تبليغاتX
سهیل آصفی
تقوای ما خاموشی نیست
 

 

     

 

باید که خون گریست.حال خوبی ندارم.چند وقت است که اینطور است.دست به سختی به قلم می رود و در روسپی کده ی پیرامون،خاطر،آشوبی را میزبان شده است. آلودگی هوا از مرز خود گذشته است و تنها خشم است که اندوده می شود در غربال یاد،یاد و یاد. و این داستان، تکراری است اندر همه ی آن تکرارها که پیش از این سه دهه ی تماشایی است که به نظاره اش نشسته ایم. و این مایانیم که بیش از هر کسی دیر زمانی است به این یقین رسیده ایم که رذالت در این وادی انتهایی ندارد. انتهایی اش کو که اگر هست نشانی به دستمان دهید تا شاید که شرف برخواستن چراغ راه شود.شهر خاموش و نئشه ی هیچ.غباری، حجم خواب را در برگرفته است و آن زیر، هیزم بیاران آتشی، که همه خود هیزم شوم شعله شده اند. سرزمین من! ، برخواستن و این بار توامان شعوری نم نمک ،تا این بار ابلیسکی شوم، پیراهن سپید عروسی،  نقش لجن نزند و تا سرسرای تاریخ ،هنوز، کشان کشان شلاق...

نه،من سردم است و من خشمگین...خشمگین! ،یکی در میانه ی جمع. جمع خواب مدهوش.  نه،من سردم است و فروغناک بیزارم. بیزار!...

 

تعویذ

به چرک می نشیند
خنده
به نوار ِ زخمبندیش ار
ببندبی.
رهایش کن
رهایش کن
اگر چند
قیلوله دیو
آشفته می شود.
***
چمن است این
چمن است
با لکه های آتشخون ِ گل

بگو چمن است این، تیماج ِ سبز ِ میر غضب نیست
حتی اگر
دیری است
تا بهار
بر این مسلخ
بر نگذشته باشد.
***
تا خنده مجروحت به چرک اندرر ننشیند
رهایش کن
چون ما
رهایش کن

الف.بامداد.

 

         

 

كانون زنان ايراني :تذكر ماموران نيروي انتظامي به دختران جوان در مورد بدحجابي باعث درگيري در ميدان هفت تير تهران شد.

امروز(يكشنبه) صبح و عصر در پي اجراي طرح مبارزه با بدحجابي تعدادي از ماموران وي‍ژه اين طرح با دختران جوان درگير شدند. به گفته شاهدان عيني، ماموران سعي در دستگيري و بازداشت اين زنان داشتند و با مقاومت آنان چند تن از مردان حاضر در ميدان هفت تير نيز با ماموران به بحث پرداختند. يكي از مغازه داران ميدان هفت تير در اين باره گفت: "ماموران زن به سه دختر25 تا 30 ساله در باره حجابشان تذكر دادند، اما اين تذكر با لحن تندي انجام گرفت كه باعث برانگيختن واكنش آنها شد.
يك پليس زن سعي داشت با كشيدن دست يكي از دختران سعي در سوار كردن او به ماشين داشته باشد، اما او حاضر به سوار شدن نبود. مامور مرد هم با پاي خود به ساق پاي زن جوان زد. اين ماجرا باعث دخالت مردم شد. اين سه زن سرانجام توسط حاضران در ميدان هفت تير از صحنه خارج شدند و با يك ماشين سمند از صحنه دور شدند."

آنها در حالي سوار ماشين شدند كه لباس هايشان در جريان درگيري پاره شده بود و ديگر حجابي بر سر نداشتند.


 

         



يكي از رانندگان تاكسي خطي نيز در باره درگيري صبح در ميدان هفت تير گفت: "امروز صبح هم ماموران با رفتار تندي دختر جواني را به دليل بدحجابي كشان كشان سوار خودرو نيروي انتظامي كردند و با خود بردند. فرياد هاي اين دختر جوان اعتراض هاي مردم را نيز برانگيخت."
به گفته او در درگيري بعد از ظهرميان مردم و پليس مادر و دختري كه از سوي ماموران مورد ضرب و شتم قرار گرفتند در حالي كه صورت خونيشان را به ماموران پليس نشان مي دادند در اعتراض به اين نوع برخورد روسري خود را از سر برداشتند."

گفته مي شود اين مادر و دختر با موبايلشان مشغول فيلم برداري از برخورد خشن پليس با زنان بودند.

+ نوشته شده در  Mon 21 May 2007ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

             

         ایرج جنتی عطایی

 

بر دوش خسته کشیدم ترانه هایم را
 و عاشقانه گذر کردم
 از حیاط های ازدحام و
 انزوا
از حیاط های کودکان هدر
 و زنان پا به زا
 «استواران» لغوه
 کبوتربازان زمینگیر
 و پیرزنان لاجورد و گرد آجر
 از حیاط های رخت و رخت و رخت
 از حیاط های حوض های غسل و وضو
 از حیاط های زن پدر و نشانده
 هوو ، پدر خوانده
 از حیاط های قرض و قسط و مساعده
 روضه ، نذر ، دخیل
 از حیاط های رادیو «تپاز» 
 «راشد»
 و «مهوش»
 از حیاط های «گلپا و یاحقی»
 از حیاط های «اسمیرنوف»
 شلاق
 نعره های پدر
 و هق هق مادر
 از حیاط های امید های مبهم و رؤیا
 بر دوش خسته کشیدم
ترانه هایم را و
 عاشقانه گذر کردم
 از کوچه های پرسه پس لیس
 از کوچه های چولی
 کولی و سک سک
از کوچه های نسق
حیدر حیدری
 و قرق
 از کوچه های هیئت ، کتل ، زنجیر
 از کوچه های «تاج» ، «پرسپولیس»
«بهمنش» و «قلیچ»
 از کوچه های نگاه های خواستار
 و سلام های سرخ آبی
 از کوچه های دیدار های پنهان
 سایه های مشکوک
 نفس بریدگی
از کوچه های «مشیری» ، «فروغ»
از کوچه های خاطرات مکتوب
 و بلوغ
 بر دوش خسته کشیدم ترانه هایم را
و عاشقانه گذر کردم
از شهر های انتقال
 مهاجرت
تبعید
 از شهرهای گنبد
 باغ ملی
بازار
 از شهرهای هل ، گلاب ، فرش،چای
 از شهرهای دوچرخه ، ترن ، هواپیما
 قاطر
 از شهرهای پاسبان ، دژبان، ژاندارم
 از شهرهای پایگاه ، پادگان ، پاسگاه
 از شهرهای زرد زخم ، صرع
 خوره
 از شهرهای فقر ، مرگ
 و نفرین مادران

 

         

            عکس ها از کاوه گلستان

 

از شهرهای ژنرال ها
 حکومت نظامی
 و انتخابات
 از شهرهای رود ، کوه ، دشت
 از شهرهای «هدایت» ، «جلال» ، «ساعدی» ، «صمد»
 از شهرهای وداع های معطر
و اشک
بر دوش خسته کشیدم ترانه هایم را
 و عاشقانه گذر کردم
 از خیابان های پلاکارد
 و گاردن پارتی
ساندویچ ، آبجو ، «زر»
 از خیابان های بخت آزمایی
 فال ، تصنیف
 از خیابان های «کیهان» ، «اطلاعات»
 از خیابان های «قصیر» ، «گاو»، و «مغول ها»
 از خیابان های «منفردزاده» ، «داریوش»
 «وثوقی» ، «گوگوش»
از خیابان های مشاعره ، جدول ، صف
 از خیابان های تعزیه ، غزل ، سرود
 از خیابان های راهپیمایی 
 اعلامیه
قطعنامه
 قیام
 از خیابان های مجاهد ، چریک ، پیشمرگ
 از خیابان های طویل بی برگشت
 و بغض
بر دوش خسته کشیدم ترانه هایم را
و عاشقانه گذر کردم

 

         

           
 

از اتاق های آخرین تردید ، اولین بوسه
 از اتاق های رنگی پوستر
 «پله» ، «تختی»، «کلی»
و «تیم ملی فوتبال»
 از اتاق های نقشه ، مینیاتور
 و خط نستعلیق
از اتاق های «جنگ شکر» ، «پاشنه آهنین» ، «مادر»
 از اتاق های بحث ، انشعاب ، انگ
از اتاق های «مصدق» ، «مائو»
«استالین» ، و «علی»
از اتاق های اختفا ، گریم
لو رفتن
 از اتا های تفتیش ، دستبند ، بی سیم
از اتاق های کابل ، قپان ، بازجو
و تردید
 از اتاق های سرد تو در تو
 و هق هق

 

     


 بر دوش خسته کشیدم ترانه هایم را
 و عاشقانه گذر کردم
 از سلول های ترس های بسیار و امید های اندک
 از سلول های خود آموز و دیکشنری
 از سلول های یقلاوی
 سه سیگار روزانه
 و شبان مقطع کابوس
 از سلول های دغدغه ، دوار ، درد
 از سلول های زخم ، عفونت ، ورم
 از سلول های شمارش آجر ، قدم ، میله
از سلول های حیاط ، هواخوری ، رمز
 و حسرت یک آغوش
 از سلول های «چه گوارا»
 «شریعتی» و «خوجه»
از سلول های فریب دادن زندانبان
فریب دادن خویش
 از سلول های فراموش کردن
 به خاطر آوردن
 از سلول های اشک های یاغی
 و غضب های رام
 و امید
 بر دوش خسته کشیدم ترانه هایم را
 و عاشقانه گذر کردم
از سال های «ناست» ، «خضاب» ، «ادکلن» و «فرخزاد»
از سال های کنکور ، کار و اجباری
 از سال های «بن بست» ، «جمعه» ، «کمکم کن» ، «شب»
 از سالهای «شاملو» ، «اخوان» ، «نیما»
 از سالهای «سارتر» ، «فلینی» ، «برشت» ، «جشن هنر» 
 از سالهای اعتصاب ، گاز اشک آور ، دود ، لاستیک

 

       

          

از سالهای نعش ، اوین ، چیتگر
 از سالهای «پویان» ، «رضایی» ، «خسرو» و «کرامت»
 از سالهای جهل ، توطئه ، فریب
 از سال های قتل عام انقلاب
 از سالهای سایه روشن سیال
 و شک
بر دوش خسته کشیدم ترانه هایم را و عاشقانه
 گذر کردم 
 تا با دهان کوچک تو بخوانم
آواز سرزمین صبورم را
 در جشن زاد روز کودک آینده
 بر دوش خسته کشیدم ترانه هایم را و عاشقانه گذر کردم

ایرج جنتی عطایی درگفتگو با رفیق خوبم الناز انصاری در "اثر" : امروز، در ایران، چگونه میتوان از کارورزان ترانه چشم داشت که زیر سلطه ی سیاه ترین چرکچادر ارعاب و سرکوب و وحشت، و بالیده از و در متن زمینه ی کوبش پتک ارزش ها و باور های قهقرایی ترین انگار ها و پندار ها و .... آفریننده ی ترانه هایی باشند که مورد نظر شماست؟...

 

       

 

+ نوشته شده در  Sat 19 May 2007ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

      

700 هزار معلم و زندگی در خط مطلق فقر
باغانی دبيركل كانون صنفي معلمان گفت:«در وزارت آموزش و پرورش 700 هزار نفر از معلمان كشور حدود 130 تا 250 هزار تومان حقوق مي‌گيرند يعني در خط مطلق فقر زندگي مي‌كنند.»

 

"معلمان به چيزي اعتراض مي کنند که وجود ندارد. موانع آن برطرف شده و حالا به چيزي اعتراض مي کنند که اصلا به آنها مربوط نيست. "

همزمان با راي نياوردن استيضاح محمود فرشيدي، وزير آموزش و پرورش جمهوري اسلامي در مجلس اسلامي، هاجر تحريري نيک صفت، نايب رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس اسلامي و از مخالفين طرح استيضاح وزير آموزش و پرورش، در گفتگو با روز، ضمن بيان جمله فوق از "ضرب و شتم" معلمان معترض ابراز بي اطلاعي مي کند؛ همان طور که از وقايع اخير دانشگاهها که منجر به دستگيري تعدادي از دانشجويان شد، بي خبر است.

خانم تحريري، برغم نارضايي گسترده معلمان کشور و حواشي زيادي که در مورد استيضاح وزير آموزش و پرورش در مجلس وجود داشت، اين استيضاح راي نياورد. چرا؟
بحث استيضاح، خب حق نماينده ها براي انجام وظيفه خود و نظارت بر عملکرد قوه مجريه است. لذا آنها با توجه به ابهاماتي که براي نمايندگان وجود داشت لازم ديدند وزير را استيضاح کنند.

 

      

    محمود فرشیدی، وزیر آموزش و پرورش اسلامی در مجلس اسلامی

 

پرسيدم چرا راي نياورد. شما از حاميان فرشيدي بوديد.
بله، با توجه به اطلاعاتي که کميسيون آموزش و تحقيقات داشت و گزارشاتي که از وزير گرفته بوديم، استنباط ما اين بود که نياز به استيضاح نيست.

چرا؟
براي اينکه در مدتي که ايشان در اين سمت هستند در حد خود کارهاي زيادي انجام داده اند، هرچند که هنوز مطالبات زيادي باقي و انتقاداتي هم وارد است. به همين جهت اکثريت قريب به اتفاق کميسيون آموزش موافق با استيضاح نبود. استيضاح فرصتي را فراهم کرد که آقاياني که سئوالاتي داشتند، سئوالات خود را مطرح کنند و فرصتي براي وزير فراهم شد که به سئوالات آنها پاسخ دهد.

