
و حالا این "خانه"ی ماست. "خانه"ی ما. "نوروز" به روزهای گذشته میبرد و پرتاب میکند به آینده و این "هستن" که "بودن" را نهان دارد و "شدن" فاصلهای است بعید اما ناگزیر در رنجوری ایامی که تاریخ بی سرانجام ما باشد.

"...و بهار
در معبری از غريو
تا شهر خسته
پيش باز خواهد شد.
سالی
آری
بی گاهان
نوروز چنين آغاز خواهد شد."
الف. بامداد
چه درد جاريست. چه درد در آن جای بی جای. اميد رضا ميرصيافی وبلاگ نويس
زندانی چندان در آن بند رفت که چه توان قلمی کرد. رفت برای اينکه خيل
بازيگران بيايند و اينجا قلمی کنند و آه و ناله های آشنا. و خشم که قلم
نمی شود. "چرا خون می چکد از شاخه ی گل چه پيش آمد ؟ کجا شد بانگ بلبل ؟چه
درد است اين ؟ چه درد است اين ؟ چه درد است ؟که در گلزار ما اين فتنه
کردست ؟چرا در هر نسيمی بوی خون است ؟چرا زلف بنفشه سرنگون است ؟چرا سر
برده نرگس در گريبان ؟چرا بنشسته قمری چون غريبان ؟ چرا پروانگان را پر
شکسته ست ؟چرا هر گوشه گرد غم نشسته ست ؟" ه. الف. سايه.
نوروز يک هزار و سيصد و هشتاد و هشت خورشيدی. نوروز در خانه.يکمين نوروز دور از خانه. هوا، هوای ديگريست و بهاريه اما اميدواران. اينجا تنها بيست مارچ است که بيست و يکم می شود اما چيزی است نهان در تو که از سالها. گواهی ايامی دور در چکاچاک تاريخی خونين و بی سرانجام که اکنونش باشد و پادزهری برای شايد لختی انديشيدن در شلوغی معرکه ی اين "آمد" و آن يکی "رفت" به فردايی بر جاده ی استوار و نه انتزاعی اکنون که شايد نويدی رو به سالی به از اين سال ها.

مراسم ازدواج فرزند بزرگ منصور اسانلو، رئيس هيأت مديره سنديکاي کارگران اتوبوسراني، در روزهايي مانده به نوروز در غياب وي برگزار شد؛ آن هم در حاليکه خانواده اين فعال کارگري از مدت ها قبل و پس از مراجعات مکرر بالاخره موفق به دريافت اجازه حضور چند ساعته وي در مراسم ازدواج اولين فرزندشان از قاضي حداد شده بودند.
بنا بر گزارش هاي منتشره در حالي که قاضي حداد شخصاً و در ملاقات حضوري با خانواده اسانلو با شرکت وي در عروسي پسرش موافقت کرده بود و به همين دليل خانواده ي او تا پاسي از شب به انتظار حضور اسانلو در جشن عروسي ماندند، از حضور وي حتي براي لحظاتي کوتاه در اين مراسم جلوگيري بعمل آمدو در نهايت مراسم عروسي در غياب پدر و به گفته مهمانان در فضايي از انتظار به پايان رسيد.

عکس: کسوف، آرش آشوري نيا
دکتر ناصر زرافشان، وکيل پرونده ي قتل هاي زنجيره اي و از اعضاي هيات دبيران کانون نويسندگان ايران و عضو کانون وکلاي ايران که به دعوت آنگليکا بير، مسئول روابط اروپا و ايران در پارلمان اروپا و آقاي دانيل کوهن بنديت، رئيس احزاب سبزهاي کل اروپا، براي سخنراني در نشست "بررسي مسايل محيط زيست در ايران و روابط ايران و اروپا در آينده" راهي مقر پارلمان اروپا در بروکسل بود روز گذشته در فرودگاه تهران ممنوع الخروج و گذرنامه ي وي ضبط شد. با اودر اين مورد گفت و گوي کوتاهي کرده ايم که در پي مي آيد.
ناصر زرافشان در گفتگو با روزبا اشاره به اينکه "درست در لحظه ي آخر و هنگام خروج از کشور در فرودگاه ممنوع الخروجي وي اعلام و پاسپورتش توسط مأموران اطلاعاتي جمهوري اسلامي ضبط شده است" مي گويد: "من حتي از بخش کنترل پاس هم رد شده و چمدان ها را هم تحويل داده بودم و در انتظار سوار شدن به هواپيما بودم که دو سه نفر از آقايان خيلي خندان نزديک شدند. مأموران امنيتي پس از ضبط گذرنامه به من نامهاي دادند و گفتند که در اردبيهشت ماه، يعني ۱۰ ماه پيش، من پروندهاي در معاونت امنيت دادگاه انقلاب داشته و به اين دليل نميتوانم از کشور خارج شوم. اين روند کاملا غير قانوني است. زماني که چنين پرونده اي وجود دارد معمولا بايد احضاريه اي بفرستند و از اين طريق فرد را مطلع مي کنند. "

