا استعفا را سر دادند و سپس به سمت میدان وسط دانشگاه تهران رفته و در آنجا آرام آرام قصد پایان دادن به تجمع خود را دارند.
بنا به اخبار رسیده نیرو های امنیتی و انتظامی با قرار دادن اتوبوس های ویژه و خودرو های ویژه قصد دارند که پس از خروج دانشجویان دست به دستگیری گسترده آنان بزند. اکنون دانشجویان همچنان در دانشگاه به سر می برند و بیرون دانشگاه و خیابان های اطراف آن در محاصره نیروهای نتظامی و امنیتی قرار داد.

ساعت ۳۰/۱۴:
در ادامه سخنرانی ها چند تن دیگر از دانشجویان حول و حوش مسائل صنفی و سیاسی دانشگاه ها صحبت کردند. از جمله سعید حبیبی از فعالین چپ دانشجویی در سخنانی ضمن اشاره به فضای کنونی استبداد حاکم بر جامعه و فضای نظامی خارجی بر این نکته تاکید کرد که اکنون باید در دو جبهه ی استبداد داخلی و امپریالیسم خارجی مبارزه کرد و همچنان که استبداد و خفقان داخلی را به چالش باید کشید باید جلوی خطر حمله نظامی خارجی و تحریم های اقتصادی که مردم عادی را تحت فشار مضاعف قرار می دهد مقاومت و مبارزه کرد.
در پایان گویا پیام ابراهیم یزدی دبیر کل نهضت آزادی می خواست خوانده شود که با اعتراض شدید تمامی دانشجویان حاضر در تجمع روبرو شد و دانشجویان حاضر در تجمع با سر دادن شعار و اعتراض اجازه ندادند پیام دبیر کل نهضت آزادی خوانده شود و مشی سازشکارانه این تشکل را محکوم کردند.
بعد از پایان سخنرانی ها دانشجویان با در دست گرفتن پلاکاردهایی که شعارهای شان بر آن نقش بسته بود با سر دادن شعار های خود خصوصا:
دانشجو دانشجو حمایت حمایت
دانشجو کارگر اتحاد اتحاد
آزادی، مساوات، تحریم انتخابات
دانشگاه پادگان نیست
فاشیستا حیا کنید، دانشگاه و رها کنید
مرگ بر دیکتاتور
به سمت سر در اصلی دانشگاه تهران حرکت کرده اند. اکنون داشجویان در حال حرکت به سمت سردر اصلی دانشگاه تهران هستند و گویا حراست تمام تلاش خود را می کند که دانشجویان به سر در نرسند اما دانشجویان شدیدا مقاومت می کنند و قصد دارند به سردر برسند!

ساعت ۳۰/۱۳:
سخنرانی ها ادامه دارد. علی رضا نیکو نسبتی از فعالین دفتر تحکیم که صبح امروز هنگام ورود به دانشگاه توسط نیروهای حراست مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود در سخنانی عملکرد نامناسب وزارت علوم را نکوهش کرد و در مورد دانشجویان ستاره دار و فضای امنتی برای دانشجویان فعال سیاسی و صنفی صحبت کرد. پس از ایشان آقای تقی رحمانی از فعالین سیاسی در سخنانی به لزوم اتحاد بین تمامی دانشجویان و جنبش ها در مقابل استبداد حاضر سخنانی ایراد کردند. پس از ایشان نیز یکی از دانشجویان فعال کرد به نام سهراب کریمی بیانه دانشجویان کرد دانشگاه تهران را که در آن اشاره به فضای سرکوب شدید در کردستان شده بود و همچنین در مورد دانشجویان فعال کرد که از تحصیل مرحوم شده اند بود خواند و ضمن اعلام حمایت از خواست تمامی دانشجویان دانشگاه ها خواست های دانشجویان کرد را نیز بیان کرد.
پس از ایشان بهزاد باقری بیانیه ای را از طرف فعالین چپ دانشگاه های تهران خواند که در آن ضمن حمایت از خواست دانشجویان مبنی بر حق آزدی بیان و حق تشکل های مستقل دانشجویی به مسائل صنفی ـ سیاسی دانشگاه خصوصا تفکیک جنسیتی که ظلم به زنان دانشجو است اشاره شده بود. همچین در بخش دیگری از این بیانیه بر لزوم اتحاد استرتژیک بین جنبش های دانشجویی ـ کارگری و زنان صحبت شده بود. همچنین در این بیانه آمده بود که تمامی زندانیان سیاسی خصوصا ناصر زرافشان وکیل خانواده های قربانیان قتل های زنجیره ای و منصور اسالو رئیس هیئت مدیره سندیکای کارگری تاکید شده بود. و در نهایت از مبارزات آزادی خواهانه و برابری طلبانه جنبش دانشجویی جنبش طبقه کارگر و جنبش زنان حمایت شده بود.
شعار هایی که در این زمان سر داده شد:
دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد
مرگ بر استبداد
مرگ بر دیکتاتور
ستاره دانشجو مدال افتخار است
آزادی، مساوات، تحریم انتخابات
اسانلو، زرافشان، آزاد باید گردد
زندانی سیاسی آزاد باید گردد
دانشجو کارگر اتحاد اتحاد
همچنین شعار هایی به زبان کردی از طرف دانشجویان کرد سر داده شد
پلاکارد هایی نیز با مضامین مختلف در میان دانشجویان به چشم می خورد از جمله:
زرافشان ـ اسانلو آزاد باید گردد
۳ خودکشی ۲ مرگ ۱ قتل این است دانشگاه
آزادی بیان و تشکل مستقل
دیوار های استبداد فرو خواهد ریخت
یا سوسیالیسم یا بربریت
رهایی جامعه رهایی زنان است
تشکل کارگری ایجاد باید گرد
از مبارزات کارگران سندیکای شرکت واحد حمایت می کنیم
ستاره ها را به آسمان باز گردانید نه کارنامه دانشجویان
همچنین شعار هایی به زبان کردی در روی پلاکارد ها به چشم می خورد از جمله:
کردستان گورستان فاشیستان!
این تجمع تا کنون ادامه دارد و داشجویان فعال مشغول بخش بیانیه دانشگاه پادگان نیست در میان دانشجویان هستند.

ساعت ۱۳:
دانشجویان پس از آن که موفق شدند به کمک دیگر دانشجویانی که در بیرون دانشگاه قرار داشتند درب ۱۶ آذر را بشکنند با راهپیمایی به سمت سر در دانشکده فنی دانشگاه تهران رفتند. جمعت این دانشجویان بالغ بر ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ نفر تخمین زده می شوند . این دانشجویان در حین ر اهپیمایی خود و تجمع در دانشکده فنی شعارهای زیر را سر می دادند:
ـ دانشجوی می میرد ذلت نمی پذیرد
ـ وزیر بی کفایت استعفا استعفا
ـ آزادی مساوات تحریم انتخابات
ـ مرگ بر دیکتاتور
ـ زندانی سیاسی آزاد باید گردد
هم اکنون دانشجویان در مقابل سر در اصلی دانشکده فنی تجمع کرده اند و هر لحظه بر تعداد آنان افزوده   می شود و چند تن از فعالین دانشجویی از جمله نیکونسبتی از اعضای دفتر تحکیم وحدت مشغول سخنرانی بر ای دانشجویان هستند و دانشجویان هم هر از چند گاهی شعار هایی سر می دهند.
 
ساعت دوازده و سی دقیقه
طبق آخرین خبر رسیده در ساعت ۱۲ دانشجویان تجمع خود را جلوی سر در اصلی دانشکده فنی آغاز کرده و به سمت درب ۱۶ آذر رفتند و آن جا بعد از دقایقی که با نیروهای حراست و انتظامی درگیر شدند با سر دادن شعار های: حراست درو وا کن درو وا کن درو واکن ، آزادی مساوات تحریم انتخابات ، درو بشکن درو بشکن ، با کمک دیگر دانشجویانی که در پشت درب اصلی خیابان ۱۶ آذر ایستاده بودند بالاخره در ساعت حدود دوازده و سی دقیقه موفق شدند که درب ۱۶ آذر را بشکنند و حدود ۵۰۰ نفر از دانشجویان و افرادی که پشت درب بودند موفق به ورود به دانشگاه شدند و در این لحظه شعار:
دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد
توسط این جمعیت   حدود هزار نفره سر داده شد
 
ساعت یازده و سی دقیقه
علی رغم تمامی تدابیر شدید امنیت و انتظامی دانشجویانی که موفق به ورود به دانشگاه تهران شده اند مصمم هستند که برنامه خود را برگزار کنند. آنان آخرین هماهنگی ها را انجام داده اند و پلاکاردها و شعارهای خود را آماده کرده اند و هم اکنون از تمامی دانشکده های دانشگاه تهران به سمت دانشکده فنی در حال حرکت هستند.
گویا نیرو های امنیتی و حراستی که در درون دانشگاه ته ر ان به سر می برند با برخوردهای موردی سعی در ایجاد تنش دارند اما به خاطر حضور زیاد دانشجویان تاکنون نتوانسته اند برخورد جدی انجام دهند.
 
ساعت ۱۱ صبح
هر لحظه بر حضور نیرو های انتظامی در اطراف دانشگاه تهران افزوده می شود. پیاده روی طرف درب اصلی دانشگاه تهران به طور کامل در اختیار نیرو های ضدشورش قرار دارد. درب اصلی دانشگاه معروف به درب ۵۰ تومانی نیز در اختیار آنان است و آن را بسته اند. در خیابان ۱۶ آذر نیروی های انتظامی و ضد شورش درب ها آن را در کنترل خود گرفته اند و رفت و آمد در آن به سختی صورت می گیرد.  
همچنین بنا به اخباری که رسیده است مراکز نیرو های انتظامی و امنیتی در خیابان های فخر رازی و ۱۲ فروردین مملو از نیرو های ضد شورش یگان ویژه می باشد که در حالت آماده باش به سر می برند.
در ضمن تقاطع خیابان وصال شیرازی و انقلاب تبدیل به محل تجمع موتوسواران نیروی انتظامی شده است که با لباس های مخصوصی بر موتور های خود   حالت آماده باش سوار هستند.
 