 

        یک بام و دو هوای احمدی نژاد

         کارتونی از نیک آهنگ کوثر

 

گفته شده برخوردهاي تهديدآميز و همراه با تطميع نمايندگان حامي استيضاح، يکي از دلايل راي نياوردن استيضاح است.
من که در جريان نيستم. اين اولين بار است که دارم از شما مي شنوم.

جدي؟
بله، شما مثلا فکر مي کنيد يک نماينده را چه تهديدي مي شود کرد؟!

من نمي دانم. از شما پرسيدم.
من هم اولين بار است دارم از شما مي شنوم. نماينده را نمي توان تهديد کرد. تازه اگر چنين اتفاقي بيفتد و نماينده اي به وظيفه خود عمل نکند، من همين الان فاتحه او را مي خوانم.

 

           

 

خب، حالا کميسيون آموزش در ارتباط با مطالبات معلمان کشور و نارضايي بسيار گسترده اي که آنها از وضعيت فعلي خود و عملکرد وزيري که شما حامي آن هستيد دارند، چه مي شود کرد؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Thu 17 May 2007ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

                

 

"خفن تيريپ زدي"، "ضايعش کردم"، "باهات حال مي کنم"، "انده مرامي"، "، "سوتي دادي عزيز"، "اسگلش کردم"، "ضد حال مي زنه"، " سه سوت مي يام"، "هنوز تو کفشم"، "چه ماشين توپي"، "سه شد"، "دودر باز"، "تخماتيک"، "مخشو زدم"....

 

              

 

سير قهقرايي زبان روزمره پارسي و رواج زبان شبه لمپني رايج در جامعه ايران در همه سالهاي نزديک به سه دهه اخير بارها مورد بحث و چالش جامعه شناسان و زبانشناسان کشور بوده است. رواج نوعي از ادبيات شبه لمپني و ابداع واژگاني نوظهور که سالها پيش واژگاني با چنين ساخت و مفاهيمي را تنها مي شد در ادبيات اقشار لمپن يا مشهور به "جاهلان" جامعه جستجو کرد امروز روز بطور فراگيري متداول شده و جاري زبان ها و بعضا قلم هاست. تا جايي که طيف وسيعي از گروه اجتماعي مشهور به "فرهيختگان" کشور نيز جسته گريخته از اين ادبيات در گفتار و کلام روزمره خود استفاده مي کنند.

 

          

 

گشتي در دنياي مجازي و بلاگستان فارسي و سر زدن به مکان هايي که بيشتر پاتوق نسل جوان کشور است و بعضا نشرياتي که سعي در جلب نسل جوان دارند، در بدست دادن تصويري تمام نما از آنچه يک جامعه شناس در پاره اي موارد "واکنش عصياني" به شرايط موجود توسط افراد جامعه و"انحطاط زباني" در يک جامعه عنوان مي کند کمک شاياني مي کند.

 

       

 

اين مساله تنها محدود به زبان نسل جوان کشور نيست و در بسياري از موارد به گفتار روزمره پدران و مادران اين نسل نيز وارد شده است. جالب آنکه برخي حتي استفاده از اين زبان را نوعي "تفاوت" و "تشخص" در شيوه هاي گويشي و نوشتاري خود قلمداد مي کنند. اين همه حتي در نوشته هاي برخي از روزنامه نگاران و پويشگران حقوق بشري در فضاي مجازي فارسي هم به وفور ديده مي شود. در گشت اينترنتي نيز به موارد جالب توجهي مي توان برخورد. تيتر پست مربوط به سرکوب جنبش زنان در وبلاگ يکي از زنان روزنامه نگار بلاگراينگونه است: "اين ضد حال نيست ؛شادي و محبوبه را عشق است" در بخش کامنت دوني اين پست هم مي خوانيم : «ديدم از اين زبان "شبه لمپني رايج" خيلي استفاده کردين... اين زبان اضمحلال هست. با شناسنامه بيست و هشت ساله و دقيقا فرهنگ نهفته در اون» و اين داستان سر دراز دارد...

 

           


در اين ميان، سهم صدا و سيماي اسلامي را در رواج اين نوع از ادبيات شبه لمپني رايج نمي توان از نظر دور داشت. يک استاد ادبيات در ايران در گفتگو با خبرگزاري دانشجويان ايران [ايسنا]تصريح مي کند که:"نبايد در برنامه‌ها از كلمات، اصلاحات و تركيباتي كه در كوچه و بازار رواج دارد استفاده شود، زيرا مردم با اين گونه موارد آشنا هستند اما از آن‌ها استفاده نمي‌كنند چون رسميت ندارند. اما پخش در صدا و سيما همچون زدن مهر تاييدي بر آن است و سبب رواج در جامعه مي‌شود."

 

             

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Wed 16 May 2007ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

              

 

فهرست مطالب در شماره ۹۸ - ۹۹  
   

ويژه ي ۸ مارس

  • حمله ي گارد ضد شورش به مراسم ۸ مارس در تهران آرش
  • تقديم به بچه هاي مركز فرهنگي زنان طلعت تقی نیا
  • بر اساس چه قانوني از سفر منع شدم؟ مريم حسين خواه
  • متهمِ اقدام عليه امنيت مدني كيست؟ پروين اردلان
  • سلام بر روز بين المللي زنان شهرزاد مجاب
  • "چهره هاي گوناگون خشونت عليه زنان" ترانه روستا
  • زنان جوان در رهبري الهه اماني
  • يادنگاره ها و خاطرات زندان زنان شهرزاد مجاب
  • جنگ برعليه زنان و زنان برعليه جنگ الهه اماني
  • كاش مهر را، قدرتِ مرگ بود نجمه موسوي

گفتگو و مقالات

  • گفت و گوي آرش با مهرداد باباعلي پرويز قليچ خاني
  • روند پيدايش "الله" در قرآن باقر مؤمني
  • چه كساني تيغ زنگيان مست را تيز كردند؟ ايرج مصداقي
  • بوم شناسي تخريب جان بلامي فاستر ترجمه: مرتضي محيط
  • جايگاه جاسوس در تاريخ اسد سيف
  • «چه گوارا» با نفت مجله اشپیگل ترجمه مهدی مجتهدپور
  • اسلاميست هاي سني و حزب الله برنارد روزبه مرجان افتخاري
  • نقش مسايل فرهنگي در توسعه اقتصادي احمد سيف
  • طرح هايي از فرهاد فروتنيان آران جاويداني
  • قصه سپاس و "فتنه اهلِ بخيه" همنشين بهار
  • گرامي داشت ملي شدنِ صنعت نفتِ ايران مهدي ذوالفقاري

نقدو بررسي

  • چشمهاي حيرانِ عكسهاي كهنه ميپرسند بهروز شيدا
  • تاملي بر « عقلانيت » و « گستاخي » عباس هاشمي
  • "سال هاي تك شاهد" مهدي اصلاني
  • روايتي از تاريخ روشنفكرانِ چپ بهزاد كريمي
  • مرگ و دختر بچه (كشتارهاي سال هاي ۶۰ و ۶۷) ژاله احمدي
  • پافشاري بر حقيقت(فرخ نگهدار و بنيانِ انحطاط فداييان اكثريت) بهروز خليليان
  • نگاهي به: ياد مانده ها از بر باد رفته ها رضا اغنمي
  • يادهاي ۴۷۹۱ روز زندان عباس مظاهري
  • گروه تاتر دوسولي پرويز . الف

مقالات

  • بي خيالِ سياست، عشق را عشق است همنشين بهار
  • حقوق بشر با كدام نيرو؟ ح . رياحي
  • سي و ششمين جشنواره فيلم رتردام آران جاويداني
  • « فدراليسم » در اتيوپي......  هارتموت هس ترجمه: ناصر ايرانپور
  • درگذشت پوران بازرگان، بانوي انقلاب و سوسياليسم

شعر

  • مجيد نفيسي، م. سرگش، علي آشوري،حميد رضا رحيمي،فرامرز سليماني، مصطفي قنواتي، ناصر كاخساز، شيدا محمدي، زيبا كرباسي و مانا آقايي.

طرح و داستان

  • قدسي خانم به خانه بر نمي گردد محسن حسام
  • نامه ي يك دوست احمد

خاوران
مقالات - آرش ۹۷
آرش   

گزارشی از مراسم های یادمانِ تابستان ۶۷ و سخنرانی های : سودابه اردوان و ثریا زنگباري، ناصر رحمانی نژاد و عباس سماکار در سوئد، منیره برادران در شهر آخنِ آلمان، رحمان درکشیده در شهر فرانکفورتِ آلمان.

 

ادامه مطالب ...
گفت و گوي آرش با محمد رضا شالگوني، داريوش همايون و فرخ نگهدار
مقالات - آرش ۹۷
آرش   
در اين شماره گفت و گويي داريم در باره ي مسئله ي بحران اتمي ايران و مسئله ي سياست خاورميانه اي امريكا  با محمد رضا شالگوني، داريوش همايون و فرخ نگهدار
ادامه مطالب ...
‏«تواب»‏ همکار زندانبان علیه زندانیان‏
ویژه نامه ها - آرش ۹۷
علی اکبر شالگونی   
زندانی جمهوری اسلامی ایران
پاسخ اول:‏
با تشکر از رفیق پرویز قلیچ خانی و مجله آرش. ‏برای پاسخی روشن و دقیق به سوالات طرح ‏شده، گاهی ناچارم در مورد مضمون بعضی از ‏سوالات و همچنین واژه های بکار برده شده در ‏سوالات که احیانا برداشت واحدی از آن نباشد ، ‏نظرم را به اختصار توضیح دهم. به همین دلیل ‏قبل از پاسخ به سوال اول درک خود را از واژه " ‏تواب"  توضیح می دهم.‏‎    
ادامه مطالب ...
حیثیت آدمی، ‏برترین ارزش است
ویژه نامه ها - آرش ۹۷
گلرخ جهانگیری   
هدفم ، دفاع از پرنسیب‌های انسانی ست. دفاع ‏از این پرنسیب‌ها نه فقط مقابله با خشونت و ‏اعدام بلکه ایستادن در مقابل فرهنگی است که ‏می‌تواند با کلام از آدمی هتک حرمت کند، ‏کاری که گاهی از شکنجه، دارزدن،  تیرباران و ‏خفه کردن نیز برنمی‌آید.‏
ادامه مطالب ...
به یادِ « بمرگِ خودآگاهان » دهه ی ۱۳۶۰
ویژه نامه ها - آرش ۹۷
پرویز قلیچ‌خانی   

قتل عام تابستان 67‏

با نگاه به تاریخ میهن خود و مکثی کوتاه بر پدیده ی خشونت با مخالفان سیاسی و عقیدتی، خواهیم دید که  در دوران های مختلف، به کار بردن انواع ‏خشونت: زندان، شکنجه، کُشتار و قتل‌عام جمعی، از ویژه‌گی‌های حکومت‌گران میهنمان، بوده است.

ادامه مطالب ...
ويژه نامه ي فروغ فرخ زاد
ویژه نامه ها - آرش ۹۶ - ۹۵
نجمه موسوی‏   

بر آن شدیم ویژه نامه ای درباره ی کتاب «اولین ‏تپش های عاشقانه قلبم» که نامه های «فروغ ‏فرخزاد» به همسرش «پرویز شاپور» است و به ‏کوشش عمران صلاحی توسط انتشارات مروارید ‏چاپ شده است تهیه کنیم. تا انگیزه های تهیه ‏کننده، محتوای کتاب، خطوط نانوشته میان نامه ‏ها را و شاید روابط اجتماعی دورانی از تاریخ ‏ادبیات کشورمان را از خلال این ویژه نامه بررسی ‏کنیم. حاصل،  مقالاتي است از: يدالله رويايي، نجمه موسوي، اكبر معصوم بيگي، ژاله احمدي، نسيم خاكسار، عباس صفاري، اسماعيل نوري علاء، عباس هاشمي، منصور كوشان، اكبر سردوزامي، مجيد روشنگر، اسد سيف، بيژن بيجاري، فرهنگ فرهي، و نظراتي از اهل قلم در باره ي فروغ فرخ زاد.