دکتر حسام فيروزي، پزشک معتمد زندانيان سياسي از جمله احمد باطبي، اکبر گنجي، آيت الله بروجردي، ابوالفضل جهاندار، اکبر محمدي و ... به حکم شعبه 6 دادگاه انقلاب روانه زندان اوين شد تا حکم 15 ماه حبس خود را تحمل کند. مهتا بردبار همسر وي که تا در زندان همراه او بوده است در گفتگو با "روز" تاکيد مي کند که "حسام به راهي که رفت اعتقاد داشت."
دکتر فيروزي که پيش از اين نيز چندين بار بازداشت شده بود، پس از تشکيل
پرونده به 15 ماه حبس محکوم شد. اين حکم در دادگاه تجديد نظر هم تاييد و
سرانجام در روزهاي مانده به نوروز 1388 وي روانه اوين شد. همسر وي
اتهاماتي را که متوجه فيروزي شده است "اقدام عليه امنيت ملي"، "تشويش
اذهان عمومي"، "نشر اکاذيب"و "پناه دادن به زنداني فراري" عنوان مي کند.
اتهام "پناه دادن به زنداني فراري" مربوط به دوران درمان احمد باطبي،
بيمار دکتر فيروزي بوده است.
همسر وي تاکيد مي کند که احمد باطبي آن زمان "زنداني متواري" نبود و پناه دادن به وي تنها به دليل مساله ي درمان او بود که اين مورد اصلا در حکم نيامده است. مهتا بردبار حال روحي و جسمي همسرش را "بسيار مساعد" توصيف مي کند و مي گويد هنوز اطلاعي از بندي که او را به آنجا مي فرستند ندارد. وي مي گويد: "احتمالا پس از طي زمان قرنطينه به اندزگاه 7 زندان اوين منتقل شود. در مورد مرخصي حسام هم صحبت کرديم که ماموران زندان گقتند حتما بايد قاضي حداد بيايد و دستور بدهد."

وبلاگ جغد مينروا: اخيرا كتاب اسلحه، ميكروب و فولاد: سرنوشت جوامع انساني
اثر جرد دايموند ترجمه حسن مرتضوي با مقدمهاي از خسرو پارسا توسط
انتشارات بازتابنگار در تهران انتشار يافته است. نظر به اهميت موضوع اين
مقدمه را از نو در اينجا ميآوريم:
از ميان همهي رشتههاي دانش بشري، دسترسي به دانشي که با بيشترين متغير
همراه است از همه دشوارتر است. علوم دقيقه همواره از اين مزيت برخوردار
بودهاند که به علت داشتن متغيرهاي کمتر توانستهاند دقت آزمايشها و
مدلهاي خود را افزايش دهند و به نتايج مشخصتري برسند. علاوهبراين وجود
آزمايشگاه و تجربه (عمدتاً با مواد غيرجاندار) امکان تکرار و تصحيح
اشتباهات را براي پيگيران اين عرصهها يعني دانشمندان (scientists)
آسانتر کرده است. به همين جهت است که اين علوم به پيشرفتهاي شگفتانگيزي
دست يافتهاند. تقليلگرايي به عنوان روش اصلي اين علوم ــ با همهي
محدوديتهايش ــ نتايج درخشاني به بار آورده است تا آنجا که کسي مانند
ريچارد فاينمن بهطورنيمهجدي از پايان فيزيک سخن ميگويد.