ساعت ده و سی دقیقه :
از ساعت حدود نه و چهل و پنج دقیقه درب های دانشگاه تهران واقع د ر خیابان ۱۶ آذر به حالت نیمه بسته در آمده اند و عبور و مرور دانشجویان دانشگاه تهران به سختی صورت می گیرد. علاوه بر نیروهای حراست در جلوی هر کدام از درب های دانشگاه تهران ۲ تن از نیرو های انظامی و و چند تن از نیروهای امنیتی با لباس شخصی حضور دارند. د ر حدود ساعت ۱۰ نیز درب اصلی دانشگاه تهران به طور کامل بسته شد و از آن هیچ عبور و مروی صورت نمی گیرد. آرام آرام در خیابان های اطراف نیرو های ضد شورش و امنیتی مستقر می شوند.
 
ساعت نه و سی دقیقه
بنا به گزارشات رسیده از روز گذشته کارت های دانشجویی دانشجویان دانشگاه تهران به وسیله ی نیروهای حراست چک می شد و به دانشجویان دیگر دانشگاه های اجازه ورود داده نمی شد. این امر امروز تشدید شده است به طوری که بنا به اخبار رسیده تا ساعت نه و سی دقیقه کارت ها ی تمام دانشجویان به وسیله ی نیروهای حراست چک می شده است و بین عکس و چهره ی دانشجویان تطابق داده می شده است.

گزارش خبرنامه امیرکبیر
همزمان با اعلام تجمع دانشجویی توسط دفتر تحکیم وحدت در دانشگاه تهران به مناسبت سالگرد 16 آذر، صبح امروز اطراف دانشگاه تهران مملو از نیروهای امنیتی بود. به گفته شاهدان عینی از ساعات اولیه صبح در کلیه خیابان های منتهی به دانشگاه تهران حضور نیروهای امنیتی بیسیم به دست کاملا مشهود بود.

همچنین انتظامات دانشگاه تهران با کنترل شدید کارت دانشجویی دانشجویانی که قصد ورود به دانشگاه را دارند، اجازه ورود به افراد غیردانشجو و همچنین دانشجویان دیگر دانشگاه ها را نمی داد. اما با این وجود گزارش ها حکایت از حضور بیش از 800 نفر از دانشجویان پیش از آغاز این مراسم مقابل دانشکده فنی دارد. گفتنی است جمع کثیری از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر و خواجه نصیر در مقابل درب 16 آذر دانشگاه تهران تجمع کرده بودند اما انتظامات دانشگاه تهران مانع ورود ایشان به دانشگاه شده بود. به همین علت دانشجویانی که داخل دانشگاه تجمع کرده بودند با حضور مقابل این درب دانشگاه خواستار ورود این دانشجویان به دانشگاه شدند، اما ممانعت انتظامات با این امر سبب شد فشار جمعیت از دو سوی این در، باعث شکسته شدن در شود. در پی این امر دانشجویانی که موفق نشده بودند وارد دانشگاه تهران شوند، به جمعیت حاضر در داخل دانشگاه پیوستند و جمعیت مجددا به سمت دانشکده فنی حرکت کرد.

جمعیت حاضر در تجمع امروز دانشگاه تهران بیش از 2000 نفر گزارش شده است. همچنین علی نیکونسبتی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، که پیش از این توسط حراست دانشگاه تهران احضار شده و به علت اعلام این تجمع از سوی دفتر تحکیم تحت فشار قرار گرفته بود، صبح امروز در درگیری با نیروهای انتظامات دانشگاه تهران مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

علی نیکونسبتی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، در ابتدای این تجمع گفت: از آقای خامنه ای می پرسم بر اساس کدام قانون یک دانشجو در زندان می میرد؟! نیکونسبتی ادامه داد: ما بارها خواستار مجوز برای این برنامه بودیم، و اعلام کردیم به هر نحو ممکن برنامه را برگزار خواهیم کرد و علیرغم تمام کارشکنی ها این برنامه را امروز برگزار کردیم. نیکونسبتی در ادامه با بیان این که استبداد سیاسی باید از بین برود گفت: وزیر علوم از وابستگان باهنر، نماینده مجلس، است و به خاطر این وابستگی به این سمت منصوب شده است و همین مسئله باعث می شود کسی به او اعتراضی نکند. نیکونسبتی در پایان مهمترین خواست دانشجویان را برکناری و محاکمه وزیر علوم اعلام کرد و نسبت به ستاره دار کردن دانشجویان و احضار بیش از 200 نفر به کمیته انضباطی به شدت انتقاد کرد. نیکونسبتی احمدی نژاد را حامی انقلاب فرهنگی دوم دانست و گفت وی لیاقت نشستن بر کرسی ریاست جمهوری را ندارد.

در ادامه مراسم آرمین سلماسی، عضو شورای عمومی انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر و مجری این مراسم، گفت: هنوز دانشجویان مظلوم ترین قشر در ایران هستند. اساتید ما را بازنشسته کردند، حکم تعلیق برایمان صادر کردند، ستاره نشانمان کردند، جلوی اعتراض که هیچ جلوی نفس کشیدنمان را هم گرفته اند، فضای دانشگاه را به پادگان تبدیل کرده اند و هر اعتراضی را به شدت سرکوب می کنند. سلماسی در ادامه از وزیر علوم پرسید: شما که می گویید دانشجوی سه ستاره نداریم یاشار قاجار، روزبه ریاضی، محسن فاتحی، حنان عزیزی و...، مگر هم کلاسی های ما نبودند و از ادامه تحصیل محروم شدند؟! سلماسی در ادامه گفت: آقای وزیر علوم و رئیس جمهور گمان می کنند مردم ایران نمی فهمند که آنها دارند دروغ می گویند. این دانشجوی دانشگاه امیرکبیر در پایان گفت: وای اگر کاسه صبر این ملت لبریز شود!

سخنران بعدی مراسم تقی رحمانی، از فعالین ملی مذهبی، بود. رحمانی با بیان این که دانشگاه خانه آزادی است و همواره خواستگاه فعالیت های آزادی خواهانه و عدالت طلبانه بوده است، گفت: من سال های زیادی فعالیت سیاسی کردم و تاسفم از این است در طول این سالیان هیچ گاه کشور ما به نقطه بازگشت ناپذیر آزادی نرسیده است. تقی رحمانی با اشاره به شهدای راه آزادی گفت: آسمان ایران همواره پرستاره بوده ولی زمین آن همیشه تاریک بوده است، و این مسئله قابل تامل است. رحمانی در ادامه خواستار اتحاد و یکپارچگی تمام نیروهای آزادیخواه برای کار مستمر و مبارزه ادامه دار شد. در پایان رحمانی یاد اکبر محمدی را گرامی داشت.

در ادامه برنامه سهراب کریمی، بیانیه فعالین کرد را قرائت کرد. و پس از آن یکی از فعالین دانشجویی دانشگاه تهران به قرائت بیانیه جمعی از فعالین دانشجویی چپ پرداخت.

پس از آن مهدی امینی زاده به نمایندگی از دانشجویان ستاره دار به سخنرانی پرداخت. امینی زاده در سخنرانی خود گفت: من امروز نمی خواهم بگویم که یک شبه بیش از 100 نشریه به دستور مقامات عالی رتبه نظام اعدام می شوند، نمی خواهم بگویم اجازه دسترسی آزاد به اطلاعات وجود ندارد، نمی خواهم بگویم اجازه نشر در کشور وجود ندارد، نمی خواهم بگویم در ایران انتخابات آزاد برگزار نمی گردد و یک عده ابتدا افرادی را انتخاب می کنند و بعد نام این خیمه شب بازی را انتخابات می گذارند، من امروز می خواهم بگویم ما امروز در ایران اجازه تحصیل نداریم. امینی زاده در ادامه با بیان این که وزیر علوم بارها به دروغ اعلام کرده است که ما دانشجویان اخراجی نداریم، گفت: کارنامه هایی که در دست ماست، پس چیست؟ امینی زاده در پایان خواستار این شد که روند بازنشسته شدن اساتید متوقف شود و حق تدریس و تحصیل آزاد در دانشگاه فراهم گردد.

در ادامه این مراسم وحید عابدینی، از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران، به سخنرانی پرداخت. عابدینی در سخنان خود گفت: خواسته ما این است که رئیس دانشکده و دانشگاهمان انتخابی باشد، خواسته ما این است که کمیته انضباطی با فعالین دانشجویی برخورد نکند، خواسته ما این است که نشریات دانشجویی آزاد باشند، ما خواستار حق تدریس و تحصیل آزادانه ایم. عابدینی در پایان خواستار حاکم شدن دموکراسی و آزادی در دانشگاه شد.

مرتضی اصلاحچی، دبیر انجمن اسلامی دانشگاه علامه، در ادامه پیام دکتر ناصر زرافشان را خطاب به دانشجویان قرائت کرد. در پیام دکتر زرافشان ضمن گرامیداشت یاد شهدای دانشجو، آمده بود: در این شرایط زنده نگاه داشتن یاد و خاطره آرمانخواهی و مبارزات شهدای دانشجو ضرورتی موکدتر از همیشه است. در ادامه پیام دکتر زرافشان آمده بود: اگر آن چه اکنون جریان دارد روند طبیعی و ناگزیری باشد که باید در ایران طی شود، با همه دشواری هایش ما نباید از آن ناخرسند باشیم. زرافشان در پایان با بیان این که با شما یک سینه سخن دارم، گفته بود: اما در شرایطی که ممنوع الملاقات بوده و حتی از دیدار خانواده نیز محرومم، ارتباط با شما و سخن گفتن با شما برایم ممکن نیست.