ادامه مطالب ...
چشمِ عقل دیدِ خدایی دارد (گذری از جهانِ هفت اثرِ دوران مشروطیت)
ویژه نامه ها - آرش ۹۶ - ۹۵
بهروز شیدا   
جنبشِ مشروطیت در خاطره­ی جمعی­ی انسانِ ایرانی خاطره­ای ماندگار است؛ گاه به مثابه کهن­نمونه­ی انقلاب، گاه به مثابه تبلورِ آرزویی شکست­خورده، گاه به مثابه نمونه­ی بی­درمانی­ی تناقض­های فرهنگی­ی یک سرزمین. جنبش مشروطیت هم نشان تکرار است هم نشانِ انتظار؛ چرخشی که پایان نمی­پذیرد؛ خلسه­ و سرگیجه شاید.
ادامه مطالب ...
امپراتوری پایگاه های نظامی آمریکا
مقالات - آرش ۹۶ - ۹۵
چالمرز جانسون ‏‎ Chalmers Janson‎ / ترجمه ی ناصر رحمانی نژاد   
آمریکایی ها، برخلاف تمام مردمان دیگر، تشخیص نمی دهند- یا نمی خواهند تشخیص دهند- که ایالات متحده ی آمریکا ‏از طریق قدرت نظامی خود بر جهان تسلط دارد. شهروندان ما اغلب، بعلت پنهانکاری دولت، نسبت به این امر که پادگان های ‏ما سراسر گیتی را محاصره کرده اند بی اطلاع هستند. این شبکه ی وسیع پادگان های آمریکایی مستقر در تمام قاره ها، جز ‏قاره ی جنوبی، در واقع شکل جدیدی از امپراتوری را تشکیل می دهد. امپراتوری پایگاه ها با جغرافیای ویژه ی خود که ‏احتمالاً در هیچ کلاس جغرافیای دبیرستانی آموزش داده نمی شود. بدون فهم ابعاد این جهان- پایگاه کمربندی، نمی توان به ‏شناخت مقیاس و سرشت آرزومند امپراتوری خود، یا درجه ای که این نوع جدید میلیتاریسم در حال ویران کردن نظام قانونی ‏ماست، نایل آمد.‏
ادامه مطالب ...
نقد مارکسیستی حق در فلسفه ارنست بلوخ‏
مقالات - آرش ۹۶ - ۹۵
‎لی‌بومیرتاریج / برگردان: ح ریاحی   
در مارکسیسم و سوسیالیسم ظاهراً حق (و اصول اخلاقی) به مفهوم متداول آن وجود ندارد. ‏حق و انقلاب (سوسیالیستی) ظاهراً به جای رواداری یکدیگر را دفع می‌کنند. مارکس در مقاله‌ی: "بورژوازی و ضد انقلاب" می‌نویسد:‏‎ ‎‏"حوزه‌ی مورد نظر ما نه حقوق که عرصه‌ایی انقلابی است." فردریک انگلس بهترین دوست و همکار مارکس در مقاله‌ی:
ادامه مطالب ...
نهضت ملیِ دکتر مصدق، در آینه ی تاریخ
ویژه نامه ها - آرش ۹۴
آرش   

 هر که ناموخت از گذشت روزگار            هیچ ناموزد ز هیچ آموزگار
                                                                                           (رودکی)

امروز در غیاب آلترناتیو جنبش طرفدار آزادي و عدالت‌اجتماعيِ مردم ايران ، برخی از افراد یا نیروهای سیاسی، جهت مقابله با رژیم سیاه جمهوری اسلامی ایران، بر تجربه‌ي مصدق به عنوان الگو تکیه می کنند. با توجه به این که حکومت مصدق زاده ی زمان خود بود و جوانب مثبت و منفی آن را باید در چهارچوب دوره ی تاریخی اش ارزیابی کرد و احتمالاً از آن درسی آموخت، ما بر آن شدیم که براي بررسي بيشتر اين نظرات، پرسش های زیر را با ۲۴ تن- ابولحسن بنی صدر، ابر اهیم علی زاده، امیر پشداد، باقر پرهام، علی اصغر حاج سیدجوادی، باقر مؤمنی، محسن قائم مقام، شهریار آهی، علی شاهند، رضا اکرمی، ناصر کاخساز، علی رضا ثقفی، محمد رضا شالگونی، مهرداد مشایخی، باقر صمصامی، محمد ارسی، علی اکبر مهدی، یونس پارسا بناب، حسین باقرزاده، مصطفی مدنی، تهمورث کیانی، بهزاد کاظمی، مهدی فتاپور، احمد سیف و مرتضی مشیر - از صاحب نظران در میان بگذاریم:                                       

ادامه مطالب ...
سیاستِ عدمِ تمرکز قدرت
ویژه نامه ها - آرش ۹۴
امیر پیشداد   
پاسخ  سؤال اول :
 اوضاع و احوال کنونی ميهنمان با اوضاع و احوال دوران نهضت ملّی ايران (در سال های 1332ـ 1328) کاملاً فرق دارد. به همين دليل، "استراتژی" دولت دکتر مصّدق نمی تواند الگويی برای "جنبش دموکراسی خواهی امروز مردم ايران" باشد. بايد اين پيامِ تاريخی دکتر مصّدق را ـ که سمبُل و مظهر آزادی خواهی و دموکراسی در تاريخ سياسی معاصر ماست ـ همواره به ياد داشت: "هيچ ملّتی در سايهء استبداد به جايی نرسيد". برای سرنگون ساختن استبداد و ارتجاع دينی که در حال حاضر بر ايران حاکم است، بايد "طرحی نو در انداخت" و "استراتژی" مناسب با اوضاع و احوال کنونی ايران (وجهان) برگزيد و به کار بَست.
ادامه مطالب ...
گروهی پراکنده گویِ قلم به دستِ «گفتمان» پرداز
ویژه نامه ها - آرش ۹۴
باقر پرهام   
آقای قلیچ خانی
مدیر محترم نشریه ی آرش
     در پاسخ  درخواست ِ تلفنی روز دوشنبه 12 دسامبر 2005 شما ، پاسخ هفت سوألی که برای من فرستاده اید به شرح زیر است :
ادامه مطالب ...
از حسرتِ اصول تا آتشِ تهدید (رد پای خیزِ محمود احمدی نژاد به سوی قدرت در آینه ی پنج فیلم)
مقالات - آرش ۹۴
بهروز شیدا   

تصویر تاریخ را بر پرده­های گوناگون می­توان دید. اما نه تاریخ موجودی یگانه است، نه تصویر، نه پرده. تاریخ مادری است که هزار جنین در بطنِ خویش می­پرورد؛ جنینی است که هزار مادر دارد. کدام مادرْپرده؟  تاریخِ مناسباتِ تولید؟ تاریخِ هنر؟ تاریخِ فلسفه؟ تاریخِ روان­کاوی؟ تاریخِ نبردِ ملت­ها؟ تاریخِ­ نبرد طبقاتی؟ تاریخِ ورزش؟ تاریخِ سینما؟ کدام جنینْ­تصویر؟ تاریخِ کدام راوی؟ تاریخِ کدام ایدئولوژی؟ تاریخِ کدام زمان؟ تاریخ کدام طبقه؟ تاریخِ کدام گروه؟ تاریخ قدرت­مداران؟ تاریخِ قدرت­پذیران؟ تاریخِ قدرت­ستیزان؟ تاریخِ کدام قدرت­مدار؟ تاریخِ کدام قدرت­پذیر؟ تاریخِ کدام قدرت­ستیز؟ تاریخ مادری است که هزار جنین در بطنِ خویش می­پرورد. جنینی است که هزار مادر دارد؛ جنینْ­مادرهایی که با هم می­آمیزند، به هم پشت می­کنند. در هم منعکس می­شوند، با هم ستیز می­کنند. از میانِ همه­ی مادرْپرده­ها و جنینْ­تصویرهای تاریخِ ایران می­خواهیم روایتِ جدالِ جناح­هایی از جمهوری­ی اسلامی، در دورانی از تاریخ، را در پنج فیلمِ ایرانی ببینیم؛ در پنج فیلمِ عروسی­خوبانِ محسن مخملباف، آژانس شیشه­ای­ی ابراهیم حاتمی­کیا، قارچ سمی­­ی رسول ملاقلی­پور، فقر و فحشای مسعود ده­نمکی، در دل لعلِ کمال تبریزی. نخست اما، بر خاستگاهِ این پنج فیلم چشمی بگردانیم؛ بر سینمای جنگ.

ادامه مطالب ...
جهان در سال ۲۰۰۶
مقالات - آرش ۹۴
پرویز قلیچ خانی   
* سال  ۲۰۰۶ میلادی در حالی آغاز می شود که بی خانمانی و فقر در بخش عظیمی از جهان، رو به افزایش است.«امپراتوری سرمایه» و «نظم نوینِ جهانی»، جهانی شدن فقر را افزایش داده و هر سال نسبت به سال قبل بر لشگر بیکارانِ جهان، افزوده است.
ادامه مطالب ...
جنبشِ طبقه‌ي كارگر ايران، در سالي كه گذشت
ویژه نامه ها - آرش ۹۲ - ۹۳
آرش   
طبقه‌ي كارگر ايران به خاطر فقر و فلاكت روز افزون خود و فشار طاقت فرساي سرمايه‌داري ايران- براي استثمار بيشتر و توليد ارزش اضافي- مبارزه‌ي بي‌امانِ خود را در يكي دوسال گذشته، عليه سرمايه‌داران شدت بخشيده است. كارگران، در اين دوره از مبارزات خود، از انواع مختلف شيوه‌ها‌: تهيه طومار، اعتصاب، تحصن، تجمع در مقابل ساختمان‌ِ ارگان‌هاى دولتى، مسدود كردن جاده ها، راه پيمايى‌، ارسال نامه به ارگان‌هاي بين‌المللي و مقامات حكومتي و‌... استفاده كرده‌ است؛ و در مقابل‌، نيروهاي سركوب رژيمِ سياهِ جمهوري ايدئولوژيك اسلامي نيز، از هيچ وحشي‌گري براي درهم شكستنِ اتحاد كارگران دريغ نكرده است‌. اما، علي‌رغم سركوب نيروهاي ويژه و امنيتي دولت سرمايه‌داري، مبارزه‌ى كارگران براى دريافت دست مزدهاى عقب‌افتاده، افزايش‏ دست مزدها، و ديگر مطالبات شان، رشد چشم گيرى داشته است. در همين رابطه، نشريه آرش بر آن شد كه ويژه‌نامه‌ي اين شماره‌ي خود  را به مبارزات كارگران اختصاص دهد. پس، با همياري گرفتن از فعالينِ كارگري، با عده‌اي از فعالان جنبش كارگري در داخل و خارج تماس؛ و سئوالاتي را با آنان در ميان گذاشتيم. آن‌چه در زير مي‌خوانيد حاصل اين كوشش ماست. اميدواريم كه قدمي هر چند كوچك، در انعكاس جنبشِ كارگري ايران برداشته باشيم.
ادامه مطالب ...
گفت و گو با تراب حق شناس، مهدی خانبابا تهرانی، ناصر کاخساز و محمد رضا شالگونی:
مقالات - آرش ۹۲ - ۹۳
پرویز قلیچ خانی   

پس از انتخابات نهمین دوره ی ریاست جمهوری ایران، با دست اندرکارانِ مسایل سیاسی اجتماعیِ اپوزیسیون، آقایان: تراب حق شناس، مهدی خانبابا تهرانی، محمد رضا شالگونی و ناصر کاخساز تماس گرفتیم و سئوالاتی را با این دوستان در میان گذاشتیم. حاصل این گفت و گوها را در زیر می خوانید.

ادامه مطالب ...
ویرجینیا وولف تکه هایی از یک زندگی
مقالات - آرش ۹۱
نجمه موسوی   
در تمام نوشته های ویرجینیا وولف مشغله‌ی اصلی‌اش،  تسلط و شناخت هر آن چه که دریافت نکردنی است، بود.  پشت ظاهری جدی اش یکی از درخشان ترین و آزادمنش ترین زنان دوران خود را مخفی می کرد. او نقاش لحظه ها، نابغه ی تک گویی های درونی بود. کسی بود که به راحتی تغییر و تحولات جهان را منتقل و ترجمه می کرد. او قادر بود زیبایی چیزهای معمولی زندگی را نشان دهد.  او کسی است که توانست در زندگی اش هم چنان که در کتاب هایش تناقض های مختلف را در کنار هم بنشاند. زنی که عاشق زندگی بود و در عین حال به زندگی خود خاتمه داد. ویرجینیا وولف، زنی بود که با این اعتقاد می نوشت:« احساس می کنم که با نوشتن مهم ترین کار را انجام می دهم.»
ویرجینیا وولف دارای طبعی پراحساس و ظریف و جسما بسیار شکننده بود. اولین بار بعد از مرگ مادرش دچار افسردگی شد. او در آن زمان سیزده سال بیشتر نداشت. بعد از آن نیز سه چهار بار دیگر دچار بحران های افسردگی شد که بارها در اثر این بحران ها بستری شد.
ادامه مطالب ...
سهمیه بندیِ سیاسی یا برابری جنسیتی؟!
مقالات - آرش ۹۱
الهه امانی   
سهميه بندي به مثابه ابزاري براي تحقق برنامه هاي «تبعيض مثبت» مي باشد. «تبعيض مثبت»(1) سياست‌ها و برنامه هائي است كه زمينه‌هاي مساعد، مثبت و تشويق كننده براي گروه‌هاي اجتماعي كه به‌طور تاريخي مورد تبعيض قرار گرفته‌اند- و سهم آنها از ثروت و قدرت در جامعه، متناسب با نسبت آنان به كل جمعيت نمي باشد- فراهم مي‌آورد. سيستم سهميه بندي بار مسئوليت رفع نابرابري‌ها و تبعيضات را به دوش نهادها و ارگان هاي قدرت نهاده است؛ نه همت فردي افرادِ متعلق به گروههاي اجتماعي، كه مورد تبعيض واقع شده. اگرچه «تبعيض مثبت» بحثي جاافتاده در بسياري از ليبرال دموكراسي‌هاي غرب مي‌باشد اما در برخي از اين جوامع از جمله آمريكا، سهميه بندي جنسيتي و يا نژادي غيرقانوني مي باشد و «تبعيض مثبت» تنها محدود به ايجاد زمينه مساعد و تشويق گروه‌هاي مورد تبعيض واقع شده در سطوح مختلف نهادهاي مدني، اجتماعي سياسي جامعه مي باشد.
ادامه مطالب ...
شكست كامل استراتژى اصلاح
ویژه نامه ها - آرش ۹۱
هلمت احمديان - عضو كميته مركزى حزب كمونيست ايران و سردبير نشريه جهان امروز   
آمريكا در سودان، تركيه، افغانستان و عراق و.. با جريانات اسلامى از همه نوع و قماش‏ آن ساخت و پاخت كرده و كوشيده و مىكوشد "دمكراسى" مورد نظرش‏ را در منطقه بوسيله و ميدان دادن به خود جريانات اسلامى پيش‏ ببرد.
ادامه مطالب ...
مدل چینیِ توسعه و نئولیبرال های کلاشِ وطنی
مقالات - آرش ۹۰
بهروز امین   
درایران به تواتر از مدل چینی توسعه سخن گفته می شود و نئولیبرال های بیرون از حکومت از سوئی و مدافعان برنامه صندوق بین المللی پول در درون حکومت از سوی دیگر، وعده می دهند که اگر اقتصاد ایران آن گونه که این جماعت می خواهند، دگرسان شود، دلیلی ندارد که اقتصاد ایران، همانند چین از نرخ رشد قابل توجهی برخوردار نگردد.
ادامه مطالب ...
مقاومت در برابر اشغال در عراق و فلسطین
مقالات - آرش ۹۰
تراب حق شناس   

در عراق
طی ماه های گذشته مقاومت عادلانه و مشروع در برابر اشغال استعماری این کشور در اشکال مختلف ادامه یافت. سرمقاله های نیویورک تایمز به روشنی از گیر کردن آمریکا در تونل عراق خبر می دهند.