انسانهایی که در آتش میسوزند، روایتی است مستند در چند پرده و تنها لختی
تامل در آستانهی نوروز یک هزار و سیصد و هشتاد وهشت خورشیدی که امید به
فردایی دیگر را نوید میدهد.
یکم -
یک دختر نوجوان
دبیرستانی (کلثوم - م) در ایرانشهر به دلیل فقر اقتصادی روز شنبه مورخ
٣/۱۲/۱٣٨۷ دست به خودسوزی زد و بعد از اینکه خانوادهاش وی را به
بیمارستان کرمان منتقل کردند به دلیل هشتادوپنج درصد سوختگی در همین هفته
روز چهارشنبه جان خود را از دست داد.
کلثوم، دانشآموز سال اول
دبیرستان، از خانواده بسیار فقیری بوده - پدر وی از طریق فروش یونجه و
بارکشی بهوسیله «خرگاری» خود، به امرار معاش خانواده میپردازد و دو
برادر کوچک کلثوم به دلیل فشار اقتصادی از مدرسه ترک تحصیل و به کار سنگین
کارگری مشغول هستند.
طبق تحقیقات، این دختر نوجوان چند روز قبل از
خودسوزی به یکی از همکلاسیهای خود گفته بود که به دلیل نداشتن کفش و لباس
نو و مناسب و احساس حقارت پیش همکلاسیهایش از زندگی خسته شده است.

کتاب چریکهای فدایی خلق از انتشارات «موسسهی مطالعات و پژوهشهای سیاسی»
با انتشار پارهای از اسناد ساواک مجموعهای را به دست میدهد که برخی از
نکات آن برای مبارزان ایرانی آموزنده است. این کتاب نه تنها اخبار و
گزارشها بلکه تحلیلهای ساواک را منعکس میکند. اگر این کتاب مستقیماً
توسط ساواک منتشر میشد کمتر میشد به آن ایراد گرفت چون هدف مستقیم و
آشکار آن تخطئهی کامل همه نوع مبارزه و مبارزین و تجلیل از ساواک میبود
و کسانی که آن را میخواندند میدانستند چگونه آن را تحلیل کنند. نکته اما
اینجاست که کتاب را موسسهی یادشده پس از ٣۰ سال بررسی منتشر کرده است
اما دقیقاً همان اهداف دوگانه ــ تخطئهی کامل مبارزه و مبارزین، و تجلیل
از ساواک ــ را دنبال میکند. این تنها ایراد نیست چون میتوانیم فرض کنیم
که کتاب ٣۰ سال پیش نوشته شده و اکنون انتشار یافته است. اما اشکال این
است که کتاب واقعاً در زمان حال نوشته شده و گویی آنچه در طول این ٣۰ سال
گذشته روشن شده است هیچ تغییری، نه در نحوهی بررسی گزارشها و نه در
تجزیه و تحلیلها به دست نداده است. در این صورت این تأخیر ٣۰ ساله برای
چیست؟ مگر نمیشد اسناد و گزارشها را مانند اسناد «لانهی جاسوسی» زودتر
از اینها دستچین کرد و هرچه را مناسب بود به چاپ رساند و بقیه را در
بایگانی نگاه داشت تا هر زمان بر حسب اقتضای موقعیت یکی از آنها را «رو»
کرد. مگر اینها ــ اسناد ساواک ــ نیز از نظر مردم ایران «محرمانه»
هستند؟ چرا؟