در ادامه علی عزیزی، نایب دبیر انجمن اسلامی پلی تکنیک، در سخنان خود در این تجمع گفت: دانشجویان سه ستاره، دوستان ما بودند که به خاطر دفاع از حقوق ما اکنون در میان ما نیستند و این بزرگترین ننگ برای دولت احمدی نژاد است. عزیزی در ادامه با اشاره به این که تخریب ساختمان های انجمن های اسلامی دانشجویان تخریب پایگاه های انتقاد به دولت و حاکمیت است، افزود: انجمن های اسلامی فراگیرترین تشکل های دانشجویی در سراسر کشور هستند و ننگ برخورد با این تشکل ها بر دامن وزیر علوم هست و به راحتی پاک نمی شود. عزیزی در ادامه انتصاب روسای دانشگاه ها را تحمیل و توهین به دانشگاه دانست و گفت هر گونه تحمیل بر فضای آزاد دانشگاه محکوم به شکست است. عزیزی در ادامه با بیان این که احمدی نژاد از دانشجویان بسیجی خواسته تا فریاد بزنند تا او بتواند راحت تر دانشگاه ها را قلع و قمع کند، گفت: این بار ما بر آن ها فریاد می زنیم. علی عزیزی در ادامه افزود: دانشجویان بسیجی در دانشگاه امیرکبیر در حال تدارک طوماری برای دعوت از احمدی نژاد هستند، ما از کلیه دانشجویان دعوت می کنیم تا روز یکشنبه هفته آینده ساعت 12 با حضور در پلی تکنیک فریاد اعتراضی خود را بر سر رئیس جمهور بکشند.

سخنران بعدی این تجمع مهندس سیاسی راد، از پیشکسوتان انجمن اسلامی پلی تکنیک، بود. سیاسی راد در سخنان خود گفت: ما امروز اینجا جمع شده ایم تا از حقوق همه قشرها بر مبنای اعلامیه جهانی حقوق بشر و حقوق شهروندی دفاع کنیم. ما خواستار استقلال دانشگاه ها، آزادی زندانیان سیاسی، تضمین حقوق سیاسی و حقوق شهروندی همه آحاد ملت ایران هستیم. سیاسی راد در ادامه با بیان این که امروز افرادی ادعا می کنند در زندان ها شکنجه می شوند، خواستار بررسی این مسئله شد.

در ادامه برنامه بیانیه کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت توسط نیلوفر گلکار، عضو این کمیسیون قرائت شد. در این بیاینه آمده است: کمیسیون زنان تحکیم، افزایش فشار ها و برخورد با دختران دانشجو، محرومیت از تحصیل و احضارهای پیاپی آنها به کمیته های انضباطی را محکوم می کند و یادآوری می نماید که دختران علاوه بر استبداد، قربانی مردسالاری نیز هستند و مشکلات خاص خود را دارند که تنها ناشی از جنسیت آنهاست. افزایش برخورد در زمینه ی پوشش دختران، فشار بر دختران در رابطه با ساعات ورود و خروج به خوابگاه ها، توزیع نابرابر امکانات ورزشی، تفریحی و آموزشی به دلیل تفکیک جنسیتی محیط های دانشجویی، اعمال سهمیه بندی جنسیتی در پذیرش دانشگاه ها که به صورت مخفیانه اعمال می گردد، سیاست های پنهان در زمینه ی عدم پذیرش زنان به عنوان اعضای هیئت علمی و پست های مدیریتی در دانشگاه از جمله مسائلی است که پی گیری جداگانه ی مسائل زنان را ضروری می سازد.

در پایان تجمع سعید حبیبی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، به بیان نظرات خود پرداخت. حبیبی با بیان این که روی صبحتش با وزیر علوم و رئیس جمهور نیست، گفت: وزیر علوم کوچکترین لیاقت و کیاستی را بر اداره این وزارتخانه ندارد، احمدی نژاد هم هیچ گونه مشروعیتی به نظر من ندارد. روی صحبت من با شما دانشجویان است. سعید حبیبی در ادامه، با اشاره به نقش ویژه جنبش دانشجویی اشاره کرد و افزود: دانشگاه فقط مسائل صنفی خودش را دنبال نمی کند. اولین قدم ما مسائل صنفی است و دومین قدم مسائل سیاسی، و سومین قدم ما زمینه سازی برای تغییرات بنیادین اجتماعی است. حبیبی در پایان گفت: امروز زمان صحبت کردن آرام نیست بلکه امروز روز فریاد زدن در اقصی نقاط کشور است.

در پایان این مراسم دانشجویان مقابل سردر اصلی دانشگاه تهران تجمع کرده و شعارهای اعتراضی سر دادند. بعضی از این شعارها «وزیر بی لیاقت، استعفا استعفا»، «مرگ بر دیکتاتور»، «مرگ بر استبداد»، «دانشجو، دانشجو اتحاد اتحاد» و... بود.

در حاشیه:
- خیابان های منتهی به دانشگاه تهران از ساعات اولیه صبح تا پایان مراسم به نحو بی سابقه ای مملو از نیروهای انتظامی و امنیتی بود و خیابان های قدس، 16 آذر، انقلاب مسدود شده بودند.

- بعضی از نیروهای امنیتی در دانشگاه حاضر شده بودند و به صورت مخفیانه در حال گرفتن عکس و فیلم از دانشجویان بودند که برخی از این افراد با برخورد دانشجویان مواجه شده و عکس ها و فیلم های ایشان ضبط شد.

- یکی از دانشجویان که در حال گرفتن عکس از نیروهای انتظامی حاضر در خیابان بود توسط این نیروها به شدت مضروب شد و در اثر ضرب و شتم مامورین انتظامی بیهوش شده و در پیاده روی خیابان انقلاب بر زمین افتاده بود.

 

تجمع دانشگاه تهران به روایت تصویر:

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  Wed 6 Dec 2006ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

               

 

              

گزارش لحظه به لحظه از تجمع ۱۵ آذر را در این وبلاگ می توانید دنبال کنید.      

..........................................................................................

                      

 

بار دیگر شانزدهم آذر،فصل سرد را جاری روزهایمان کرده اند.قلم تا کاغذ مسیر دشواری را طی می کند و میهن در غباری ناروفتنی همچنان دارد خاک می خورد. درست مانند دفترچه بایگانی یک صد ساله اش.  باز  که می کنیش ، اوراقی نامتناهی  هر جا و هر لحظه آغشته ی خون عزیزی و پالوده ی فراموشی خلقی... باری،قلم بر کاغذ نمی جنبد. هر روز،عرصه کار حرفه ای روزنامه نگاری در میهن تنگ  و تنگ تر می شود و درست به همین سبب است که نهادهای مدنی یک یک می روند تا در محاق دود غلیظ شاید که گم شوند.انگیزه ها، برای ادامه ی کار به حداقل خود رسیده  و این تازه بخشی کوچک است از تراژدی بزرگتری که بایدش به وقوع بپیوندد. شانزدهم آذرماه نیز،یکی از همان روزهاست که وقایع تماشایی بیست و هشت سال اخیر نیز نتوانسته هنوز که  بهت و حیرت واقعه را شاید که فرو نشاند. مکان و زمان را در نوردیده و همچنان آذین  به نام سه آذر اهورایی: قندچی،بزرگ نیا و شریعت رضوی.

 

           

 

 شانزده آذر،روز دانشجوی امسال را در حالی به استقبال می رویم که اراده ای بر سندان می کوبد تا دهه شصت را به خاطر بیاورد. انقلاب فرهنگی دومش نام داده اند آنچه را که بر دانشگاه و دانشجوی ایرانی می رود.انقباضی ترین سیاست های حاکم بر دانشگاهها سر آن دارد تا فضای تنفس را به تمامی مسدود کند. شاخه ای و روزنه ای اما هرج و مرج ذهن افیونی موج گردانان را پس می زند و در تاریک روشنای شب پاییزی آذر جوانه هایی را نمودار می شود همه سرخ که باید نشست و دید به بار نشستن هایی از آن دست را... پر بی راه نیست که اینچنین به کار افتاده اند برای نابودی بذرها.غافلند آنان از راز "بذرهای ماندگار" . همان ها که از ژرفش شب هول به سلامت عبور کرده اند ،نهال نازکی می نمایانند اما تاریخی را لنگ لنگان بر دوش می کشند. تاریخ نانوشته ی آن زنان و مردان را... یاد رفیقانشان را تا که به گلگشتی دیگر کلام شاعر را بر بال آرزو برانند.بال رویا. تا که بنشانند آن نگین صبح روشن را به پای انگشتر فردا... عجوزکان در هر زمان و مکان، به گور خود برند از نفس افتادن دانشگاه را.قلم بر کاغذ نمی دود روان.بسته است. بسته.دست بسته.نفس بشکسته. قفس،قفس،فریاد از این قفس!بشکن این قفس. دانشگاه زنده است!

 

+ نوشته شده در  Tue 5 Dec 2006ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

          

 

 

رئيس کميسيون اصل نود مجلس ششم در گفتگو با روز، ضمن به "فال نيک گرفتن" ائتلاف گروه هاي "اصلاح طلب" براي شرکت در انتخابات شوراهاي اسلامي شهر و روستا، تاکيد مي کند که: «اصلاح طلبان بايد عزم خود را براي مقابله با "آن قدرت قاهر" جزم کنند.» انصاري راد، فهرست پانزده نفره اصلاح طلبان را دليلي براي ايجاد "انگيزه" براي شرکت در انتخابات از سوي مردم عنوان مي کند و معتقد است که "اصلاحات درون ساختاري" تنها راه پيش روي مردم براي ايجاد تحول در ساختارهاي سياسي و اقتصاد کشور است .