ادامه مطالب ...
سمينار جمهوري‌خواهان لائيك و دموكرات در پاريس
ویژه نامه ها - آرش ۸۹
پرویز قلیچ خانی   

پس از شركت‌‌ در همايشِ برلينِ براي تهيه گزارش، اميدم اين بود كه «‌جمهوري خواهان لائيك و دموكرات‌» مي‌توانند  به عنوان اپوزيسيون راديكال در خارج از كشور‌، از منافع اكثريت مردم ايران يعني كارگران و زحمت‌كشان و تهي‌دستان دفاع كنند؛ اپوزيسيون لائيك و دموكراتي كه بالقوه توان سازمان دادن جنبش بزرگي از پناهندگان و تبعيديان در خارج از كشور را (حول لائيسيته و دموكراسي و جمهوري براي براندازي مانع اصلي رشد و ترقي ايران، يعني رژيم سياه اسلامي) دارد.

ادامه مطالب ...
كشتارِ تابستان ۶۷ را فراموش نكنيم
مقالات - آرش ۸۷ - ۸۸
آرش   
پس از گذشت شانزده سال از قتل‌عام زندانيان سياسي در تابستان سال ۶۷ ‌، هنوز بيشترين حقايق اين كشتار بزرگ ‌، پنهان مانده است‌. و تا آن زمان كه حكومت اسلامي برچيده نشود‌، همه‌ي ابعاد اين جنايت تاريخي برملا نخواهد شد‌.
ادامه مطالب ...
آبروی از دست رفته کاتارینا قُن بورا
مقالات - آرش ۸۶
ژاله احمدی   

جایزه صلح و انتخابات

ملت ايران آنقدر رأي نداده بود كه در سال 1358شمسي، وقتي كه حق انتخاب را همراه  خودش از قانون اساسي حذف كردند خنده‌اش گرفت. پيش‌آهنگان انقلاب  اسلحه‌ها را براي روز مبادا چال كرده و رويش خاك ريختند. بعضي از آن‌ها حتا به دل بد راه ندادند و بدون آنكه به روي خود بيآورند به نيت شركت در انتخابات در مراسم  بنياد گزاري حكومت اسلامي، با مرزبندي‌هاي نيمه روشن شركت جستند. وقتي كه در سا‌ل‌هاي1360 تا  1363 كانديداهاي كمونيست شركت كننده در  انتخابات مجلس خبرگان و مجلس شوراي اسلامي در دادگاه‌هاي اسلامي محاكمه شدند، برهمه معلوم شد كه انتخابات در جمهوري‌اسلامي چيزي نيست مگر نمايش مشروعيت نظام سركوب. 

ادامه مطالب ...
نامه سرگشاده به خانم شیرین عبادى
مقالات - آرش ۸۶
شهاب برهان   
خانم شیرین عبادى، با سلام !
مردم آگاه و تشنه آزادى‌ى ایران، شما را بسیار پیش‌تر از آن كه جایزة صلح نوبل نصیب ‌تان شود مى ‌شناختند و به مبارزات جسورانه و پر مخاطره ‌تان در دفاع از حقوق بشر، حقوق زنان و كودكان، و نیز در رابطه با پروندة خوابگاه دانشجو یان، با تحسین و قدرشناسى مى ‌نگریستند. ارج شما در نزد مردم ایران نه از اعتبار این جایزه است (‌كه بارها نصیب آدم‌هاى مرتجع و بى اعتبار هم شده است)، بلكه این بار، خودِ این جایزه اعتبار‌اش‌ را از مبارزه شما براى حقوق بشر و دموكراسى گرفته است؛ و این، جاى خوشوقتى و تبریك دارد.

ادامه مطالب ...
«از عشق و از امید» تا «تسلیم و ....»
نقد و بررسی - آرش ۸۶
محمد زاهدی   

مدیر مسئول محترم مجله آرش!

من به عنوان یکی از جان به در بردگان کشتار تابستان 67 در زندان گوهردشت و از مرتبطین سابق حزب توده ایران‌، نقد زیر را در ارتباط با کتاب تازه منتشر شده "‌از عشق و از امید" نوشته خانم نوشابه امیری توسط انتشارات خاوران در پاریس را برایتان ارسال می‌دارم.

ادامه مطالب ...
قتل های زنجیره ای، پرونده ای «ملی» است *
مقالات - آرش ۸۶
کاظم کردوانی   
پس از، از دست رفتن محمد مختاری و محمد جعفر پوینده، افزون بر مراسمی که خانواده های این عزیزان در مسجد حجته ابن الحسن و مسجد فخرالدوله برگزاركردند، « اتحادیه ناشران و کتاب فروشان تهران» در روز سه شنبه اول دی 1377 مراسم باشکوهی را در مسجد نور (میدان دکتر فاطمی) برگزار کرد که جمعیت کثیری در آن شرکت کردند.
ادامه مطالب ...
دوازده سال از انتشار آرش گذشت
ویژه نامه ها - آرش ۸۵
آرش   

در پايان دهمين سال انتشار آرش‌، بر آن شديم که در این اوضاع و احوال که نشریات مختلف، چه در داخل – به جهت اوضاع رژیم و وجود سانسور و محدودیت ها و ممنوعیت ها- و چه در خارج – به دلیل کمبود امکانات و مشکلات مالی، عدم هماهنگی و توافق‌های سیاسی و غيره، هر یک چند صباحی دوام مي‌آورند‌، جا دارد که ادامه‌كاري « آرش» را ارج بداریم.
پس با همكاراني كه در پاريس بودند دور هم جمع شديم، قرار شد هر یک بخشی از کار را در دست گیرد ‌، هر کس بنا بر توانش و در زمینه‌ای که بیشتر درگیر است و یا تخصص دارد.

ادامه مطالب ...
سنگى بر گور سنت
نقد و بررسی - آرش ۸۵
اسد سيف   
روشنفكر ايرانى چهره‌اى شفاف در تاريخ اجتماعى كشور خود ندارد. از سال‌هاى آغاز تجدد در ايران، او گاه مصلحى است خيرانديش و گاه تحصيلكرده‌اى  قانون‌طلب. زمانى چريكى است عدالت‌خواه با اسلحه‌اى در دست در ميدان مبارزه و زمانى ديگر انسانى "غرب‌ستيز" كه آرزوهاى خويش را يا در "جهان شرق" مى جويد و يا در سنت موروثى اجدادى خود. به طور كلى روشنفكر ايرانى انسانى است فاقد سيمايى روشن و تابناك در تاريخ.
ادامه مطالب ...
نگاهی به رویدادهای ۲۸مرداد ۱۳۳۲‌
ویژه نامه ها - آرش ۸۵
آرش   

خاطرات و مقالاتی از: حسن ضیا ظریفی یکی از بنیانگذاران سازمان چریک های فدایی خلق ایران، محمد رضا شالگونی، باقر مؤمنی، علی اصغر حاج سید جوادی، سیروس آموزگار، داریوش آشوری، آروند آبراهامیان، حمید ذالنور، رضا مرزبان، هوشنگ صدر کشاورز، ابوالحسن بنی صدر، امیر هوشنگ آریانپور، بابک امیر خسروی، ناصر پاکدامن، هدایت متین دفتری، محسن قائم مقام، نصرالله نوح، طاهر احمدزاده، مرتضی محیط و عباس عاقلی زاده.

*****

ادامه مطالب ...
گفت و گوی آرش با بهروز حشمت
مقالات - آرش ۸۴
آرش   
به مناسبت برگزاری نمایشگاهی در پاریس از بهروزحشمت - مجسمه ساز ایرانیِ ساکن اطریش- با او گفت و گویی داشتیم که در زیر می خوانید. اما، پیش از آن که کلام را به هنرمند بسپاریم، مطلب کوتاهی را که غلامحسین ساعدی پس از دیدار از یکی از نمایشگاه های بهروز حشمت نوشته، با هم می خوانیم:
ادامه مطالب ...
امپریالیسم امروز و تهاجم هژمونی طلبانه ی ایالات متحده بدیل سیستم جهانی شده و نظامی شده یِ نولیبرالی
مقالات - آرش ۸۴
سمیر امین/ ترجمه ی تراب حق شناس و حجبیب ساعی   
1 – با اتکاء به پیشرفت اجتماعی، دموکراتیزه کردن، وابستگی متقابل براساس مذاکره، بدیل سیستم نولیبرالی را پایه ریزی کنیم.
آن چه امروز نیز هم چون دیروز، آن هم در اوضاع ساختاری نوین (یعنی همه‌ی آن چه مربوط است به انقلاب اطلاعاتی و ژنتیک و آثار آن که اشکالِ کار و مناسبات اجتماعی را متحول می‌سازند) ملت‌ها بدان نیاز دارند عبارت است از پروژه‌های گردآورنده و ائتلافی (در سطح ملی یا منطقه‌ای یا هر دو). این طرح‌ها در ساختارهای جهانی شده‌ی تنظیم یافته و مذاکره شده هر یک با دیگری در رابطه‌ای متقابل قرار دارند و یک دیگر را به طور نسبی تکمیل می‌کنند و این امکان را فراهم می‌آورند که پیشروی‌هایی همزمان در سه جهت صورت گیرد:

ادامه مطالب ...
به بهانة پاسخ به آن چهار پرسش
ویژه نامه ها - آرش ۸۳
ناصر پاكدامن   
    جنگ مي شود يا نمي شود؟  هيچ معلوم نيست! آنچه معلوم است ارادة آمريكاي بوش است كه جنگ را مي خواهد و مي طلبد. آنچه هم روشن است اين كه درين آغاز قرن بيست و يكم, دنيا لحظات تعيين كننده اي را مي گذراند: جنگ در عراق به اين معناست كه ازين پس  جهان در سيطرة كور قدرتي است كه خود را منجي بشريت و رسول مدنيت مي شمارد. تسليحات و نظامي بازي ديروز را رقابتهاي ميان دو ابرقدرت و  ”جنگ سرد“ ناشي از آن توجيه مي كرد. دشمن پرخطر امروز جا و مكاني ندارد. تروريسم همه جا هست و مي تواند باشد. تروريسم لشكر نيست, بينش است, روحيه است.
ادامه مطالب ...
اهالی سلطنت آباد و ماجرای صفرخان و شعبان
مقالات - آرش ۸۳
مهدی اصلانی   
در فرازها و مارپیج های تند تاریخ معاصر ایران آن جا که "به ستوه آمدگان" در پیکار با تباهی سپر انداخته اند، نام هایی چند بر سنگ بنای تاریخ حک شده اند – نیک و بد – که با هیچ گسل از حافظه ی تاریخ زدوده نخواهد شد. از جمله ی این قافله ی نیک نام صفر قهرمانیان – صفر خان – می باشد که کوتاه زمانی بیش نیست که شمع وجودش خاموشی گرفت.
ادامه مطالب ...
تاريخ به روايت لمپنيسم (نگاهي به كتاب شعبان جعفري)
نقد و بررسی - آرش ۸۳
اسد سيف   
يكي از پي‌آمد‌هاي انقلاب بهمن سال ۵۷ اين بود كه ما را به تفكر بر گذشته خويش واداشت. گسترش دامنه خاطره‌نويسي، به ويژه در دهه اخير نيز در همين راستا قابل بررسي است. كند و كاو در تاريخ خود و شك به داده‌هاي آن امر لازمي است كه مي تواند در بناي ايرانِ آينده نقش به سزايي داشته باشد. در همين رابطه است نگاه من به كتاب "شعبان جعفري" كه يادمانده‌هاي اوست از زندگي و تاريخ.
ادامه مطالب ...
الیگارشی روحانی و مسئله «دموکراسی» در ایران*
مقالات - آرش ۸۱ و ۸۲
هایده مغیثی- سعید رهنما   
در طول بيش از بيست سال رژيم اسلامي ايران در كنار دستگاههاي سركوبگر عريض و طويل خود، يك رشته مكانيسم هاي شگفت انگيز كنترل ايدئولوژيكي و اقتصادي براي احداث جامعه مدني اسلامي و تشكيل وفاق عمومي جهت بنياد يك حكومت الهي ايجاد كرده است.
ادامه مطالب ...
مرگ آ گاهانِ تابستان ۶۷
ویژه نامه ها - آرش ۸۱ و ۸۲
آرش   

و باز براي اين كه از خاطر نرود و از خاطره ها پاك نشود، بر جمع‌آوري خطوط كشتار بزرگ رژيم اسلامي‌، پاي مي‌فشاريم‌. به عمد گوش‌مان را به نجواهايي از اين دست كه «تكراري است‌»‌، «‌خسته‌كننده است» مي‌بنديم‌؛ و پاي مي‌فشاريم‌ نزد آنان كه‌ سال‌، يا سال‌هايي را در سياهيِ زندان‌هاي مرگ و تباهي جمهوري اسلامي به سر برده‌‌اند؛ تا دست بر قلم برند، تا قلم را در خون قلب‌شان زنند تا حديث بي‌قراريشان را بنويسند‌.