در آستانه فرارسيدن چهارشنبه سوري، مقامات قضايي و انتظامي کشور همچون سال هاي گذشته با دادن هشدار هاي مکرر به پيشواز اين آيين دير سال ايراني رفته اند.در جديدترين واکنش ها، به گزارش خبرگزاري دولتي ايسنا، سردار اسماعيل احمدي مقدم، فرمانده نيروي انتظامي در حاشيه همايش سراسري روساي پليس راهنمايي و رانندگي كشور از " مزاحمت، تخريبگري و اوباشگري " به عنوان "خط قرمز" پليس در "چهارشنبه آخر سال" نام برد و وعده داد که امسال چهارشنبه سوري "امن تري" را شاهد خواهيم بود.
آماده باش براي چهارشنبه سوري
در حالي که سي سال پس از استقرار جمهوري اسلامي در ايران، رسانه هاي رسمي کشور حتي از به کار بردن واژه ي تاريخي "چهارشنبه سوري" پرهيز مي کنند ودر رسانه هاي رسمي ديداري و شنيداري تنها از منظر هشدار دادن به مردم براي دوري از مواد آتش زا سخن گفته مي شود، نيروي انتظامي از آماده باش کامل براي چهارشنبه سوري خبر داده است. امسال نيز در بخشي از اطلاعيه اي که توسط نيروي انتظامي جمهوري اسلامي به مناسبت فرا رسيدن چهارشنبه سوري منشر شده، ضمن ممنوع اعلام شدن خريد و فروش مواد خطرآفرين و ايجاد صدا و انفجار و مزاحمت و تاکيد بر برخورد با فروشندگان، توزيع كنندگان و مصرف كنندگان مواد محترقه، گفته شده که اين نيرو موظف است با "اخلالگران در نظم و امنيت عمومي" برخورد كند. توقيف وسايل نقليه متخلفان و بازداشت "مخلان نظم و امنيت عمومي" از ديگر وظايف مأموران در اين ارتباط عنوان شده است. گذراندن ايام تعطيلات نوروز در بازداشت با هماهنگي دادستاني از جمله ديگر مجازاتهاي در نظر گرفته شده براي متخلفان اين چهارشنبه پر سرو صداست.

بعد از گذشت سه روز از دستگيري علي نجاتي، رييس هيات مديره سنديکاي کارگران نيشکر هفت تپه، و در حاليکه فضاي کارگري در هفت تپه همچنان متشنچ است، خبرها حکايت از آن دارد که مقامات امنيتي به خانواده اين فعال کارگري گفته اند وي به زودي آزاد مي شود.
علي نجاتي که هفته ي گذشته به همراه ساير اعضاي هيات مديره سنديکاي کارگران نيشکر هفت تپه احضار شده و منزل وي مورد تفتيش قرار گرفته بود، پيش از آن به دليل غير قانوني دانستن شيوه ي احضارها از مراجعه به وزارت اطلاعات خودداري کرده بود. آن هم در حالي که ساير اعضاي هيات مديره که شخصا مراجعه کرده بودند هم هر يک چند روز بازداشت و همگي به قيد کفالت آزاد شده بودند. به گفته ي منابع کارگري در کشور، در مدت بازداشت ساير اعضاي هيات مديره، با وجود اينکه نجاتي در سرکار خود حاضر مي شد، به آنها گفته شده بود که وي فراري است و شما را تنها گذاشته است.

جوان که بود نه به زیبایی خواهرش آذر می برد اما خوش بر و رو بود و هواخواه زیاد داشت.هر سال عید با پدر به دیدنش می رفتیم. خانه ی شهرک غرب در خیابان ایرانزمین که گرد و غبار سالیان گرفته بود و پیرزن که دیگر کمرش هم راست نمی شد دلش نمی آمد که اندک مایه ای حتی برای خود خرج کند که زندگی آسان تر شود. شاید به روزهایی فکر می کرد که با دشواری در بانک کار می کرد تا دو فرزندش مریم و رامین قد بکشند.اما توجیهی نداشت.
خود خواست که همچون خواهرش "آذر بی نیاز" که همراه احسان طبری رفت به دور دنیا و در روزهای آخر آن رفت بر آنها که شرح قصه در این قافیه نمی گنجد همراه همسر سابقش داوود نوروزی پس از کودتای بیست و هشتم مرداد 1332 به برلین شرقی نرود و ماند چرا که اصلا سیاسی نبود و دو فرزندش مریم و رامین را به جوانسالی رساند.

