تبليغاتX
سهیل آصفی
تقوای ما خاموشی نیست






تلاش برای آزادی روزنامه نگاران زندانی يک مبارزه صنفی نيست. دفاع از آزادی اطلاع رسانی و در عين حال دفاع از حق دانستن است. يادآور اين امر است که بدون آزادی مطبوعات، آزادی و بدون مطبوعات مستقل و کثرت گرا دمکراسی وجود ندارد، اين مبارزه بايد امر همگان باشد.
از بيانيه سازمان گزارشگران بدون مرز "در دفاع از آزادی مطبوعات"

روزهايی که شماره می شوند ، خبر است از بند، بند و تکرار. به طنز می برد يا به هر چيز ديگر، بازی،اين بار بازی ديگری است که فصلی تازه را از پس مطالبات تاريخی انقلاب مشروطيت و انقلاب بهمن در سال ۵۷ بر بلندای رنگين کمانی از هر آنچه که بايد، پيش روی ما قرار داده است.

اينجا اما سر آن ندارم که بر تحولات اخير ريز شوم. سخن را کوتاه می کنم در سطوری چند بياد روزنامه نگاران در بند ايرانی و بياد همکار شريف و آزاده ی در بندم احمد زيدآبادی که هنوز خانواده و جمع همکاران چشم به راه و دلنگرانند و در طول اين مدت بازداشت تنها يک بار امکان تلفن زدن به مدت کوتاهی به او داده شده است.

به ياد همگانی که در بندند و بويژه روزنامه نگارانی که تنها جرم آنها کمک به گردش آزاد اطلاعات و فرا رفتن از دريچه های مسدود خبری بوده و هست. به کدام جرم؟! به جرم کلمه. از صوراسرافيل و دهخدا تا حيدر مهرگان و تا روزهای تکراری اکنون که دور تسلسلی را به ذهن می آورد ناگفته و ناشنيده. دورانی در تاريخ روزنامه نگاری ايران رقم خوردند که نوشته و نانوشته ی آنها هنوز تو را با خود همراه می کند. روزهايی پيش با همکار عزيزم جواد طالعی در بن، سخن از شب های شعر گوته بود، سخن از رحمان بود و سخن از اعتصاب تاريخی مطبوعات در آستانه ی انقلاب که فصلی ديگر را رقم زد و تصفيه ی کيهان در اندک زمانی پس از پيروزی بهمنی و همه ی حواشی ماجرا که هنوز سخن آنگونه که بايد از آن نرفته است. ما در کجای جهان ايستاده ايم؟!



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Wed 29 Jul 2009ساعت   توسط سهیل آصفی  |