ادامه مطالب ...
نگاهی بر داسِ فرج سرکوهی! در کتاب «یاس و داس»
ویژه نامه ها - آرش ۸۰
آرش   
نقدهایی از : رضا براهنی، حسن حسام، کاظم کردوانی، منصور کوشان، نسیم خاکسار، اصغر ایزدی، محمد رضا شالگونی، مصطفی مدنی، مجید دارا بیگی، محمود باباعلی و ناصر مهاجر، مهدی اصلانی، بهزاد کریمی و هدایت سلطان زاده، بر کتاب«یاس و داسِ» فرج سرکوهی در بخشِ ویژه نامه های آرش شماره ی ۸۰.
ادامه مطالب ...
اين همه عداوت از كجا برمى‌خيز؟ (نقدی بر کتاب «یاس و داس)
ویژه نامه ها - آرش ۸۰
محمد رضا شالگونى   
 رفيق پرويز عزيزم، نظرم را درباره‌ى نوشته‌ى فرج سركوهى در «ياس‏ و داس»‏ در مورد بيژن جزنى پرسيده‌اى. در صحبت با خودت گفتم و اين جا نيز مى‌خواهم تكرار كنم كه به دو دليل خودم را موظف به اظهار نظر در اين مورد مى‌دانم. نخست به اين دليل كه بيژن جزنى يكى از اثرگذارترين چهره‌هاى چپ ايران بوده است و ابهام‌زدايى درباره‌ى چنين چهره‌هايى مى‌تواند به خانه‌تكانى فكرى و تجديد آرايش‏ جنبش‏ چپ كمك كند. دوم به دليل اين كه من يكى از كسانى هستم كه از فضاى زندان‌هاى سياسى ايران در دوره‌اى كه فرج سركوهى اشاره دارد، تجربه‌ى مستقيم دارند و از بيژن جزنى شناختى حضورى.
ادامه مطالب ...
براي سخن نگفتن‌، ادامه‌ي سكوت بهتر بود تا‌...(بررسی کتابِ فرج سرکوهی)
ویژه نامه ها - آرش ۸۰
كاظم كردواني   
پيشاپيش از كليه‌ي خانم‌ها و آقايان و دوستاني كه در اين جا نام برده‌ام‌، پوزش مي‌خواه  كه به هنگام ذكر نام‌شان واژه‌هاي خانم يا آقا را ذكر نكرده‌ام چون اسامي فراواني در اين مقاله ذكر مي شود كه آوردن هر بار‌..  شايد خسته كننده شود‌. قصد هيچ گونه جسارتي نداشته‌ام.
ادامه مطالب ...
رنج‌نامه‌ي حافظه‌ي مخدوش (نقدی بر کتابِ سرکوهی)
ویژه نامه ها - آرش ۸۰
رضا براهني   
« باز هم تكرار كنيم كه آدمي در برابر درد واكنش نشان نمي دهد‌‌؛ ناخوشي‌ ”‌علت‌“ كنش نيست‌.
 درد خود يك واكنش است‌، عمل انعكاسي يك واكنش ديگر و زودتر است‌- اين هر دو از مكان‌هاي مختلف سر چشمه مي‌گيرند‌.»!
                                                                     نيچه
ادامه مطالب ...
بررسي سه كتاب جديد در باره‌ي تاريخ معاصر ايران و يك هشدار‌!
ویژه نامه ها - آرش ۷۹
آرش   
مجله ي آرش‌، بدون هيچ گونه پيش‌داوري‌اي‌، صفحاتي از اين شماره خود را، به گفت‌و‌گو با تعدادي از فعالين سياسيِ معاصر اختصاص داده كه ديدگاه‌هاي خود را در باره‌ي سه كتاب تازه منتشر شده – كه هر كدام به نوعي به مسايل سياسي و تاريخيِ معاصر پرداخته‌اند – مطرح مي‌كنند‌. اين سه كتاب عبارتند از‌: «‌بر فراز خليج‌» نوشته‌ي محسن نجات حسيني‌، از اعضاي سابق سازمان مجاهدين خلق ايران از سال۱۳۴۶ تا ۱۳۵۵‌، ناشر‌: نشرِ ني‌، تهران‌. «‌شورشيان آرمانخواه‌» يا ناكامي چپ در ايران‌‌، نوشته‌ي مازيار بهروز‌‌، از هواداران سابق سازمان فدائيان اقليت در آمريكا‌. ناشر‌: انتشارات ققنوس‌، تهران‌. «‌خانه‌ي دائي يوسف‌» (‌گفتاري در مورد مهاجرت فدائيان اكثريت به شوروي‌)‌،  نوشته‌ي اتابك فتح‌الله‌زاده‌، از اعضاي سابق فدائيان اكثريت در شوروي‌. چاپ‌: توسط خود نويسنده در سوئد‌.
كتاب «‌بر فراز خليج‌» بهانه‌اي شد تا مصاحبه‌اي داشته باشيم با تراب حق‌شناس‌، از مبارزانِ چهار دهه‌يِ اخير جنبش سياسي و انقلابي ايران‌. در رابطه با كتاب «‌شورشيان آرمانخواه‌» نيز به سراغِِ:  حيدر‌، قربانعلي عبدالرحيم‌پور (‌مجيد‌) ، بهزاد كريمي و عباس هاشمی (هاشم)‌، از اعضاي قديمي- قبل از انقلاب- سازمان چريك‌هاي فدايي خلق ايران رفتيم . در مورد كتاب «‌خانه دايي يوسف‌» نيز مصاحبه‌اي داريم با فرخ نگهدار‌‌، از رهبران سازمان فدائيان اكثريت‌. مقاله ای از: توکل یکی از رهبران فدائیان اقلیت در باره ی کتاب
  «‌شورشيان آرمانخواه‌» و مقاله ای از حمبد احمدی در باره یِ مهدی پرتوی، مترجم این کتاب. 
ادامه مطالب ...
در باره‌ي « مهدي پرتوي‌ »
ویژه نامه ها - آرش ۷۹
حميد احمدي   
در رابطه با « آقاي مهدي پرتوي » مترجم كتابِ « شورشيان آرمانخواه » يا ناكامي چپ در ايران ، از آقاي حميد احمدي - مدير انجمن مطالعات و تحقيقات تاريخ شفاهي ايران (‌برلين‌) – سؤال كرديم كه آيا درباره‌ي «‌مهدي پرتوي» و جريان همكاري او با رژيم جمهوري اسلامي در جريان محاكمات شاخه‌ي نظامي حزب توده‌ي ايران توسط «‌ري شهري‌»، مي‌توانند اطلاعاتي در اختيار خوانندگان ما قرار دهند يا نه ؟
ادامه مطالب ...
كنگره‌ي جهاني عليه نژاد پرستي
مقالات - آرش ۷۹
سمير امين   
( دوربان ، سپتامبر ۲۰۰۱ )

كنگره‌ي جهاني عليه نژاد‌پرستي كه در سپتامبر ۲۰۰۱در دوربان (‌آفريقاي جنوبي‌) برگزار شد حادثه‌اي‌ست كه اهميت خود را در چشم‌اندازهايي كه مي گشايد نشان مي‌دهد‌. احساس ما در دوربان اين بود كه نسيم همبستگي خلق‌هاي آسيا‌- آفريقا از نو وزيدن گرفته است‌. باز سازي اين همبستگي يكي از شرايط اصلي و شايد عمده‌ي ايجاد نظامي جهاني است كه عادلانه‌تر از نظامي باشد كه هفت كشور صنعتي بزرگ G7 و ارباب آمريكاي شمالي‌شان مي‌خواهند به هر وسيله‌اي، از جمله با اعمال خشونت، بر خلق‌هاي كره‌ي زمين تحميل كنند .

ادامه مطالب ...
بيست سال گذشت
ویژه نامه ها - آرش ۷۷-۷۸
آرش   
بيست سال از سي ام خرداد سال ۱۳۶۰  گذشت ، و ما اين سال ها را نه به سان زندانيانِ پشت بند 4 كه فرصت شمارش تيرهاي خلاس را نداشتند ، بلكه هر يك سال را به سان عمري زندگي كرديم . زنده مانديم تا هر روز شاهد مرگ عزيزان خود باشيم . عزيزاني چون هيبت الله معيني چاغروند ، بهروز سليماني . روح‌انگيز دهقاني ، علي رضا شكوهي ، انوش لطفي ، رضا ستوده ،  سعيد سلطانپور‌ ، شكرالله پاكنژاد ، محسن فاضل ، فريدون اعظمي، موسي خياباني، تقي شهرام، و هزاران نامدار و گمنامِ ديگر ....
ادامه مطالب ...
خشونت اجتماعي، هويت ملي، زبان و ادبيات
مقالات - آرش ۷۷-۷۸
اسد سيف   
انقلاب بهمن۵۷ بيانگر تلاش تاريخي مجدد ايرانيان در فرارويي به جامعه‌يي مدرن بود، تلاشي كه همچون انقلاب مشروطيت ناكام ماند. انقلاب نتوانست (‌هم چون رژيم سابق كه نتوانست‌)، حاكميت ملي را برقرار كرده، ساختار سياسي و حقوقي دمكراتيكي را بر كشور حاكم كند. انقلاب نفي و انكار حقوق اقليت‌هاي ملي و قومي را هم‌چون نفي حقوق  شهروندي، با خود به همراه داشت، و نتوانست قوانين اجتماعي و انساني را  جانشين قوانين الهي كند. اين بار، مرجعيت روحانيون به جاي استبداد شاهنشاهي، حاكميت را از مردم سلب نمود.
ادامه مطالب ...
تجربه ي مصدق در چشم انداز آينده ايران
مقالات - آرش ۷۷-۷۸
هوشنگ كشاورز   
به ياد دكتر حسين فاطمي و پروانه و داريوش فروهر و علت برپايي كنفرانس مصدق
ادامه مطالب ...
اصلاح طلبيِ محدود يا فرصت طلبي « معقول » ؟
مقالات - آرش ۷۷-۷۸
سهراب بهداد   
اين مقاله نقدي است بر « اولترا اصلاح طلبيِ » حميد رضا جلایی پور در نشريه‌ي شماره‌ي ۷۲ « عصر آزادگان » . از آن جا كه « عصر آزادگان » چاپ اين مقاله را صلاح نديد ، آقاي سهراب بهداد بدون هيچ تغييري ، اين مقاله را براي چاپ در  آرش ، براي ما ارسال كرده اند . اين مقاله رد نظر كساني است كه ادعا دارند از « اصلاح طلبان » امروز نبايد انتظار داشت كه به نقد عملكرد سال هاي دهه ۱۳۶۰ خود بپردازند .
                                                                                                     آرش
ادامه مطالب ...

+ نوشته شده در  Tue 15 May 2007ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

                

 

تنها روزهايي پس از آنکه سردار پاسدار احمدي مقدم، فرمانده نيروي انتظامي جمهوري اسلامي "سگ بازي" را در کنار بدحجابي و مزاحمت براي مردم از جرائمي عنوان کرد که بايد با آن برخورد شود، فرمانده انتظامي استان تهران مقابله با حمل سگ را از موارد اعلام شده در طرح افزايش امنيت اجتماعي خواندو گفت: "حمل اين حيوان در معابر و خودروها به اخذ تعهد كتبي از 22 تن منجر شد، اما چهار تن نيز به دليل ارتكاب اين جرم روانه مراجع قضايي شدند."

اين اخبار در حالي منتشر مي شود که مساله حقوق حيوانات، خصوصا سگ ها از آغاز روي کار آمدن جمهوري اسلامي در ايران همواره محل چالش ميان پويشگران حقوق حيوانات با سياستگزاران جمهوري اسلامي بوده است. بنا بر سوابق و مباحث مطروحه ميان پويشگران حقوق حيوانات با برخي مراجع و استفتاهاي گوناگوني که حتي از دفتر رهبر جمهوري اسلامي در اين باره به عمل آمده، در هيچ کجاي متون اصلي اسلامي قوانين ضد سگ وجود ندارد. با اين وجود تکليف سگ در جمهوري اسلامي هنوز روشن نيست و برغم استقبال طيف وسيعي از ايرانيان از داشتن اين حيوان در خانه، دارندگان سگ هر روز با مشکل جديدي رو به رو مي شوند.