در هفته اي که در ايران هفته "منابع طبيعي" نام گرفته است،نمايندگان مجلس
طرحي پيشنهاد دادهاند که در صورت تصويب، واگذاري اراضي ملي و جنگلهاي
شمال مجاز شمرده ميشود. بسياري از کارشناسان زيست محيطي اين اقدام را
"حراج جنگل هاي کشور" خوانده و معتقدند که اين نوع واگذاريها جز نابودي
منابع طبيعي ايران حاصلي در بر ندارد.
حفظ محيط زيست انساني
در حالي که درست ۵ سال پيش برنامهي جامع "صيانت از جنگلهاي شمال" به تصويب رسيد هم اکنون اين جنگلها طبق پيشنهاد برخي از نمايندگان مجلس اسلامي در معرض حراج قرار گرفتهاند. انتشار اخباري پيرامون حراج جنگلهاي ايران در رسانه هاي فارسي بار ديگر نگراني بيش از پيش فعالين محيط زيست کشور را به همراه داشته است. آنها هشدار مي دهند که حراج جنگلها حيات گونههاي جانوري و گياهي ايران را با خطري جدي مواجه مي سازد.

"کتب درسي مدارس، دخترانه و پسرانه ميشود." بحث تفکيک جنسيتي و قوميتي کتابهاي درسي که در بدو ورود علي رضا احمدي، وزير آموزش و پرورش جمهوري اسلامي مطرح شده بود با اعلام اين خبر از سوي وي وارد مرحله ديگري شد.
به گزارش ايلنا وزير آموزش و پرورش اسلامي با تاکيد بر اينکه تفاوتها
و جنس دانش آموزان دختر و پسر بايد در تاليف کتب درسي، لحاظ شود گفته
است: "محتواى برخى كتب درسى دختران و پسران با توجه به شرايط جغرافيايى و
زبان بومى بايد متفاوت نگاشته شود تا تاثير و اثربخشى لازم را داشته
باشد".
آموزش در دارالقران
عليرضا علياحمدى که در همايش "بررسى و تبيين نگاشت اول سند برنامه درس ملى" سخن گفته،همچنين ضمن اينکه خواستار "آموزش کارامد" مربيان "درالقرآن ها" شد با بيان اينکه بايد در برنامه درسى ملى كشور در زمينهآداب و سنن زندگى دانشآموزان عشايري، روستايى و شهرى نگاه متفاوتى وجود داشته باشد، افزوده است: "اين برنامه درسى ملى بايد به گونهاى اجرا شود كه با تغييرات مديريتى دچار دگرگونى و لغزش نشود."

کارت تبریک کانون ره آورد در شهر آخن آلمان با تصویر عالیه اقدام دوست به مناسبت هشت مارس، روز جهانی زن
برای عالیه اقدامدوست و یاران جنبش زنان
هم زن هستم، هم کارگرم و هم معلم...1 این صدای بلند عالیه است. به بلندای تاریخ سرزمین من که به بیانتها میبرد و فرسودهی رو به فردا. اینها را عالیه اقدامدوست گفته است کوتاه از بند نسوان زندان اوین! هشتم ماه مارس امسال و روز جهانی زن در حالی فرا میرسد که بیش از همیشه دست تنگیم و دلتنگ که فضای خانه همه غبار اندوده است. هشتم ماه مارس اما یادآور تاریخی است از تحول و عینیتی که در شومترین روزهای ادوار گذشته و تا حال حاضر هوای خود داشته است. جنبش زنان ایران میرود تا پوست دگر بیندازد و این همه بیریز شدن در چند و چون عینیتهای این زمین گرم پر از باران ممکن نیست. از بخت بد است یا تنها بهانهای است برای از یاد بردن خود و عمل که غافلان سالهاییم.

به دنبال افزایش اعدام کودکان در جمهوری اسلامی،کمیته «مادران صلح» بعد از برگزاری سمینار «آسیبشناسی علتهای جرم توسط کودکان و نوجوانان» اعلام کرد در صدد تشکیل ائتلافی برای مبارزه با اعدام کودکان به همراهی سایر نهادهای غیر دولتی فعال در زمینه حقوق بشر است.
فرخنده جبارزادگان عضو این کمیته، ملاقات با نمایندگان مجلس را اولین اقدام این ائتلاف اعلام کرده است. وی در گفت و گو با بخش فارسی رادیو آلمان ضمن اشاره به بالارفتن آمار کودکان و نوجوانان اعدامشده در دو سه سال اخیر، میگوید این مسئله کمیته مادران را مصمم کرد تا در این زمینه بیشتر فعالیت کنند. نمایندگان این ائتلاف قرار است در آغاز سال آینده به مجلس رفته و در مورد تغییر قانون مجازات کیفری که منجر به اعدام کودکان میشود با نمایندگان مجلس اسلامی گفت و گو کنند.