 

     

 

آقاي انصاري راد، فهرست پانزده نفره گروه هاي موسوم به "اصلاح طلب" منتشر شده است. مشارکت افراد ذي نفوذ چقدر در اين روند موثر بود؟
من اين ائتلاف را به فال نيک مي گيريم. قطعا مساعدت افراد شاخص اصلاح طلب با توجه به تجربه تلخ گذشته موثر بود.

کدام يک؟ کدام تجربه تلخ؟
شکست ناشي از اختلافات. الان به نتيجه مناسبي رسيده ايم.

از چه نظر مناسب؟
براي اصلاح طلبان و مردم.

پايه هايي که اين ائتلاف بر اساس آنها شکل گرفته عمدتا چه بوده است؟ آيا اين گروهها اختلاف اصولي هم با يکديگر دارند؟
نه، اصلاح طلبان با يکديگر اختلاف اصولي ندارند. به هر صورت در زمان مجلس ششم و دولت آقاي خاتمي، اصول سياست هاي اصلاح طلبان، بر مشارکت عمومي مردم، آزادي انتخابات، سياست خارجي صلح جويانه، وارد کردن مردم به قدرت و رفع تنش از روابط خارجي، اصلاحات فرهنگي، آزادي مطبوعات، عدم وجود سانسور و آزادي اقتصادي و برخورداري شهروندان از مصونيت قانوني و حقوقي بود. همه اين مسائل هم تقريبا در قانون اساسي ملحوظ شده است. بنابراين اصلاح طلبان در اصول اصلاحات، با هم توافق، اما در روش ها و سليقه ها اختلافاتي وجود داشت.

هشت سال تجربه اصلاحات به اين گروهها چه درسي داد؟ منظورم اين است که تا به حال موانع را متوجه عواملي کم و بيش مبهم مي کردند. حالا چي؟
به هر صورت هر کس که دستي در آتش دارد متوجه است که قدرت فائقه و قاهري در کشور وجود دارد که آن قدرت قاهر که از پايگاه خاصي به لحاظ اقتصادي، امنيتي، نظامي، قضايي برخوردار است. لذا ضمن اعتراف به ضعف هاي اصلاح طلبان، فکر مي کنم نبايد نقش بازدارنده اين قدرت قاهر و مسلط بر شرايط امنيتي، نظامي و قضايي را در ناکامي اصلاح طلبان فراموش کرد.

کارنامه دولت معروف به "دولت اصلاحات"، در بزنگاههاي مختلف در برابر به قول شما، "آن قدرت قاهر" امروز در تاريخ ثبت است. نه؟
من تصور مي کنم که مماشات و نرمشي که نام آن را "اعتدال" مي گذاشتند باعث اين عقب نشيني ها شد که مصداق بارز آن در جريان برگزاري انتخابات دوره هفتم مجلس شوراي اسلامي نمايان شد که به نظر من يکي از بدترين انتخابات در تاريخ پس از مشروطيت به حساب مي آيد که بخش عظيمي از بهترين فرزندان اين مملکت و فرزندان اسلام ـ من اين را با دقت عرض مي کنم ـ به نام عدم اعتقاد و التزام به اسلام رد صلاحيت شدند. يکي از مواردي که اصلاح طلبان ضعف نشان دادند و عقب نشيني کردند تن دادن به همين انتخابات بود که قطعا بر خلاف قانون و بر خلاف مصالح کشور و بر خلاف اخلاق و مسلمات ديني برگزار شد. اما در همين مورد هم برخي از کساني که در اين جهت تصميم گرفتند فکر مي کردند که غير از اين، ممکن است موجب بر هم خوردن نظام شود.

خب؟
حالا من در موضع قبول يا رد اين نظر نيستم. لکن دليلي که مي آوردند و مي گفتند اين بود که ممکن است کشور دچار آشوبي بشود که ضررش از آن تخلف قانوني بيشتر باشد.

اين "ضرر" بيشتر متوجه چه بخشي مي توانست باشد؟
به نظر آقايان اين ضرر به نظام وارد مي شد. من دارم حرف آنها را نقل مي کنم. خودم دقيقا با اين حرف مخالفم.

اصلاحات درون ساختاري

ائتلاف جديد اصلاح طلبان چقدر تحت تاثير حضور آقاي خاتمي صورت گرفته؟
همه گروههاي اصلاح طلب تقريبا به اين وحدت رسيده اند که از حسن شهرت و شخصيت آقاي خاتمي براي ائتلاف استفاده کنند. قطعا ايشان در ايجاد ائتلاف نقش بازي کرده اند.

بر فرض پيروزي فهرست پانزده نفره اصلاح طلبان، گمان مي کنيد حضور اين افراد در شوراي شهر تهران، چقدر مي تواند در راستاي منافع مردم و پيشبرد برنامه هاي آنها راهگشا باشد. اصلا چه برنامه اي دارند؟
البته برنامه ها خود آنها بايد را کم و بيش اعلام کند.من به تک تک اين افراد کاري ندارم اما اين چهره اي که هم اکنون از اين پانزده نفر براي مردم هوشمند تهران منعکس است بايد به مردم انگيزه بدهد.

انگيزه؟
انگيزه براي اينکه شرايط مساعد تر و فضاي بازتر و راحت تر و قانونمندي و پايبندي بيشتر به حقوق ملي را در چهره عمومي اين پانزده نفر جستجو کنند.

به گمان شما، بعد از تجربه هشت سال اصلاحات، اساسا رغبت شرکت در ساز و کار انتخابات در جمهوري اسلامي براي مردم وجود دارد؟
ببينيد، اين مسائل را فقط پاي هشت سال اصلاحات نگذاريد.

من شماي کلي صحنه را مي گويم.
به هر حال آن قدرت قاهر و فوق العاده مسلط که نيروهاي اساسي کشور را در اختيار دارد اقدامات خود را به صورتي انجام مي دهد که ممکن است ملت ما از رسيدن به نتيجه مطلوب مايوس شده باشند. البته من همانطور که اشاره کردم ضعف اصلاح طلبان را انکار نمي کنم اما معتقد هستم که فراموش کردن آن نيروي بازدارنده مسلط و قوه قاهر، غفلت از مساله اساسي است.

اساسا فکر مي کنيد در حال حاضر، تز اصلاحات درون ساختاري، بين گزيدگان جامعه و از سوي ديگر توده مردم چقدر خريدار دارد؟
من فکر مي کنم راهي به غير از اين وجود ندارد. راه صحيح و سالمي غير از اصلاح درون ساختاري وجود ندارد. تا آنجا که بنده سياست مداران کشور را مي شناسم تقريبا همه آنها معتقد به اصلاحات درون ساختاري هستند.

مردم چي؟
مردم ما هم به نظر من جز اين نظري ندارند. من منکر وجود افرادي با نظرهاي ديگر نيستم اما کساني که حساب و کتاب دستشان است نه از انقلاب مجدد استقبال مي کنند و نه خداي نکرده تن به دخالت نيروهاي خارجي مي دهند.

بحث دخالت خارجي و... بحث ديگري است. شما چه استنادي داريد در مورد حمايت مردم از اصلاحات درون ساختاري؟
*من با بسياري از سياستمداران آشنا هستم و...

اقشار مختلف مردم؟
با اقشار مختلف مردم هم آشنا هستم. چون بنده پياده ام. معمولا ماشين ندارم. با مردم سر و کار دارم.

نيروهاي موسوم به "اصلاح طلب" از نظرگاههاي فعالين جنبش هاي اجتماعي مانند جنبش کارگري، دانشجويي، زنان و... تا چه حد آگاه است؟ اصلا ارزشي براي راي آنها قائل است؟
آنها هم درون ساختار فعلي، به دنبال مقاصد قانوني و حقوقي و سياسي خود هستند.

اصلاح طلبان، پاسخ به چنين پرسشي را در سطح دانشگاههاي کشور شنيده اند؟ برآيند جنبش دانشجويي ايران که از طيف هاي مختلف چپ، ليبرال و مسلمان تشکيل شده هنوز قائل به اصلاحات درون ساختاري است؟
نه، خب معمولا دانشجويان به دليل جواني و سر پر شور علائق ديگري دارند. با احتياط تمام عرض مي کنم که ممکن است در بين آنها افرادي باشند که طرفدار تغييرات از خارج باشند اما آنها هم در پي تغييرات و جنبش هاي اجتماعي داخلي هستند.

سپاسگزارم.


+ نوشته شده در  Mon 4 Dec 2006ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

          

 