 

       

 

تا امروز که رئيس پليس، حمل حيوان خانگي را در کنار جرائم مشهود قرار داده و گفته است: حمل سگ در خودروي شخصي منجر به معرفي راننده به دادگاه خواهد شد و ممکن است مدارک فرد نيز ضميمه پرونده شود.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Mon 14 May 2007ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

           

 

چيزي قريب به بيست و هشت سال پس از استقرار نظام اسلامي در ايران، چالش بر سر حوزه خصوصي شهروندان و حواشي پيرامون آن هنوز يکي از بحث هاي داغ جامعه محسوب مي شود. با ادامه طرح موسوم به "مبارزه با بدحجابي" در آستانه فصل گرم در سراسر ايران و نيز هجوم به منازل مسکوني و جمع آوري آنتن هاي ماهواره اي توسط نيروي انتظامي، روند نارضايي و تشويش در سطح جامعه همچنان سيري صعودي طي مي کند. اين همه، وقتي در کنار برخي آسيب هاي اجتماعي و پديده هاي نوظهور مانند "رواج عرضه فيلم هاي حريم خصوصي" زندگي شهروندان از طريق تلفن هاي همراه در اينترنت قرار مي گيرد، نموداري روشن از آنچه در بطن جامعه امروز ايران مي گذرد را پيش رو مي گذارد.

نينا، که فيلم ديدار او با دوست پسرش به مدت زماني پنج دقيقه روي يکي از پايگاههاي عرضه اين قبيل فيلم ها روي اينترنت قرار گرفته است، مي گويد از زمان عرضه اين فيلم پنج دقيقه اي، زندگي او بکلي زير و رو شده است: "من نمي دانم آخر چرا؟ چرا من بايد طعمه اين بازي ناجوانمردانه بشوم. ما در يک مهماني با دوست پسرم و دوستانش بوديم که..."

 

      Image hosted by TinyPic.com

 عادل فردوسی پور ، مفسر ورزشی سیمای اسلامی در پارتی

 

با اين همه، به گواه يک جامعه شناس مشکل را نه در نمودهاي بارز آن که اکنون چندين پايگاه اينترنتي لحظه به لحظه مشغول عرضه جديدترين تصاوير از خصوصي ترين حوزه هاي زندگي شهروندان ايراني اعم از چهره هاي سينمايي يا ورزشي يا افراد معمولي ديگر هستند بايد جستجو کرد که در روند حرکت نزديک به سه دهه جامعه بايد ديد و اينکه در بطن يک جامعه انساني چه اتفاقي افتاده که چنين حريص و بيمارگونه، متقاضي فيلم هايي از اين دست است.

 

         

   بهنوش بختیاری ، از بازیگران یکی از سریال های سیمای اسلامی به کارگردانی مهران مدیری

 

 اين جامعه شناس با اشاره به جنجال فيلم مربوط به يکي از بازيگران سريال "نرگس" مي گويد: "رواج اين پديده به دليل ساخت به شدت پدرسالار جامعه ما، بيشتر از پسران، دختران ما را آسيب پذير کرده است. البته نبايد فراموش کرد که به دليل همان ساخت به شدت سنتي و پدرسالار، در حوزه دگرباشان جنسي نيز باز چنين آسيب پذيري بيشتر است. به هر حال واقعيت اين است که امروز همه ما در معرض چنين نابهنجاري هاي اجتماعي قرار گرفته ايم."

 

      Image hosted by TinyPic.com

       نمایی از فیلم عروسی یکی از بازیگران سیمای اسلامی

 

وي اضافه مي کند: "من سرجنجال فيلم مربوط به بازيگر سريال نرگس، متاسفانه در کمال حيرت مي ديدم افراد به ظاهر فرهيخته و جهان ديده اي را که به دنبال از دست ندادن همان چند دقيقه فيلم به ظاهر پورنو با آن کيفيت پايين بودند. من به چشم خود منتقد جوان سينمايي نويسي را ديدم که با شور و شوق از ديدن فيلم و هيجانات خود صحبت مي کرد. به او گفتم فيلم هاي پورنوي هنري و بسيار با کيفيت تر از اين را که حتما ديده اي؟ اما مشکل اين جماعت اين حرف ها نيست..."

 

      

         محمدرضا گلزار ، ستاره مرد سینمای ایران

 

به گواه اين جامعه شناس مشکل، بسيار ساختاري تر از اين است که ما انگيزه افراد را در لحظه بررسي و قضاوت کنيم بلکه بايد به "آنومي ارزش ها در جامعه اي از هر سو زير منگنه" پرداخت که چگونه وارونگي ارزش ها در کنار فشارهاي روزافزون بر حوزه هاي مختلف زندگي مردم و بحران سازي هاي مقطعي، پديده هاي بي سابقه اي را در کشور ما رواج داده است.

با پيشرفته تر شدن گوشي هاي تلفن همراه دوربين دار با مگا پيکسل هاي بالا هم اکنون تعداد زيادي از فيلم هاي مربوط به حوزه خصوصي زندگي شهروندان ايراني با طول زماني متفاوت و کيفيت مناسب در پايگاههاي مختلف اينترنتي عرضه مي شود. مضمون فيلم و عکس ها از همخوابگي افراد اعم از زن و مرد و زن و زن و مرد و مرد تا تصاوير مختلف ستارگان سينماي ايران، چهره هاي تلويزيوني مشهور و... در حال شنا در استخر يا در پارتي و مجالس عروسي و تولد خانوادگي و بعضا در هنگام همبستري وجود دارد. بعد از جنجال تبليغاتي وسيع بر سر فيلم منسوب به يکي از بازيگران زن سريالي در سيماي اسلامي، که تا مدت ها سوژه داغ نشريات زرد داخلي و برخي پايگاههاي عرضه کننده اين فيلم ها در اينترنت بود، حرف فيلم پورنوي منسوب به بازيگر يکي ديگر از سريال هاي روتين سيماي اسلامي به ميان آمد که طبق معمول با تکذيب سوژه فيلم مواجه شد.

جامعه بيمار جنسي

 

               

     زهرا امیر ابراهیمی از بازیگران سریال "نرگس" که فیلم منسوب به او جنجال خبری درست کرد.

 

يک وبلاگ نويس ايراني، در اوج بحث داغ فيلم مربوط به بازيگر نرگس در وبلاگ خود از "ناجوانمردان" پرسيد: "موجود پستي که براي اولين بار اين فيلم را منتشر کرد، و انسان نماهاي حيوان صفتي که فيلم رادست بدست ميگردانند وپول به جيب مي زنند، آيا فکر کرده اند که چگونه زندگي يک انسان را نابود مي کنند؟" وي ادامه داد: "اگر زيگموند فرويد زنده بود، جامعه اي بهتر از جامعه بيمار جنسي ايران- بعنوان نمونه آزمايشگاهي براي تحقيقاتش پيدا مي کرد؟ ننگ بر ما که با هم چنين مي کنيم."

 

     

      سرکوب و آسیب پذیری دگرباشان جنسی

 

سپهر، استاد جوان يکي از دانشگاههاي کشور که فيلمي سه دقيقه اي ازديدار و صحبت هاي او با دوستش در يک کافي شاپ، مدت ها در بازار دست به دست مي شد، در اين ارتباط مي گويد: "اين جامعه بيمار است و به مرور روند فروپاشي از درون را طي مي کند.چه مي شود کرد؟"

نه قربانيان، نه متهمين

 

     

   دختر و پسر مستاصل در پارک

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Sun 13 May 2007ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

                

 

اتخاذ تصميم اخير شوراي پول و اعتبار مبني بر تاسيس و ايجاد شعب بانک هاي خارجي در کشور به دليل تحريم برخي از بانک هاي داخلي، اين پرسش را نزد ناظران صحنه سياسي ايران مطرح کرده که آيا بانک هاي خارجي در اين شرايط به ايران مي آيند؟ دکتر بهروز هادي زنوز، کارشناس مسائل اقتصادي و استاد دانشگاه در تهران در گفتگو با روز ضمن اشاره به شرايط نامساعد موجود در قوانين "بانکداري اسلامي" معتقد است: "با توجه به ريشه هاي سياسي و اقتصادي معضلات موجود، اگر بانک هايي هم بيايند، بانک هاي معتبر بين المللي نخواهند بود. فقط تعدادي بانک کوچک خارجي ممکن است شعبي در ايران ايجاد کنند."متن اين گفتگو را پي مي گيريم."

آقاي دکتر، همانطور که مطلعيد شوراي پول و اعتبار تصميم به تاسيس و ايجاد شعب بانک هاي خارجي در کشور گرفته است.اين تصميم از نظر اقتصادي چقدر مي تواند پاسخگو باشد؟
واقعيت اين است که از مدت ها قبل، بانک هاي خارجي که با ايران مبادله اقتصادي دارند مايل به تاسيس شعبي در ايران بوده و اين درخواست را هم با بانک مرکزي مطرح کرده اند. بانک مرکزي هم اين خواسته ها را در شوراي پول و اعتبار مطرح کرده و حالا به تصويب رسيده است. اما بايد ديد اقدامات بعدي هيات دولت چيست.

خب در گذشته هم شعبه بانک هاي خارجي در ايران وجود داشته؛اين طرح چه امکان مضاعفي را بوجود مي آورد؟
بله، اين مساله قبلا سابقه داشته اما بگونه اي نبوده است که مثلا دفتر آنها فعاليتي را با عموم مردم آغاز کند يا سپرده بپذيرد، اعتبار بدهد و... بيشتر، مبادلات بين بانکي توسط آنها تسهيل مي شده است. حالا بايد ديد بانک هاي خارجي که براي فعاليت در ايران مجوز گرفته اند تا چه حد و به چه روالي مجاز به انجام فعاليت هاي بانکي در ايران هستند.

 

      

 

اين بانک هاي خارجي تن به قوانين مالي جاري در جمهوري اسلامي مي دهند؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Wed 9 May 2007ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

           

           

 

 گفتار را از اینجا در رادیو رسانه بشنوید!        

        

* تنها راه برون‌رفت از این رنج طبقاتی و جنسیتی ایجاد تشکل‌های مستقل زنان علاوه بر مشارکت آنها بر تشکل‌های عام مستقل کارگری است.

 

 

      



ابتدا درودهای صمیمانه خود را به مناسبت بزرگداشت اول ماه مه روز جهانی کارگر  مصادف با ۱۱ اردیبهشت ماه ، به همه کارگران جهان بخصوص کارگران میهنمان و بخصوص زنان کارگر تقدیم می کنم.
مروری بر وضع کارگران در ایران به ما در دیدن جایگاه زنان کارگر در ایران می تواند کمک کند. تا پیش از فروپاشی اردوگاه شرق، دولت های رفاه کشورهای سرمایه داری و کشورهای پیرامونی با پیش بینی ساز و کارها و تدوین برنامه های مختلف توسعه، تنظیم جایگاه بخش عمومی و خصوصی مسئله اشتغال، حمایت ها و تامین اجتماعی مورد نیاز مردم اعم از شاغل و بازنشسته و بیکار را تدارک می ديدند. پس از فروپاشی اردوگاه شرق، دولت های رفاه هم که از بیم اقتصاد سوسیالیستی برای مقابله با عدالت اجتماعی و اقتصادی موجود در آن اقتصادها، در غرب سرمایه دار بوجود آمدند، الزام وجودی خود را از دست دادند و برچیده شدند.

 

      

         طلا کودک دوساله، در تظاهرات حزب کمونيست لبنان در بيروت

 

 به تدریج و با روی کار آمدن دولتهای نئولیبرال سهم بخش خصوصی و حاکمیت آن بر اقتصاد جوامع بیشتر و بیشتر شد و با اجرای سیاستهای خصوصی سازی و تعدیل ساختاری وظائف دولت در قبال ملت و ارائه خدمات و حمایت ها اجتماعی دولت و برنامه ریزی اقتصادی دولت ها برای هدایت جامعه کمرنگ و کمرنگ ترشد. در نتیجه نیرو های کار را بی دفاع به ورطه حاکم بر بازار آزاد و به اصطلاح کار و سرمایه و منافع کارفرمایان بخش خصوصی کشاند. و گروه گروه کارگران بخش دولتی در نتیجه تعدیل نیروی کار در بخش خصوصی از کار بیکار شدند.

 

                     


براساس آمار رسمی که در سالهای گذشته به ثبت رسیده، از جمعیت 30میلیونی 15 تا 64 ساله که 21 میلیون آن را نیروی کار تشکیل می دهد در ایران 13.02% یعنی 3میلیون نفر بیکار شدند. البته براساس برآوردهای خصوصی کارشناسان و محققان اجتماعی بیکاری پنهان و تعداد واقعی بیکاران حداد 5میلیون نفر است و براساس همین آمار 25% از جوانان بین 15 تا 24 ساله بدون شغل و بیکارند که در این آمار نسبت زنان به مردان حدودا دو برابر است. هم اکنون براساس همین آمار تعداد بیکاران در رده 15 تا 24 سال، بالغ بر 52 درصد است که قسمت اعظم آنها زیر پوشش تامین اجتماعی مندرج در اصل 29 قانون اساسی جمهوری اسلامی هم نیستند.