در آخرین تحولات در زمینه اخبار کارگری، نجات دهلي عضو هيات مديره شركت كشت و صنعت نيشكر هفت تپه تنها چند روز پس از برگزاری انتحابات فرمایشی شوراهای اسلامی کار بازداشت شد. به گفته فعالان كارگري این برخوردها برای فشار بر اعضاي هيات مديره و انحلال سنديكای هفت تپه و با هماهنگي مديران اداره كار و مسولين اداره اطلاعات شهرستان شوش صورت می گیرد.
نجات دهلي که در روزهای گذشته به همراه تعدادي از كارگران هفت تپه براي پيگیري وضعيت رحيم بسحاق، عضو هیات مدیره سندیکای کارگری هفت تپه به دادگستري شهرستان شوش رفته بود، توسط ماموران امنيتي بازداشت و سپس به مكان نامعلومي منتقل شد.
در انتخابات شورای اسلامی کار كه از ميان 4 هزار كارگر كمتر از 20 نفر در آن شركت كردند، کارگران اعلام کردند که فقط سنديكا را تشكل صنفي مستقل مي دانند. در این حال "کانون مدافعان حقوق کارگر ایران" با انتشار اطلاعیه ای ضمن "مفتضحانه خواندن" شکست انتخابات شورای اسلامی کار به کارگران تبریک گفته و یادآور شده است که "همبستگی کارگران که با آموزش های سندیکائی ارتقا یافته است در تحولات اخیر خود را نشان داد و بار دگر ثابت کرد که کارگران می توانند با اتحاد خود توطئه هارا خنثی واز تشکیلات خود دفاع کنند.
با شهرنوش پارسیپور پس از سخنرانی در گوشهای نشستهایم. حلقهی ایرانیان مشتاقانه بحث را دنبال میکنند.
جمعه گذشته، بیستم فوریه «خانه فرهنگهای جهان» در برلین در بیستمین سالگرد فروپاشی دیوار برلین شبی را نیز به ایران اختصاص داد. «فتوا 1989» عنوان برنامهای بود که میزبان دو نویسنده ایرانی از دو نسل بود. شهرنوش پارسیپور نویسنده مقیم امریکا و ناتاشا امیری نویسندهی جوان مقیم ایران. میز کتاب عباس معروفی برپا بود و بسیاری از علاقهمندان فرهنگ و تاریخ ایران به «خانه فرهنگهای جهان» آمده بودند تا عصر سرد ماه فوریه را در فضای گرم ایرانی به شب دیجور غربت پیوند دهند. با شهرنوش پارسیپور پس از سخنرانی در گوشهای نشستهایم. حلقهی ایرانیان مشتاقانه بحث را دنبال میکنند. شهرنوش میگوید به شیوهی خود «مذهبی» است. نویسندهی «طوبا و معنای شب» و «زنان بدون مردان» در میان حیرت زنان و مردان حاضر در حالیکه لبی به گیلاس خود میزند از رواج «صیغه» در ایران برای مردان مجرد دفاع کرده و میگوید وقتی جدیدترین کتابش «آسیه میان دو دنیا» را در کالیفرنیا مینوشت به «صیغه» باور پیدا کرده است.
س.آ
زنانگی هستی
در سی سالگی انقلاب ایران اینجا هستید در برلین. اول به من بگویید از منظر همان دید اسطورهایتان چطور این سالهایی که رفتند را میبینید؟
نمیخواهم وقتتان را بگیرم. اما اگر شما به اساطیر سومر نگاه کنید میبینید که زنانگی هستی را کشتهاند.
زنانگی هستی به معنای عام انسانی؟
بله،
زنانگی هستی به معنای اینکه فقط من جنس زن نیستم شما هم زن هستید. نیمی
از وجود شما زنانه هست. این نیمه را سه چهار هزار سال پیش کشتهاند.
حالا چه اتفاقی افتاده؟ این زنانگی که کشتند یا مدعی شدند که کشته شده
است دوباره دارد زنده میشود. یعنی عصر ارباب و رعیتی به پایان رسیده
است. من اینگونه به مساله نگاه میکنم. ما در مقطعی از تاریخ هستیم که
زنانگی هستی دارد زنده میشود و حضور پیدا میکند. خود شما هم که آبانی و
مثل من سال سگی هستید.
داستان دفن شهيدان هشت سال "جنگ تحميلي" در دانشگاههاي کشور و واکنش دانشجويان و اهالي علم و فرهنگ کشور به اين روند، با ورود آيت الله سيد علي خامنه اي به صحنه و ارسال پيام براي خاکسپاري پيکر 5" شهيد گمنام" در دانشگاه امير کبير وارد فاز جديدي شد.
آيت الله خامنه اي در پي واکنش هاي شديد دانشجويان به دفن شهدا در دانشگاهها، ضمن تائيد اين روند خاطرنشان کرد که: "از خودگذشتگي آن پاكبازان بود كه اسلام و استقلال و آزادي را به ملت ايران هديه كرد و اداي حق بزرگ آنان و تكريم ياد و نام آنان نشانه فداكاري به ارزش هاي والا است."
اين پيام در شرايطي داده شده که تعداد زيادي از دانشجويان که در ميان آنان فرزندان شهدا نيز ديده مي شوند با اين کار مخالفت ورزيده و آن را سوء استفاده از شهيد خوانده اند. به همين علت در تحصني که توسط شوراي عمومي انجمن اسلامي دانشگاه اميرکبير و با حضور بيش از ۵۰۰ تن از دانشجويان اين دانشگاه در اعتراض به پروژه دفن "شهيد" در دانشگاه و "سوء استفاده از نام شهيد" براي ايجاد "فضاي خفقان" در دانشگاه برگزار شد،معترضين با طرح شعارهاي مختلف به مخالفت چند باره با اين عمل پرداختند.آنان همچنين به بازداشت هاي اخير دانشجويي از جمله بازداشت حسين ترکاشوند، مجيد توکلي، اسماعيل سلمانپور و کوروش دانشيارو ممنوع الورود شدن احمد قصابان، سجاد ويس مرادي، علي اصغر سپهري و يوسف رشيدي به دانشگاه اعتراض کردند.