بیانیه جمعی از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای ایران

جنبشهای بزرگ جهان،‌ پیروزمندی های خود را پیش از هر امر دیگر،‌ از درک نقادانه ی تجربه ای کسب می کنند که در تاریخ زنده ی مبارزه اشان،‌ هر لحظه آن را پشت سر می گذارند .
انتظار بازگشت جنبش دانشجویی ایران به مسیر پاکوفته «اصلاحات» و تکرار پروژه ی شکست خورده ی «دنباله روی از امیدواران به مراجع قدرت»،‌ نفی مغرضانه و آگاهانه ی تک تک امکانات نویافته ی پیروزی این جنبش در حرکت به سوی خواسته های بر حق آن است .
گسست جنبش دانشجویی از «فلسفه و جنبش سیاسی موسوم به اصلاح طلبی»،‌ جز محصول درک نقادانه امروز جنبش از همان تجربه ی منتهی به شکست   «اصلاحات» چیز دیگری نیست. این گسست، گشایش دریچه ی امیدی ست که استقلال جنبش دانشجویی از دستگاه قدرت و ایستادن آن بر پاهای آزموده ی خود را نوید می دهد .
آگاهی جنبش از این حقیقت که او عضو پوینده و متکاملی از اندامواره (‌ارگانیسم) روبه رشد جامعه ایران بوده و از این رو در ارتباط و هم سرنوشتی ارگانیک با دیگر جنبش های مترقی این جامعه است، ‌هم اکنون دانشگاه و دانشجویان را از قالب تنگ یک صنف سیاسی معترض به در آورده و آنرا به جنبشی اجتماعی و همبسته ی ناگزیر مبارزات پیگیر کارگران،‌ زنان، جوانان و دیگر گروهها و اقشار تحت ستم جامعه تبدیل کرده است. سیاسی گری امروزی جنبش دانشجویی،‌ به همین سبب می بایست از عضویت اکتیو اجتماعی و دخالتگری پیگیرانه او در هر امر کوچک و بزرگ جامعه ایران نشأت گیرد .
امسال ۱۶ آذر روزی ست که دانشگاه های سراسر کشور رو به جامعه ایستاده و تداوم مبارزه اشان برای دستیابی به جامعه ای آزاد و برابر برای همه گان را به یکایک مردم اعلام می کنند. تجربه ی کنونی جنبش دانشجویی،‌ در کنار تجربه ی مبارزات سرسختانه ی طبقه ی کارگر و جنبش آزادی خواهانه ی زنان ایران،‌ محصول آگاهی این جنبشها از این حقیقت است که «دست یابی به مطالبات بر حق مردم تنها به نیروی اتحاد مردمی و بریدن قاطعانه از هرگونه دخالت از بالا و یا از خارج ممکن است .»
با در نظر گرفتن چنین حقایقی ست که امروز جنبش دانشجویی اعلام می کند که خواسته های خود را نه از طریق متوسل شدن به درگاه مراجع قدرت داخلی و خارجی،‌ بلکه با اصرار قاطعانه دانشجویان بر اتکا به نیرو و اراده ی آگاهانه ی خود مردم ایران به شرح زیر دنبال می کند :
 
۱ -   جنبش دانشجویی به زندگی در جامعه ای امید دارد که در آن فرد فرد انسانها از آزادی های سیاسی – اجتماعی خود (‌به عنوان حق طبیعی افراد بشر) بهره مند بوده و در آن از تمامی امکانات و ثروتهای جامعه به طور برابر برخوردار باشند. تنها در چنین جامعه ای ست که امکان اعتلای استعدادهای نهان جامعه فراهم می آید. جنبش بر این باور است که دست یافتن به چنین جامعه ای جز از طریق اتحاد مستحکم آن با دیگر جنبشهای روبه جلوی جامعه به ویژه جنبش طبقه کارگر و جنبش زنان غیر ممکن است. با در نظر قرار دادن این افق متعالی ست که دیگر خواسته های دانشجویان به صورت لوازم و شروط اولیه رسیدن به چنین جامعه ای،‌ در ادامه مطرح می شود .
 
۲ -   جنبش خواستار حذف فضای شبه نظامی دانشگاه ها – به همراه تمامی علایم و عواقب آن از قبیل احکام انضباطی سنگین و پوشش اجباری دختران دانشجو (به عنوان نمونه ای از تبعیض و تفکیک جنسی)، اخراج اساتید، طرح ستاره دار کردن دانشجویان، ثبت نام مشروط دانشجویان تحصیلات تکمیلی، تفکیک جنسی سرویس ها و بوفه های دانشکده ها – در تمام دانشگاه های کشور بوده و ضمنا ً‌ به جد خواستار محاکمه ی عاملان قتل دانشجوی سبزواری می باشد .
 
٣ –   آزادی فعالیت تشکلها و نشریات   مستقل دانشجویی، مصون از هر گونه تیغ سانسور – را حق گذشت ناپذیر دانشجویان دانسته و در مسیر تحقق این خواسته پیگیرانه تلاش خواهد کرد .
 
۴ – با توجه به عملکرد ضعیف وزارت علوم، خواستار برکناری فوری وزیر علوم و روسای انتصابی دانشگاه ها می باشد .
 
۵ -   با پافشاری بر حق بدیهی آزادی بیان،‌ خواستار لغو تمامی احکام قضایی مربوط با فعالین سیاسی کشور و آزادی زندانیان سیاسی – به ویژه دکتر زرافشان وکیل پرونده ی قتلهای زنجیره ای -   می باشد .
 
۶ -     از کوچکترین مطالبات و مبارزات طبقه ی کارگر ایران قویا ً دفاع کرده و خود را متحد استراتژیک جنبش کارگری ایران می داند و از آزادی تشکیل سندیکا و تشکلهای آزاد و مستقل کارگری و نیز حق اعتصاب کارگران   قاطعانه حمایت می کند. خواستار لغو اصلاحیه ی قانون کار بوده   و ضمنا ً پیگیرانه خواهان آزادی آقای منصور اسانلو – رئیس هیأت مدیره ی سندیکای اتوبوس رانی تهران   - و باز گرداندن ایشان و همکاران شان به محیط کار می باشد .
 
۷–     قویا ً‌خواستار برابری مطلق زنان   و مردان در عرصه ی حقوقی، سیاسی و   اجتماعی و رفع هرگونه   تبعیض جنسی بر علیه زنان می باشد .
 
٨ –   جنبش با هر گونه دخالت خارجی – اعم از اشکال نظامی یا الگوی فرساینده ی تحریمهای سیاسی و اقتصادی – در سرنوشت مردم ایران به جد مخالف بوده و اعلام می کند که نتایج چنین اقداماتی تنها فلاکت و سیه روزی هرچه بیشتر مردم این کشور را به همراه خواهد داشت. این سیه روزی با فراهم شدن شرایط برای سربرآوردن خطرناک ترین نیروهای تبهکار جامعه با قوت هر چه تمام تر بازتولید خواهد شد .
 
دانشگاه امروز سنگری برای پاسداری از حقوق و آزادی های مردم ایران است. بقای این سنگر و گسترش دامنه ی فتوحات آن تنها در پرتو اتحاد جنبشهای بر آمده از بطن همین «مردم» ممکن خواهد بود. به همین سبب جنبش   دانشجویی   نیروهای مترقی بالقوه و بالفعل موجود در جامعه را به اتحاد با یکدیگر برای رسیدن به خواسته ها و مطالبات همسویه اشان فرا می خواند .
 
در همین راستا، در تاریخ چهار شنبه، ۱۵ آذر از ساعت ۱۲ ظهر، تجمع بزرگ دانشجویان تهران در مقابل دانشکده ی فنی دانشگاه تهران برگزار می شود. همه ی دانشجویان و آزادی خواهان جامعه را به شرکت در این تجمع فرا می خوانیم .

 

          

 

فراخوان دفتر تحکیم وحدت برای تجمع اعتراض آمیز به مناسبت 16 آذر

اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشگاههای سراسر کشور( دفتر تحکیم وحدت) با صدور بیانیه ای ضم دعوت از دانشجویان، اساتید مستقل، روشنفکران، فعالین مدنی و سیاسی، احزاب و سایر نهادهای مدنی، جهت شرکت در تجمع و اعتراض آمیز در روز 15 آذر ماه در دانشگاه تهران دعوت کرد متن فراخوان این اتحادیه دانشجویی بدین شرح است:

نه اینکه خطر در کمین دانشجو بودنمان است، که کار ما از خطر گذشته و دانشجوبودنمان را در نبودنمان معنا کرده اند .
نه اینکه سه آذر اهورای مان را از یاد برده باشیم، که می خواهیم هر یکمان آذری باشیم اهورایی در آذر سرد یکهزار و سیصد و هشتاد و پنج.
نه اینکه به دنبال پاسداشت روزمان از سوی ایشان باشیم، که خود روزمان را با فریاد زنده بودن دانشگاهمان و شرفمان پاس خواهیم داشت.
پس در پاسداشت شهادت سه آذر اهورایی در ۱۶ آذر ۱۳۳۲ به دست عمله استبداد تاریخی، حیاط دانشگاه تهران را به نشانه حیات دانشگاه به زیر گام های خویش می گیریم. و از سرِ زنده بودن دانشگاه،فریاد زنده بودن مان بر سر آنانی خواهیم کشید که تیشه کهنه و پوسیده خویش را به ریشه های جوان اما تنومند دانشگاه فرود آورده اند.
به نام استقلال خواهی سه آذر اهورایی، و به نام سر در انقلابی دانشگاه، و به نام دانشگاهیان شهید مدافع وطن.
و با یاد مظلومیت عزت ابراهیم نژاد،
و با نگاه بر معصومیت اکبر محمدی، و با نگاه بر دشنه فرود آمده در سبزوار، و با نگاه بر جولان سفیر مرگ در دانشگاه های علم و صنعت و علامه،
و با یادآوری ستاره های نشسته بر سینه دانشجویان و خطوط قرمزتر از همیشه نظام، و با یادآوری تصفیه اساتید مستقل و زرخرید آزادی و استقلال دانشگاهیان ،
و در آرزوی آزادی و استقلال برای دانشگاه ؛ با تجمع در برابر مسلخ گاه سه آذر اهورایی بر وقوع انقلاب فرهنگی دوم اعتراض می کنیم.
فریاد بر می آوریم که دانشگاه زنده است و نسبت به :
سلب حق تحصیل و تدریس
تعرض به حریم دانشجویان
سلب حق فعالیتهای صنفی و سیاسی تشکلهای دانشجویی
صدور احکام سنگین کمیته های انظباطی
اعتراض می کنیم.
دفتر تحکیم وحدت با دعوت از دانشجویان، اساتید مستقل، روشنفکران، فعالین مدنی و سیاسی، احزاب و سایر نهادهای مدنی، جهت شرکت در تجمع و اعتراض «دانشگاه زنده است»، بار دیگر بر لزوم تشکیل «جبهه فراگیر مقاومت مدنی در دفاع از دانشگاه» تاکید می کند.
زمان: چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۵ ـ ساعت ۱۲ ظهر
مکان : میدان انقلاب- دانشگاه تهران ـ مقابل سر در دانشکده فنی .
(ورود به دانشگاه تهران را از درب ۱۶ آذر)

 

      

 

+ نوشته شده در  Mon 4 Dec 2006ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

دانشمند فقید رفیق احسان طبری

 

 

                                

             

  

 

 

 

  

شریان رودها

عضلات زمین را

بارور می کنند،

و در سکوت کرکس ها و صخره ها

باد، به زبان امواج سخن می گوید.