 

     

     

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Thu 3 May 2007ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

               

 

"طبيعتا اگر نانسي پلوسي رسما اعلام کند مي خواهد به ايران بيايد، مسولين نظام روي آن تامل مي کنند." حميدرضا ترقي، رئيس مرکز بين الملل حزب موتلفه اسلامي با ذکر جمله فوق در گفتگو با "روز" از بازداشت حسين موسويان، عضو ارشد سابق مذاکره کننده جمهوري اسلامي ابراز بي اطلاعي مي کند. وي معتقد است مذاکرات لاريجاني و سولانا درباره پرونده هسته اي جمهوري اسلامي خوب پيش رفته و هر نوع تجديد نظر در رابطه با امريکا در حوزه تصميم رهبري نظام است که هنوز تغييري در اين مواضع روي نداده است.

 

         

 

آقاي ترقي، خبر بازداشت حسين موسويان، عضو ارشد سابق مذاکره کننده جمهوري اسلامي توسط نيروهاي امنيتي و انتقال او به اوين منتشر شده است… ؟
من اطلاعي از دستگيري ايشان ندارم.

 

    

حسین موسویان ، سفیر جمهوری اسلامی در آلمان در زمان واقعه ی میکونوس و عضو ارشد مذاکره کننده هسته ای جمهوری اسلامی که بازداشت شد.

چه ارزيابي از اختلاف نظراتي که در درون جناح هاي مختلف جمهوري اسلامي بر سر ديپلماسي دولت نهم در قبال پرونده هسته اي هست داريد؟
سياست هاي مربوط به پرونده هسته اي در شوراي عالي امنيت ملي تنظيم و تصويب مي شود و همه بايد در همان چهارچوب عمل کنند.

خب انتقاداتي که در ميان جناح اصلاح طلب جمهوري اسلامي در قبال سياست هاي جاري هسته اي مطرح مي شود و يا در ميان بخشي از هواداران احمدي نژاد موسوم به "اصولگرايان" و... قاعدتا در شوراي عالي امنيت ملي هم بايد مطرح شود...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Thu 3 May 2007ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

                 

 

يکصد و بيست سال آزگار از قيام کارگران صنعت نساجي در شيکاگو در اول ماه مه 1986 و چيزي بيش از بيست و پنج سال از ميتينگ بزرگ اول ماه مه، روز جهاني کارگر پس از انقلاب بهمن در ميدان آزادي تهران گذشت. سال گذشته به رغم انسداد فضاي سياسي موجود و سير انقباضي طي شده، در غياب نسبي جناح اصلاح طلب حاکميت از گردونه قدرت، حرکت اعتراضي به نام جنبش هاي اجتماعي و در صدر آنها جنبش طبقه کارگر ايران رقم خورد. مبارزات سنديکاليستي جنبش کارگري، به پيشگامي سنديکاي کارگران شرکت واحد اتوبوسراني و خرد سياسي رهبري آن منصور اسانلو و يارانش در ارتباط گرفتن با جنبش هاي اجتماعي ديگري چون دانشجويان و زنان کوشيد.

 

          

 

 سمت و سوي همه اين وقايع که بر پايه مطالبات عيني و مادي مشخصي نضج گرفته، در حرکت اصيل و جديدي نهفته است که تجربه عيني رويکردهاي ليبرال از هر نوع آن را در پاسخگويي به مطالبات انباشت شده مردم در طول همه سالهاي بعد از انقلاب، عاجز و ناتوان نشان داده است. اين همه، نه تنها در ميدان نظر که در ميدان عمل نيز براي چشم باز، هويدا مي نماياند.

 

      

 

طبقه کارگر ايران، با همه فشارها و موانع پيش رو و در هنگامه اي که شاگردان فن هايک و پوپر و امثالهم، از اساس منکر وجود طبقه اي به نام طبقه کارگر در ميهن ما شده اند و بعضا بنا بر گفته استادشان "عدالت" را محصول ذهن بيمار عنوان مي کنند، ديگر اين فراخوان چند هزار امضايي کارگران آگاه کشور است که مهر قاطع بي اعتباري بر پيشاني نهادهايي حکومتي چون "خانه کارگر" و "شوراهاي اسلامي کار" مي زند.

 

            

 

تکاپوي سنديکاليست هاي شرکت واحد، موجب حمايت هاي جهاني تشکل هاي کارگري و نهادهاي مدني دموکراتيک در سراسر جهان از جنبش طبقه کارگر ايران مي شود. امروز ديگر شعار "کارگران ايران تنها نيستند" صدر و ذيل برنامه هر جريان براستي آزاديخواه و برابري طلب در کشورشده است.

 

             

 

 حالا اين طبقه کارگر ايران است که در يکي از دشوارترين دوران حيات تاريخي خود در اين ملک با شعار تاريخي" جز زنجير هاي مان چيزي براي از دست دادن نداريم" در پيوند با تکاپوي جنبش دانشجويي آزاديخواه و برابري طلب ميهن، بار ديگر بر ضرورت سازماندهي اتحاديه ها و تشکل هاي مستقل کارگري پاي مي فشارد. طبقه کارگر ايران، خواهان ستاندن حق به يغما رفته خويش است؛ جنبشي که در فرداي بستن شيرهاي صنعت نفت ايران با اعتصابي جانانه اساسي ترين ضربه را بر پيکر رژيم سلطنتي وارد کرد، به اين اميد که طعم خوش آزادي و عدالت اجتماعي را شايد که در فرداي پيروزي انقلاب ناتمام بهمن مزمزه کند.

             

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Tue 1 May 2007ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

         

 

"بايد شرايط سفر نانسي پلوسي به ايران را فراهم کرد. کميسيون امنيت ملي مجلس از ايشان هنوز به جز صحبت تلويحي نشنيده است." حميدرضا حاجي بابايي، عضو هيات رئيسه و کميسيون سياست خارجي و امنيت ملي مجلس اسلامي با بيان جمله فوق در گفتگو با "روز" تاکيد مي کند که در جريان مذاکرات جاري لاريجاني و سولانا، ايران بر سر تعليق غني سازي مذاکره نمي کند. اين عضو کميسيون امنيت ملي با اشاره به "اقتدار" دستگاه امنيتي کشور،هر نوع برخورد غير فرهنگي با مردم و اصحاب جامعه مدني کشور را رد مي کند.

 

       

 

آقاي حاجي بابايي، اول بگذاريد به موج رسانه اي بحث مقابله با آنچه از سوي مسئولين ذيربط "بدحجابي" گفته شده است بپردازيم. جدا از حواشي اين اخبار، برخي کارشناسان صحنه سياسي ايران،چنين اقداماتي را جدا از عادت مقطعي حکومت در آستانه فصل گرم،به نوعي "بحران سازي" در سطح جامعه براي منحرف کردن اذهان از مسائل مهمي مثل پرونده هسته اي جمهوري اسلامي و... عنوان کرده اند. نظر کميسيون امنيت ملي مجلس در اين رابطه چيست؟
حس نمي کنم که مسائل فرهنگي در داخل کشوربه مسائل سياسي ربطي داشته باشد.

 

          

 

من نگفتم ربط دارد....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Thu 26 Apr 2007ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

          

       طرحی از روزنامه نگار روزنامه نگاران ایران ، زنده یاد رحمان هاتفی (حیدر مهرگان)

منبع : نویدنو

 

 دنیا دوباره باید فتح شود

 

دنیا دوباره باید فتح شود

گل های اطلسی،

موسیقی زرد قناری،

درخت سترگ شب

                               با سرسام میوه های نارنجی

اشباح عامی و عاشق اجداد ما

                               در جاری لحظه های تبخیر شده

تصاویر با کره غرق شده

                               در شط آیینه ها

دوباره باید فتح شود

                               ـ مناجات غزل های حافظ،

                               تبسم فیروزه ای گنبد مسجد

                                               شیخ لطف الله

                               بر کاکل ستارگان ـ

 

دنیا دوباره باید فتح شود

به بهانه تو

با طلسم نام تو

                               که خود عصاره دنیاست.

                               و معنی گل های اطلسی،

                               و قناری های مجنون

                                       که ار انتهای غزل ها

                                       و کاشی ها و آیینه ها

                                               چهچه می زنند.

 

من ترا در جادویی از خمیر استخوان و خون پدرانم

                                               کشف کردم

                               در خالصانه ترین رویاها و نمازها

                               و در مصب

                               تولد و شهادت

                               و سوگ و خاک

تو قطره ای از روحت را

                               در پلک من چکاندی

                               ـ چه روشنایی مهیب ذوب کننده ای ـ

دنیا دوباره باید فتح شود.

 

در پشت پنجره تو

جهان قد می کشد،

من صدای رشد جهان را

در دردناک ترین کسوف وجدان بشری

از دهان پاک تو شنیدم

                               در سوگ گل های سرخ

                               و قتل عام عاشق ترین پرنده های

سرزمین مغلوبم

 

در قاب پنجره تو

انسان از میان مشعل خدایان شراره می زد،

در میان اختران گام بر می داشت

و پیغام ماه را

به آفتاب می برد

 

در چارچوب پنجره تو

من خلقی شگرف را به شهادت نشستم

من خون بی مرگ تو را

در خاطره های متلاشی شده

در نهرهای باستانی این فلات محزون

                                       ملاقات کردم

                               ـ در شجره نامه یک تاریخ شقه شده

                               که جان حاصلخیزش در گرد باد

                                                       اعصار می چرخید

                               و در رعد و برق

                               با هزاران شاخه ارغوانی می شکفت ـ

 

در نجوای ذهن تو

اشباح مردگانی که به تمامی از این جهان نرفته اند،

در میان غبار و ویرانه

                               ترانه می خوانند

این ترانه ها که طعم مرگ و عسل می داد

تپش درفش کاوه را

در عضلات قلعه الموت می ریخت

و انالحق منصور را

از حنجره باروت

در سنگر ستارخان

                        اذان می گفت

و از قعر این ابدیت حماسه شده

به روی سحرگاه تیرباران روزبه

                               روزنه می گشود

                                و در تندیس آینده منتشر می شد.

 

دنیا دوباره باید فتح شود

تا خون سیاوش

که از زخم باستانی تو هنوز می چکد

                               در باغچه ها گل دهد

«و بر لب مردگانمان در زیر خاک

لبخند بروید»

و «زیبایی» و «حقیقت»

                               دست در زلف هم

به تبرک آن حجله گام بگذارند

که پیوند می دهد

                               درفش منتظر «کاوه» را

 

رحمان هاتفی ، به رویای تیرباران شده «روزبه»

 

+ نوشته شده در  Wed 25 Apr 2007ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

          

            

 

ترميم برج آزادي تهران که در روزهاي انقلابي سال 1979 نام شه و شهان را به موزه تاريخ سپرد و خواست از مسير "24 اسفند" که قرار بود "انقلاب" شود، نام "آزادي" را هجي کند، در سالهاي اخير بارها محل بحث و جدل هاي گوناگون قرار گرفته است.

در روزهاي اخير، خبر رسيده است که عمليات بازسازي ميدان آزادي در ارديبهشت آغاز و اين ميدان پس از بازسازي‌ به جامه چهارباغ اصفهان در خواهد آمد.گفته شده است جمعي از زبده ترين آرشيتکت هاي جهان که در ترميم برج ايفل در پاريس شرکت کرده اند، قرار است کار ترميم برج آزادي در تهران را بر عهده بگيرند.

حجت‌الله ملاصالحي مدير عامل سازمان زيباسازي شهرداري تهران در اين باره به خبرگزاري فارس گفته است: "با توجه به اينكه ميدان آزادي داراي مشكل زهكشي بود، مطالعات سنگيني براي اجراي بازسازي آن انجام گرفته است."

وي هزينه بازسازي ميدان آزادي را 3 ميليارد تومان عنوان كرده و افزوده است: "با بازسازي ميدان آزادي اين مكان به تفرجگاه شهروندان تهراني تبديل خواهد شد."

به گفته ملاصالحي، 4 آب نماي موزيكال در اطراف اين ميدان نصب خواهد شد. با اين همه بهروز که هر روز از مسير آزادي به سر کار خود مي رود معتقد است که با "آب نما" تفرجگاه درست نمي شود!" او مي گويد: "هر روز از اين ميدان شلوغ و پر ترافيک مي گذرم. اينجا همه جور جنسي موجود است. هر چه شما بخواهيد. فقط بايد يک مقدار دقت کنيد. من نمي دانم بدون رسيدگي کامل به وضعيت اين ميدان چطور مي خواهند با نصب آب نما آن را تفرجگاه کنند."

 

      

 

رژين، دختر جواني که تازه از گشت پليس مقابله با "بدحجابي" خلاص شده ، در حالي که گره روسري خود را به حال اول باز مي گرداند و آرايش خود را ترميم مي کند با لحن اعتراضي مي گويد: "ما تفرجگاه نخواستيم، فقط بگذارند کمي نفس بکشيم!"

با اين همه، پيرو طرح ساماندهي ميدان آزادي در تهران،مدير عامل سازمان زيباسازي شهرداري تهران از اجراي عمليات نور پردازي در اين ميدان هم خبر داده و گفته است با اجراي اين كار مشكل نور ميدان آزادي برطرف خواهد شد و همچنين از اين پس تمامي "جشن‌‌هاي ملي" در اين مكان برگزار مي شوند. حضور در ميدان آزادي تهران و بر پايي" جشن ملي" در ميداني که تصويربرج واقع در آن به عنوان نماد ايران، روي بسياري از کارت پستالهاي صادراتي کشور جاي گرفته است نه تنها خواست نزديکان به تريبون هاي رسمي و قدرت است که بسياري از هنرمندان جلاي وطن کرده نيز اجراي برنامه در ميدان آزادي تهران و يا تخت جمشيد شيراز را به عنوان "آرزو"ي خود بارها به زبان آورده اند.