هفتهای را که آغاز میکنیم کارناوالهای بزرگ ماه فوریه در بسیاری از شهرهای اروپایی تعداد زیادی از مردم را به خیابانها میآورد تا برای ساعاتی با وجود سردی هوا از شلوعی کار روزمره رها شده و در خیابان به نوشیدن و پایکوبی بپردازند. اما هفتهای که گذشت روز والنتاین مصادف با 25 بهمن ماه (14 فوریه) بود. روز والنتاین که روز عشق و محبت نامیده شده است امسال نیز همچون سالهای گذشته تکاپوهایی را در میان مردم و بهخصوص جوانان در سراسر جهان و از جمله ایران به همراه داشت. تکاپویی که معمولا پول کلانی را نیز سرایز جیب صاحبان کالا و سرمایه در غرب میکند.
"آيا شعر نمي تواند دهان به دهان جريان و هستي گيرد و گردن نهادن به ايجاد آن گونه کالا ضرورت دارد؟... شاعر جاخالي کرده ست." اين صداي خسروگلسرخي در سي و پنجمين سال ديدارش بامرگ در سپيده دمان اعدام است...
اين عشق ماست...
چشم مخملي من
شکوه اينده
امروز
اين عشق ماست، عشق به مردم...
درست سي و پنج سال تمام از به خون به خفتن خسرو گلسرخي شاعر و نويسنده
ايراني مي گذرد. او و همرزم ديگرش کرامت دانشيان محاکمه و اعدام شدند.
محاکمه و سخنراني افشاگرانه آنها در اين محاکمه همان زمان به طور ناقص
از تلويزيون پخش شد و در ۲۹ بهمن ۱۳۵۷، در سالگرد اعدام او و تنها چند
روز پس از وقوع انقلاب بهمن در سال 1357، به طور کامل پخش شد.گرچه در
زمان خود او اشعارش به صورت کتاب چاپ نشدند, پس از مرگ چندين کتاب مختلف
در بزرگداشت او و از جمله مجموعه اشعار او به چاپ رسيدند.