بیشه ها آن جا از خاموشی سرشارند

و در صلح بیابان ها

چکه شقایق وحشی می درخشد.

بید بن

عروس آسا

سیل رام نشدنی گیسوان را

بر گل کف های موج می پاشد.

و از ستیز موج و سنگ

بر رشته گل ها و نیزه های ارغوانی گیاهان

مشتی کبوتر بلورین می پرند.

و عطری که از آن بر می خیزد

در ریشه های هستی ام رخنه می کند.

زمان زاینده

زمان دگر ساز

زمان طوفان زا

هر دم با پویه ابر ها همراه است

و تار های سیمین باران

بر سرونازهای همیشه جوان

و بر طرقه های جنوبی که بر درخت انجیر نشسته اند،

و بر فریبای رؤیا رنگ بوته ها

فرو می نشیند.

شفق چشم افروز،

 آمیخته با جیر جیر صبحگاهی

از میان گله ستارگان

بر می خیزد

همراه با باد خود سر و مستی آور

که گیاهان را

با پای بند ریشه ها

به رقص  می آورد.

آن گه که روزی نو نطفه می بندد،

و در چوب های خوشاهنگ

زایش جوانه هاست،

و ریشه در تاریکی زمین

استخوان های سنگ را از هم می گسلد،

(به غرور و صلابت آن تسخر زنان)

و رنگین کمان لرزان در اوج رنگ پریده آسمان

گام نغمه ناک خود را

بر موران راهب بیشه

و پرواز بنفشه گون پروانه ها

و نگاه گوگردی روباهان

و دیدگان شراب آلود غزالان

و بال مهربان پرستو

می گذارد

و تا فوج عقابان بر لاژورد

و طلسم سپیده برف بر قله ها

و دریاچه ای که بر پیشانی زمین می درخشد

عکس می افتد.

در شب زمین

آن گه که در لجن مرموز مارها می خوابند،

و کرکس، شاه آدم خوران، در لانه می خزد،

و سراسر هستی در آب تیره تعمید می یابد،

و خاکستر فراموش را

بر سر خاک لاله و تب گل های زرد می پاشند،

به تنهایی غرور آمیز قله ها می اندیشم

و به راز بار آوری ابدی عناصر

و غبار بذر های سبز.

آه، روز فرا می رسد

و ستون های طلایی خورشید

بر سیم مه آلود آب

ترانه های شگرفی را بیدار می کند

که از آن تاریخی نو شکفته می شود.

و غوغای شهباز ها به آسمان بر می خیزد

و فیروزه ها از ظلمت معدن می گریزند.

و کاهنان با چهره هایی به رنگ سبز

ورد خوانان

خواستار نفوذ شب ها در گنبد های عقیق اند.

ولی این جا

برق شور دامنه هاست

و شتاب موران بیابانی در غبار داغ

و خفتن مرجان غروب بر طلای غلات

و انسان

چون پودی از تافته زمین

شمشیر پولادین خود را

بر راهبان می کوبد.

نور با اشیاء در می آمیزد، ریشه ها را بلورین می کند

و به هنگام بیدار شدن تذروان

پرتوی جهان بر نقش و نگار ترمه ها می افتد

و مانند توازن کندو ها

شهر ها می رویند

و از خُم های بزرگ، شراب شادمانی می آشامند.

چون دودی که از افق غروب بر می خیزد

یا چون آب صافی در شب زلال

یا چون آشیانه ای تهی

از این مرز آسمان تا آن مرز

با سینه گشاده

به سوی بادها که از دریا می آیند،

ایستاده ام.

خزانی ناگزیر از راه فرا می رسد

شب دیوار های سیاه خود را

بر من فرو می ریزد

ولی ناقوس روشن آب

و غوغای شهر ها

از زیستن سخن می گویند، از انقلاب.

آری رگ های ابدی سرنوشت

از میان ریگ ها و الماس ها می گذرد.

 

احسان طبری

تابستان۱۳۵۵



نوشته شده توسط دوستداران احسان طبری در روز یکشنبه 12 آذر ماه سال 1385 ساعت 10:36 AM

 

+ نوشته شده در  Sun 3 Dec 2006ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

         

      

 


 

زخم ها و دردهایمان
                                    بی پایان
خشم هایمان
                                    درگلو خفه !
چرا آرام نمی گیرد
                                    این رنج دائمی؟
چشم هایمان مات زده
                                    در اعماق ترس و وهم
تعقیب مان می کنند
                                    حتی در کالبدهای بی روح
قلم هایمان شکسته
                                    کلام مان مُثله !
چه می خواهند از ما
                                    این تک تازان شبانگاهی؟
 
در سالروز جان باختگان راه آزادی قلم و اندیشه، محمد مختاری و محمد جعفر پوینده، سپاس می دارم تلاش دوستان و یاران کانون نویسندگان ایران را در تمام مدت این ٨ سال، چه کسانی که در این سال های درد و رنج، یک به یک به دنیای خاموشی پیوستند، چه کسانی که به علت خفقان قلم و اندیشه در خارج از کشور به سر می برند و بیش از همه کسانی که در ایران هستند و با تلاش خود، سعی کرده اند تا به امروز، به همه فشارها و تهدیدها، آرمان های کانون نویسندگان را که تحقق آن به قربانی شدن دو تن از اعضای فعال کانون انجامیده است، پاس بدارند .
چقدر دردناک است که نویسنده ای به خاطر اندیشه اش به قتل برسد. ولی بهای آزادی گران است. دیروز، نویسنده تبعید می شد، زبان بریده می شد، حلق آویز می شد. امروز، نویسنده در یک روز عادی، در روز روشن، از صف نان و گوشت یا در خیابان، در برابر چشم همگان ربوده می شود و به قتل می رسد .
در این ٨ سال، علی رغم تمام فراز و نشیب ها، کانون به فعالیت خود ادامه داده و حضور فعال خود را در تمام صحنه های بی عدالتی علیه اعضای کانون نویسندگان ایران چه در زندان و چه در حوزه های قلم و اندیشه نشان داده است. تا امروز از تشکیل مجمع عمومی کانون نویسندگان جلوگیری شده ولی آنچه که مهم است، حضور زنده کانون در عرصه های مهم فرهنگی و سیاسی ایران است .

 

 

 


امسال ۵ سال است که ناصر زرافشان، یکی از اعضای فعال کانون نویسندگان و وکیل شجاع قتل های سیاسی آذر ۷۷ در زندان به سر می برد. او ۵ سال از عمر پربهایش را تنها به خاطر دفاع از حریم آزادی قلم در حصارهای تاریک جهل به سر برده است. روزهای درد و شکنجه، روزهای قتل و ترور همچنان ادامه دارد و دامنه را هر روز بر نویسندگان و روزنامه نویسان و همه قلم به دستان این مرز و بوم تنگ تر می کنند ولی من امیدوارم که روزهای درد و رنج، روزی پایان یابد و نویسندگان ما بدون هیچ تهدید و فشاری، با خلاقیت خود، روزنه های فرهنگی نوینی را بر روی این ملت بگشایند. به امید فردا، به امید روشنایی و به امید روزی که دیگر هیچ قلمی نشکند ! 
  
سیما صاحبی
( همسر محمد جعفر پوینده )

 

        


 

+ نوشته شده در  Wed 29 Nov 2006ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

 

 

بابک بیات هم رفت.تنها شصت سال و تمام. و این یعنی ما.یعنی که دست تهی ما که در برگریزان این قافله هر روز تهی تر می شود. آری، سکوت سرشار از سخنان ناگفته است. تو هستی و شاملوی بزرگ. تو هستی و فصل ترانه نوین ایران که دورانی پر تب و تاب، ترانه نوینش کرد و اگر جز این می بود تو و یارانت توان ملودی کردن فریاد را نداشتید. دهه پنجاه خورشیدی،خون، سرخی دیگری داشت در شریان و نبض ترانه نیز می خواست تا خدا بتپد که تپید و ماند و رنگ زد و خاطره شد. واروژان یک سو و ایرج جنتی عطایی سوی دیگر .گوگوش،داریوش اقبالی،حسن ستار،ابراهیم حامدی (ابی) و گیتی و... جاودانه های موزیک پاپ ایران خلق می شوند. غریبه،جنگل،فریاد زیر آب،کتیبه و...

مرگ یزدگرد و شاید وقتی دیگر را در کنار بیضایی و باز ماندنی های دیگر...

و تو در زمهریر فراموش ناشدنی میهن تلخ ،یک روز سراسر پاییزی را برگزیدی برای رفتن... و هر روز که این روند رفتن و این شدن تا انتها ادامه دارد. اما کیست که در  روسپیخانه  بر بکارت قناری بنگرد و یا شاید که بگرید.

 

   

   

        ( بابک بیات در کنار احمد شاملو - عکس: سایت بابک بیات )

 بامداد، در زمهریر ۵۸ خوش سرود از کباب قناری بر آتش سوسن و یاس. که گریستن در این پاتاوه ی رنج، خود شهامتی می خواهد از آن دست که بر سینه یاران هم نبرد،از فردای آن کودتا یک به یک گل داد سرب و آمد و مکرر شد تا تپه های اوین و یک راست رفت تا خراب آبادی که خاوران نامش شد و باز و باز و باز... باری، ما همگی یکی درد بوده ایم،یکی درد هستیم تا مرهمی شاید. و ملودی موسیقی تو در "چیدن سپیده دم" و "سکوت سرشار از ناگفته هاست" در دهه شصت خورشیدی، عاشق ترکمان می کند هنوز... هنوز تا هنوز... تا همین ساعاتی پیش که تو راحت شدی.. راحت...بدرود بابک بیات!...