گفته مي شود با اجراي طرح مزبور، بار ترافيكي ميدان آزادي به خيابان‌هاي اطراف منتقل شده و اين ميدان تقريباً به پياده راه تبديل مي‌شود.

 

وقتي که "شهياد"،"آزادي" شد

 

        

                                              روزهای پر نفس "انقلاب"

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Wed 25 Apr 2007ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

             

      

 بحث کسانی که فقط به قتل بدون دادرسی و دادگاه معترضند، نه به نفس قتل، يک بحث شکلی از آب درمی‌آيد، زيرا در آن ماهيت اين عمل مورد بحث و اعتراض قرار نگرفته است، بلکه شکل قتل مورد بحث است. اما بحث واقعی بر سر نفس کشتار کسانی است که سلطه و ستم اقليت حکومت کننده را بر اکثريت تحمل نمی‌کنند.

 

      



در روز 29 فرورين 1354 آدمکشان رژيم پهلوی 7 تن از پيشگامان جنبش فدائی و دو تن از اعضای برجسته سازمان مجاهدين خلق را که همه آنها قبلا بوسيله خود آن رژيم محاکمه و به زندان محکوم شده بودند و سرگرم گذراندن دوره زندان خود بودند، دست بسته و چشم بسته به تپه های اوين منتقل، و در آنجا آنان را تيرباران کردند. بهمن نادری(تهرانی) سربازجوی ساواک، ضمن توضيحات خود پس از دستگيری در سال 58 اظهار داشت صبح همان روز بدستور رضا عطاپور(حسين زاده) کاظم ذوالانوار را که در زندان قصر بود به اوين منتقل ساخته است که هشت نفر ديگر در آنجا زندانی بودند و پس از فراهم شدن مقدمات، آدمکشان حدود 2.5 بعد از ظهر با کمال خونسردی ناهار را در رستوران هتل امريکا صرف کرده و برای کشتار عازم اوين ميشوند.

 

      

 

دو نفر از آنان مامور ميشوند زندانيان را از اوين تحويل گرفته و به بالای تپه ها ببرند. آنان بيژن جزنی، حسن ضيا ظريفی، عباس سورکی، محمد چوپان زاده، عزيز سرمدی، مشعوف کلانتری، احمد جليل افشار، کاظم ذوالانوار و مصطفی جوان خوشدل را از اوين تحويل ميگيرند و آنان را با مينی بوس به تپه های مشرف به زندان اوين می برند و ديگران نيز همرا سرهنگ وزيری(رئيس زندان اوين) بدنبال مينی بوس به محل ميروند. زندانيان را از مينی بوس پياده کرده و روی زمين می نشانند. فرياد اعتراض بيژن جزنی که بيش از ديگران به نيت شوم آدمکشان پی برده است با فريادها و اعتراضات چند نفر ديگر دنبال ميشود. دژخيمان بنوبت زندانيان را به رگبار می بندند و پس از آنکه "سعدی جليل اصفهانی" به يکايک آنها تير خلاص شليک ميکند، نادری و ناصر نوذری(رسولی) چشم بندها را می سوزانند و اجساد شهدا را بداخل همان مينی بوس منتقل و حسينی و رسولی اجساد را به بيمارستان 501 ارتش منتقل و در آگهی کوتاهی در روزنامه ها اعلام ميکنند 9 زندانی در حال فرار از زندان کشته شدند.

 

      تصویر:Jazani.jpg
           بیژن جزنی

 
جنايت چنان تکاندهنده، بهت آور و نفرت انگيز است که هنوز هم يادآوری آن، در لحظات اول، توانائی هرگونه بحث تحليلی پيرامون آنرا از انسان سلب ميکند: کشتار فرزندان مردم بدست خود دولت، يعنی دستگاهی که بايد حافظ جان و مال مردم باشد، دستگاهی که بموجب تعاريف ليبرالی امين و حافظ جان و مال مردم معرفی ميشود، خود مسلحانه دست به کشتار کسانی از مردم زده است، آنهم نه مردم عادی که امکان مقابله و دفاع از خود را داشته باشند، بلکه کسانی که چشم بسته و دست بسته در اسارت و در اختيار آن بوده اند، يعنی به يک معنا امانت هائی که مسئوليت محافظت از جان آنها ديگر برعهده خودشان نيست، زيرا آزادی آنان سلب شده است و دولت که بنا به تعاريف و فرضيات حقوقی بورژوائی موقتا و برای مدتی آزادی آنها را سلب کرده و بنا به همان قواعد و فرضيات مسئول حفظ جان آنها هم هست، خود اکنون با سلاح گرم، اين امانت چشم بسته و دست بسته را به قتل رسانده است. واقعيت دولت در جامعه ما اينست.

 


اما پيش از هر کنکاشی تحليلی در باره اين واقعه، جا دارد اکنون که با گذشت چند دهه و نشستن غبار فراموشی بر روی برخی رويدادها، برخی پسمانده های رژيم گذشته گمان کرده اند آن رژيم تطهير شده و خواب احيای آن را می بينند، در سالروز اين جنايت فراموش نشدنی، با يادآوری و بررسی جوانب گوناگون آن بعنوان نمونه ای از طرز برخورد آن رژيم با جنبشهای حق طلبانه مردم، به برخی فراموشکاران يادآوری شود که در آن روزگار نيز بر جامعه و مردم چه ميگذشت.
از طرف ديگر، سالگرد اين جنايت فجيع مناسبتی است برای اينکه بويژه به بررسی برخی مواضع و ديدگاههای دمکراسی ليبرالی و کسانی که با نگرش ليبرالی از حقوق بشر دفاع می کنند و هواداران ليبرال منش حقوق بشر بپردازيم.

 

          

 

                               

 

کسانی فقط بر جنبه جنايت آميز اين رويداد بعنوان کشتار بدون دادرسی و دادگاه زندانيان بی دفاع، تاکيد ميکنند و از آن فراتر نمی روند. گرچه همين جنبه خاص ماجرا هم آنقدر فجيع است که اگر مستقلا مورد بررسی قرار گيرد و به تنهائی ماهيت رژيمی بی اصل را برملا ميکند که به هيچ چيز ـ حتی قوانين خود ـ پای بند نيست، اما وقتی زندانی که به اين ترتيب به قتل ميرسد، زندانی سياسی باشد، صورت مسئله به همين سادگی نيست و مضمون و ماهيت موضوع پيچيده تر و ريشه دارتر از اين حرفها است. اگر رژيمی يک فرد عادی را که مرتکب جرمی شده و حکم مدت معينی زندان برای او صادر شده است در زندان بقتل برساند، با چنين موردی روبرو هستيم و چنين نگاهی به قضيه طبيعی است؛

 

                     

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Tue 24 Apr 2007ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

         

 

"وضعيت ذخاير آب در ايران فوق‌العاده نگران‌كننده است. "

مصطفي پور محمدي، وزير کشور جمهوري اسلامي با ذکراين جمله در سومين همايش مديريت پسماندها، وضعيت ذخاير آب کشور را "نگران کننده" توصيف کرد. وي دراين همايش از رقم 8 ميليارد تومان اعتبار براي سال گذشته و رقمي بيش از اين ميزان براي مديريت پسماندها در سال جاري سخن گفت.

به گفته مقامات ذيربط، سالانه 100 ميليون تن محصولات كشاورزي به ارزش تقريبي40 هزار ميليارد تومان در كشور توليد مي‌شود. از سوي ديگر ايران دهمين كشور توليد كننده محصولات سردرختي بوده و 34 درصد محصولات كشاورزي خاورميانه و شمال آفريقا در ايران توليد مي‌شود.

 

                

 

به گزارش ايسنا وزير کشور با اشاره به تصويب قانون مديريت پسماند در كشور گفت: "مديريت عالي و اجراي اين قانون دو حوزه اصلي در اين مقوله است كه در بخش مديريت عالي بايد سازمان حفاظت محيط زيست وارد عمل شده و بخشهاي اجرايي نيز بر عهده شهرداريها و دهياريها و كارهاي ستادي آن بر عهده سازمان شهرداريها و دهياريهاي آنهاست. "

نگراني پيرامون عدم تکافوي ذخاير آب در کشور در حالي مطرح مي شود که بنا بر گزارش سازمان ملل متحد، پيامدهاي عمده تغييرات آب و هوايي براي طبيعت از هم اکنون آشکار شده است. بر اساس اين گزارش افزايش دمايي بيش از 1. 5 درجه سانتيگراد از ميانگين دما در دهه تقريبا يک سوم گونه هاي زنده را در معرض خطر انقراض قرار خواهد داد.

همچنين بيش از يک ميليارد نفر عمدتا به دليل ذوب شدن يخچال هاي کوهستاني و ميادين يخي که نقش ذخاير آب را بازي مي کنند، در خطر شديدتر کم آبي قرار خواهند گرفت.

گفته مي شود مدل هاي کامپيوتري که آينده آب و هواي زمين را پيش بيني مي کنند بيش از پيش پيشرفت کرده اند، هرچند هنوز ضعف هايي در پيش بيني هاي آنها وجود دارد و اين شيوه ها هنوز نمي توانند فرآيندهاي فيزيکي [عيني در طبيعت] را مدل سازي کنند. پويشگران محيط زيست و احزاب سبز در اروپا بارها هشدار داده اند که فقيرترينِ فقرا بيش از هر گروه ديگري در خطر آسيب ديدن از تغييرات جوي قرار دارند. آنها، "آب شيرين" را جدي ترين مساله براي جوامع بشري عنوان کرده اند.

 

           

 

به عبارت ديگر گفته مي شود به دليل فقدان منابع لازم براي بر پا کردن تدابير محافظتي و تغيير مبناي اقتصادي، آسيب پذيري تاثيرات تغييرات جوي که در بلند مدت عيان مي شود بيش از پيش متوجه بخشي از جوامع فقير در جهان خواهد بود.

جنگل ها به عنوان فيلتر هاي طبيعي نقش بسيار مهمي در بالا بردن کيفيت آب بر عهده دارند. آب ضمن عبور از لايه هاي مختلف خاک و پوشش گياهي، مواد شيميايي خود را در خاک و گياه جا گذاشته و تصفيه مي شود.

 

      

          


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Mon 23 Apr 2007ساعت   توسط سهیل آصفی  | 

 

 

             

 

"ديگر شناسنامه هم ندارم. من نمي دانم چرا با ما افغان ها اينطوري مهمان نوازي مي کنند."
اينها را گل خاتون، دخترک هجده ساله افغان مي گويد. شناسنامه گل خاتون در حالي توسط ماموران ايراني باطل شده است که بنا بر قراداد 1930 لاهه کشورها نبايد اجازه دهند که هيچ فردي بي تابعيت باشد. اين وضعيت همزمان با آن است که به گزارش خبرگزاري کار ايران (ايلنا) براساس برنامه‌‏ريزي صورت گرفته با همکاري دستگاه‌‏ها و نهادهاي ذيربط از جمله نيروي انتظامي و وزارت کشور طرح جمع‌‏آوري اتباع غيرمجاز و فرستادن آنان به کشورشان که از مدت ها پيش زمزمه اجرايي شدن آن در ميان بود در نه استان کشور آغاز شده است.

 

      

 

طبق اعلام مديرکل امور اتباع و مهاجرين خارجي وزارت کشور جمهوري اسلامي، طرح جمع‌‏آوري اتباع غيرمجاز در استان‌‏هاي خراسان، سمنان، يزد، کرمان، سيستان و بلوچستان، فارس، اصفهان، قم و تهران که ٨۵ درصد اتباع غيرمجاز افغاني را به خود اختصاص مي‌‏دهند، اجرا مي‌‏شود.

به گفته احمد حسيني، در مرحله اول اين طرح که به مدت سه ماه از امروز اجرا مي‌‏شود، ۵۰۰ هزار افغاني غيرمجاز دستگير و از کشور اخراج مي‌‏شوند. در مرحله بعدي و پس از فراخوان مجدد براي افراد خودانگيخته، اين طرح مجددا از سرگرفته خواهد شد.

 

      

          میس ورد افغانی

به گزارش خبرگزاري ها، اجراي طرح دستگيري و اخراج اتباع غيرمجاز افغاني تا مهرماه ادامه مي‌‏يابد که در اين مدت بايد يک ميليون تبعه غيرمجاز افغاني از کشور خارج شوند. گلمراد، مرد جوان بيست و هفت ساله اي که مدت هشت سال در ايران به کار ساختمان اشتغال داشته است از سرنوشت مبهم خود در صورت اخراج از ايران مي گويد: "به کجا برويم؟ ما حق داريم. ما براي اين مملکت عرق ريختيم، همه زندگي من به هم مي ريزد و اصلا معلوم نيست در افغانستان چگونه مي توان از حاصل هشت سال عمرم که در ايران کار کرده ام استفاده کنم. اين انصاف نيست."
گفته مي شود که در اجراي اين طرح، براي اولين بار از اتباع دستگير شده انگشت‌‏نگاري مي شوند که با اين اقدام، زمينه ورود مجدد غيرقانوني آنان به ايران تا حد قابل توجهي کاهش مي‌‏يابد.

 

          
               


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Sun 22 Apr 2007ساعت   توسط سهیل آصفی  |