 

بابک بيات آهنگساز ايرانی درگذشت

بابک بيات، آهنگساز ايرانی، روز يکشنبه پنجم آذر ماه در سن ۶۰ سالگی به دليل نارسايی کبدی در تهران درگذشت.

آقای بيات که با آثار پرشمارش برای موسيقی فيلم های ايرانی و قطعاتی برای موسيقی پاپ ايران پيش از انقلاب سال ۱۳۵۷شناخته می شد، از ماه گذشته در بيمارستان ايرانمهر تهران بستری بود.

در کارنامه هنری وی موسيقی فيلم هايی چون مرگ يزدگرد و شايد وقتی ديگر (هر دو ساخته بهرام بيضايی)، عروسی خوبان (محسن مخملباف)، فرياد زير آب (سيروس الوند) و کشتی آنجليکا (محمد بزرگ نيا) و همچنين آهنگسازی برای سريال هايی چون چنگلک و افسانه سلطان و شبان به چشم می آيد.

وی از زمره معدود آهنگسازان ايرانی بود که به رغم خلق آثاری برای ترانه های پاپ، به ويژه برای داريوش اقبالی خواننده سرشناس ايرانی که بعضا به مضامين سياسی می پرداخت، پس از انقلاب از ايران خارج نشد و به فعاليت خود در داخل اين کشور ادامه داد.

از ديگر فعاليت های بابک بيات می توان به همکاريش با شاعر پرآوازه معاصر ايران، احمد شاملو، در دو اثر چيدن سپيده دم و سکوت سرشار از ناگفته هاست اشاره کرد. اثر به يادماندنی خروس زری پيرهن پری برای کودکان نيز محصول همکاری مشترک اين دو نفر بود.

اين آهنگساز ايرانی در سال های گذشته فرزند خود را از دست داد و تا پيش از مرگ با همسر خود زندگی می کرد.

بابک بيات که در طی بيش از سه دهه فعاليت هنزی برای دهها فيلم و سريال ايرانی آهنگ ساخته بود در سال های اخير آثار کمتری خلق کرد.

وی در دو دهه گذشته بارها نامزد جايزه برترين موسيقی فيلم در جشنواره فيلم فجر در ايران شد و دو بار نيز در سال های ۱۳۶۹ و ۱۳۷۵ خورشيدی (۱۹۹۱ و ۱۹۹۷ ميلادی) به خاطر ساخت موسيقی فيلم های عروس (بهروز افخمی) و سرزمين خورشيد (احمدرضا درويش) سيمرغ بلورين اين جشنواره را دريافت کرد.

***

بابک بيات به روايت بابک بيات، ايسنا

خبرگزاری دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - موسيقی


زنده ياد بابک بيات در شرح حال دوران زندگی‌اش گفته است:« در خرداد ماه سال ۱۳۲۵ در تهران کوچه روز به محله پل‌چوبی متولد شدم و پس از يک سال به خيابان هفده شهريور سه راه شکوفه خيابان کرمان نقل مکان کرديم، تحصيلات ابتدايی و متوسطه را در همين مکان به پايان بردم، از همان طفوليت با خواندن و موسيقی انس و الفت وعلاقه داشتم.»

به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، بيات در کتاب مردان موسيقی سنتی و نوين ايران می‌گويد، يادم هست هفده ساله بودم که يکی از دوستان هنرمندم ميلاد کيايی مرا با نت موسيقی آشنا ساخت. و از اين به بعد بود که راه خود را يافتم، البته مشوقم در کارهای هنری، بيشتر خانواده ايرج عطايی بودند، حدود بيست سالم بود که توسط يکی از دوستانم به خانم باغچه‌بان معرفی شدم ودر کلاس‌های شبانه هنرستان موسيقی نزد اين هنرمند گرامی به فراگيری موسيقی علمی مشغول شدم و در دسته کر، اپرا و کر ملی وارد گرديدم و موسيقی واقعی را شناختم.

در اينجا در چند اپرا شرکت کردم از جمله اپراهای: "کاوالريارو ستيکانا"، "دلاور سهند" کار احمد پژمان و "ايل ترو واتوره" و چند اپرای ديگر. بعد از اين بود که به موسيقی فيلم علاقمند شدم و به آهنگسازی برای متن فيلم‌ها روی آوردم.

در سن ۲۵ سالگی موسيقی فيلم "خورشيد در مرداب" را ساخته‌م. سال بعد موسيقی متن فيلم "برهنه تا ظهر با سرعت" کار خسرو هريتاش را ساختم که برايم بسيار جدی بودند. اين کارها و بعد سريال تلويزيونی "چنگک" ساخته جلال مقدم و چند فيلم سينمايی آن روز را ساختم، لازم به توضيح است که هنرمند شايسته محمد اوشال در يادگيری و پيشرفت من در کار ساختن موزيک متن فيلم‌ها بسيار موثر بودند که با محبت فراوان مثل يک برادر با ايشان بودم و در زندگی‌و کارهای هنری من بسيار موثر بوده‌اند.

زنده‌ياد ‌بابک بيات همچنين گفته است، بعد از انقلاب بود که اولين کار هنريم را با نوار کاست "خروس زری پيرهن پری" نوشته احمد شاملو که انتشاراتی ابتکار آن را تکثير کرد، سپس موسيقی متن ۶۱ فيلم را با فيلم "مرگ يزدگرد" از ساخته‌های بهرام بيضايی آغاز کردم و تا يک سال ونيم کار نکردم، پس از آن برای فيلم‌های، "نقطه ضعف" کار محمدرضا اعلامی، "ريشه در خون" از الوند، "آتش در زمستان" از هدايت، "اتوبوس" از يداله صمدی، سريال "سلطان و شبان"، "طلسم" کار داريوش فرهنگ، "شايد وقتی ديگر" از بهرام بيضايی .   

بايد يادآور شوم که بعد از انقلاب بهترين کارم را در فيلمهای: "طلسم" و "شايد وقتی ديگر" و "نقطه ضعف" می‌دانم، ديگر موسيقی متن فيلم "کشتی آنجليکا" ‌کار محمد بزرگ‌نيا، "عروسی خوبان" کار محسن مخملباف را نيز بسيار دوست دارم و در سالهای اخير از فعاليتهای هنری‌ام بايد از دو نوار کاست به نام‌های:‌"سکوت سرشار از ناگفته‌هاست" و "چيدن سپيده دم" با احمد شاملو نام ببرم.

 

+ نوشته شده در  Sun 26 Nov 2006ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

 

        

 

با وجود گذشت بيش از يک هفته از انتشار حکم تعليق فعاليت هاي فوتبال ايران توسط فدراسيون بين المللي فوتبال[فيفا]، سياست گزاران ورزش در جمهوري اسلامي هنوز پاسخ روشني به ابهامات موجود در اين زمينه و چشم انداز تحولات آتي عرصه فوتبال کشور نشان نداده اند. حميدرضا حاجي بابايي، عضو هيات رييسه مجلس اسلامي با گلايه از سياست "رسانه ملي" در زمينه خبررساني درباره اين موضوع در گفتگو با "روز"، "خودخواهي" و "فدا کردن منافع ملي در پاي منافع شخصي" از سوي مسولين ذيربط را دليل اصلي چنين بحراني در عرصه فوتبال ايران عنوان مي کند. اين گفتگو در پي از نظرتان مي گذرد.

 

  

 

آقاي حاجي بابايي، فدراسيون بين المللي فوتبال همه فعاليت هاي فوتبال ايران را به حال تعليق در آورده است. مسئولان جمهوري اسلامي در طول بيست و هشت سال گذشته بارها از حفظ حريم "امنيت ملي" گفته اند. تحولاتي که منجر به واکنش اخير فيفا در قبال فدراسيون فوتبال ايران شده، از نظر هيات رئيسه مجلس چقدر در راستاي پاسداشت"منافع ملي" کشور قرار دارد؟

متاسفانه يکي از مشکلات عمده ما اين است که منافع ملي در برخوردهاي فردي و شخصي مد نظر قرار نمي گيرد. اتفاقي که اکنون در مورد فوتبال ايران افتاده اين است که يک دعواي خصوصي بين دو نفر، يعني آقاي دادکان و رئيس سازمان تربين بدني باعث شده تيم ملي ما با مشکل بزرگي مواجه شود. متاسفانه هيچ يک از دو طرف مناقشه هم حاضر نيستند به راحتي از موضع خود عقب نشيني کنند.

اين به چه معناست؟

اين به معناي خودخواهي است. اين به معناي فدا کردن منافع ملي پاي منافع شخصي است. من ضمن ارادتي که به هر دو طرف دارم و آنها را نيروهاي خوب و متدين مي دانم اما به هيچ وجه برخورد آنها در جريانات اخير را قابل توجيه نمي دانم. اگر اين روند ادامه پيدا کند احتمال حذف تيم فوتبال ما از فيفا کاملا مشخص است. آنها بايد پاسخ مناسب بدهند و با يکديگر مصالحه کنند. يک زماني هست که امريکا براي ما مشکل درست مي کند، اسرائيل مشکل درست مي کند، کشورهاي غربي مشکل درست مي کنند. خب گلايه اي نيست. افتخار هم مي کنيم که براي ما مشکل درست مي کنند. اما وقتي غرور ملي ما را افراد خودي مي شکنند، اين مساله به هيچ وجه قابل بخشش نيست.

حالا آقاي دادکان ظاهرا گفته اند که بدنبال استعفاي خود کوتاه آمده و گفته اند مشکل، استعفاي ايشان نبوده...

به هر حال اين مسائل بايد گزارش شود. يعني مردم ما بايد بدانند که گير کجاست و تقصير کيست؟ هر دو طرف بايد در يک مناظره تلويزيوني شرکت کنند و مردم را در جريان اتفاقات بگذارند.

اما در طول روزهاي اخير پس از انتشار خبر تعليق فوتبال ايران از سوي فيفا، سردرگمي خاصي در زمينه خبررساني ديده مي شود، اخبار مربوط به اين موضوع کمترين حضور را در "رسانه ملي" و ديگر رسانه هاي دولتي دارند. در واقع به طور آشکار سانسور خبري در فضاي داخلي حاکم است. مساله اي که به قول شما با "غرور ملي" ارتباط دارد چرا بايد در رسانه هاي دولتي چنين بازتابي داشته باشد؟

من اين روند خبررساني را نمي پذيرم. همانطور که گفتم اين مساله بايد در رسانه ملي مطرح شود و مردم و اهالي ورزش کشور در جريان قرار بگيرند. همه روي اين موضوع حساسند. ما هم اين گلايه را از رسانه ملي و مطبوعات داخلي داريم.

سوءاستفاده فيفا

فيفا، صريحا به دخالت دولت ايران در امور فوتبال کشور اشاره کرده است. اين مساله از سوي مسئولين جمهوري اسلامي چگونه تفسير مي شود؟

فيفا ازبحث هاي بين ما سوء استفاده کرده است.

چطور؟

کجاي دنيا است که دولت در امور فوتبال و يا هر ورزش ديگري مشارکت نکند. فوتبال يک موضوع ملي است که با سياست، فرهنگ، اقتصاد و. . گره خورده است.

 

              

 

گفته شده دولت در همه امور از جمله فوتبال دخالت مي کند و آن را "تحت سلطه" خود مي خواهد.

اولا خود سازمان تربيت بدني به عنوان يک نهاد قانوني در اين چهارچوب عمل مي کند. اگر احيانا جايي هم باشد که اشتباهي از سوي سازمان تربيت بدني انجام گرفته باشد قابل اصلاح است و بايد اصلاح شود. ساماندهي ورزش و کمک به ورزش و حضور در آن، به معناي به سلطه در آوردن ورزش نيست. کدام کشور دنيا وجود دارد که در امور فوتبال کشورش دخالت نکند؟

فيفا گفته دخالت هاي کلان دولت در امر ورزش را تشويق مي کند اما دخالت هاي فني دولت در امور جاري فوتبال را نمي پذيرد...

همين است.

چي همين است؟

ما هم دخالت هاي فني را مي گوييم.

چه مي گوييد؟

ما مي گوييم اين مسائل بايد در يک مناظره تلويزيوني مطرح شود تا مشخص کنيم آيا اين دخالت ها وجود دارند يا ندارند. آقاي علي آبادي بايد در اين مورد توضيح بدهد و به مردم گزارش کند.

فيفا دلائل خود را با مصداق بيان کرده است. مثلا گفته در حال حاضر اعضاي هيات رئيسه يا کميته اجرايي که اعضاي آنها در حدود 9 تا 11 نفر است به صورت انتصابي برگزيده مي شوند. فيفا اين شيوه را خلاف مقررات بين المللي عنوان و اشاره کرده که اين اعضا بايد به صورت انتخابي برگزيده شوند. يا مسائلي از اين دست. امامسولين ورزش در جمهوري اسلامي کمتر به پاسخگويي در مورد جزئيات آنچه فيفا گفته پرداخته اند...

ببينيد، اگر از ابتدا روند بصورت انتخابي بوده بايد اين روند ادامه پيدا کند. آقاي علي آبادي بايد در اين زمينه توضيح بدهند تا ببينيم آنچه که فيفا مي گويد مورد قبول سازمان تربيت بدني ما هست يا نه. اگر هست بايد اين ايراد برطرف شود، در غير اين صورت بايد پاسخ مستدل به فيفا داد.

آنچه که به عنوان "سلطه امنيتي" بر عرصه ورزش کشور خصوصا فوتبال ايران مطرح است از نظر کميسيون امنيت ملي به چه شکل تعبير مي شود؟

بحث فوتبال و امنيت با يکديگر مقوله در هم تنيده اي است.

به چه دليل؟

به دليل اينکه ميليون ها نفر طرفدار فوتبال در يک کشور، مي تواند نقش مهمي در حمايت يا تضعيف دولت ها، در امنيت ملي، مسائل اقتصادي و سياسي داشته باشد.

هيات رئيسه مجلس، چه اقدامات مشخصي براي برون رفت از بحران فعلي در عرصه فوتبال ايران در نظر دارد؟

فراکسيون ورزش مجلس کار را دنبال مي کند. کميسيون فرهنگي هم اقدامات لازم را انجام مي دهد. ما بايد به سمت و سويي برويم که قضيه را حل کنيم. اشتباهي که از هر طرف انجام گرفته بايد جبران شود. اگر اختلاف و مشکلي با يکديگر داريم نبايد مسائل خود را به فيفا و مجامع بين المللي ببريم و کشور را تحت الشعاع تصميمات، حتي نمي گويم مغرضانه، بلکه خوشبينانه مجامع بين المللي قرار دهيم. اين مسائل در شان و شوکت و جايگاه مردم ايران نيست.

 

+ نوشته شده در  Sun 26 Nov 2006ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

 

 

در سالهای اخیر جسته و گریخنه قلمی پویا و سرشار از آگاهی سیاسی را دنبال کرده ام. دوست نادیده ی نازنینم،هادی پاکزاد. آری، جهان دیگری ممکن است!

 

 

جهان دیگری ممکن است

یک مانیفست ضد تروریستی ـ ضد امپریالیستی

 

 

 

 

هادی پاکزاد

نشر فروغ مهرگان

 

 این کتاب تلاش دارد تا ماهیت تروریسم را ـ  به دنبال پیش‌آمدِ فاجعه‌ی یازدهم سپتامبر 2001 در آمریکا، که بیش از هر زمان دیگر مطرح شده است ـ  مورد شناخت و تحلیل قرار دهد. بر این اساس است که حضور و وجود  تروریسم را در رابطه با تنگناها و چالش‌های موجود جامعه‌ی جهانی مورد واکاوی و بررسی قرار می‌دهد و در این راستا خود را ناگزیر می‌یابد تا امپریالیسم را در آغاز قرن جدید که بی‌پروا به‌سوی جهانی‌سازی افسار گسیخته‌ای پیش می‌رود، تعریف ‌کند و نقطه نظرهایی  را در چگونگی مبارزه‌ی ملت‌ها با امپریالیسم و عوامل داخلی آن‌ها بازگو نماید.

 کتاب خود را ناگزیر دید تا برای راه‌یابی به هدف ذکر شده، داستان و تاریخ پیدایی ستم انسان بر انسان را نیز، جسته و گریخته، بشکافد؛ زیرا برای بیان مقصود اساسی، که همان تغییر و دگرگونی وضع موجود است و همین تنها نیاز انسان‌ِ این زمانه است، لازم آمد تا تمام حرف‌ها را که می‌توانست بگوید، بزند تا تصویری از اعتقاد خود را که امکان وجود «جهان دیگری ممکن  است» را به مشورت بگذارد.

... و در همین راستاست که در ادامه، قانون اساسی خود را با این مقدمه آغاز می‌کند: 

 

قانون اساسی کشور اتوپیان

مقدمه: اگر تاكنون برآيند شرايط عيني و شعور حاصل از آن، و ثاثيرگذاري همين شعور بر شرايط عيني، به دلايل گوناگون، در رابطه با مناسبات اجتماعي انسان‎ها نتوانسته است ساختاري آگاهانه و عملي ارایه دهد، اما همين مجموعه‌ی شرايط و شعور رو به تكامل، در شروع قرن جديد، ضرورتي را پيش پاي انسان‎ها قرار داده است تا مناسباتي كارساز و عادلانه‎ بر روي ساختارهاي فروريخته گذشته بنا سازند. در شرايط امروز بايد پذيرفت كه نه حاكميت سرمايه خصوصي توانسته است پاسخگوي نياز بشريت باشد و نه سرمايه دولتي كه بخواهد با هر عنوان و ايسمي چنان رسالتي را بر عهده گيرد.

در طول تاريخ، بشريت به دفعات درك و تجربه كرده است كه جايگزيني قدرت‎ها كه بي‎ترديد اكثرآن‎ها خواستار استقرار عدالت بودند، هركدام با در دست گرفتن قدرت، به دليل نگرش ويژه‎ خود در تحقق اهدافشان، دست به اعمالي زده‎اند كه محصول برداشتِ مخصوص خودشان از اجراي عدالت بوده است. مطلق انگاري ساختار تفكر، با فراهم شدن ابزار اجرايي آن در دست نمايندگان قشر و يا طبقه‌ی جديد حاكم، تاكنون نتايجي را ببار آورده است كه آن نتایج نتوانسته به آرمانِ نهادي و جوهري انسان كه همانا استقرار نظام عادلانه‌ی فراگير باشد جامه عمل بپوشاند.   كشور اتوپيان بنا دارد تعريفي جامع و فراگير از دموكراسي ارایه دهد كه در آن هيچ قدرتي در جامعه يكه‎تاز نباشد تا هيچ كس يا گروه و يا طبقه‎اي نتواند سُلطه‎اش را اعمال كند.  بنابراين، ساختار بنيادي قانون اساسي كشور اتوپيان بر نفي مالكيت خصوصي كه بتوان با آن ديگر انسان‎ها را به مزدوري واداشت، و نفي نظامي كه انسان‎ها را از مالكيت باز مي‎دارد، و نفي تمركز قدرت به نام دولت و يا هر نوع حاكميتي استوار شده است. اميد است براساس شرايط موجودِ حاكم بر جهان، خردِ جمعي جهاني بتواند ساختار نويني از نظم عادلانه جهاني را تئوريزه و كاربردي گرداند.

Hadi.Pakzad@ yahoo.com

 

+ نوشته شده در  Fri 24 Nov 2006ساعت   توسط سهیل آصفی  |