تبليغاتX
سهیل آصفی
تقوای ما خاموشی نیست
 

 

                              

 

 هم میهنان صلح دوست!

ما، جمعی از زنان طرفدار صلح درایران، به منظور محکوم کردن عملیات نظامی جنگ افروزان و کشتار و اواره سازی مردم بی دفاع ، به ویژه زنان و کودکان منطقه و برقراری صلح وامنیت پایدار درمنطقه و جهان

گرد هم می آییم  و از همه ی زنان و مردان صلح خواه  ایران در سراسرجهان می خواهیم  که دراین حرکت

انسان دوستانه مارا یاری دهند.

 

زمان : 11-12 صبح روز سه شنبه 10مرداد85

مکان:خیابان شریعتی، خیابان قبا،بولوار شهرزاد، مقابل دفتر سازمان ملل متحد درتهران

 

جمعي از زنان ايراني طرفدار جنبش صلح

 

                                                                      

 

 تجمع ضد جنگ پارك دانشجو: مخالفت با امپرياليسم،بنيادگرايي ديني و تروريسم

 

 

              PEACE

 این هم شخص شخیص بنده با تی شرت سرخ. ناهید و بابک و چند نفر از مثلا بزرگترا رفته بودن یه گوشه نگاه می کردن. با احتياط تمام! آماده بودن. من هم با همين لباس قرمز مي رفتم كنارشون. ناهيد مي گفت برو اوون ور،ما با شما نسبتي نداريم! همه چي اما واقعا آروم و محدود پيش رفت. پیشنهاد دادم که "رود" رو بخونیم كه گفتن ريتم سختي داره و ممكنه بعضي از بچه ها بلد نباشن. دو جاودانه ي ديگه،"سرود انترناسيونال" و"سر اوومد زمستون،شكفته بهارون" خونده شد. مو به تن آدم سیخ می کنه این سرودا. نمی دونم چقدر جای کاوش و واکاوی داره بعضی از این سرودا. جاودانه تا ابدالاباد. یکیشون "رود". "می گذرد در شب آیینه رود ،خفته هزاران گل در سينه رود... گلبن لبخند فردايي موج، سرزده از اشك سيمينه رود... رود و سرودش ،اوج و فرودش مي رود تا درياي دور،باغ آيينه دارد بر سينه،مي رود تا درياي دور..." بچه ها اينجا ها نوشتند. هژير، فواد و الناز كه عكس ها رو از وبلاگش برداشتم.

 

              سرآيد زمستان،شكوفد بهاران؛ پايان بدون خشونت تجمع محكوميت جنايات بنيادگرايان اسلامي و اسرائيل در پارك دانشجوي تهران

 

اينجا چه خبر است؟! پارك دانشجو و پرسه هاي هميشگي اش. آن سوتر ساختمان زيباي تئاتر شهر،آدمهايي اين سو و آن سويش. و فواره هايي رها در وسط محوطه كه هرم مردادي را مي خواهند تا شايد كمي تخفيف دهند. در روزهايي كه از بحران اخير خاورميانه مي گذرد،شهر شده است فلسطين. يا به كلام دقيق تر حزب الله لبنان! بيلبوردهاي بزرگي كه تصاوير غول پيكر روحاني عظيم الجثه اي با ريش هاي انبوه سياه و سلاح در دست، به نام شيخ حسن نصرالله، رهبر گروه شبه نظامي حزب الله لبنان را بر پيشاني خود نشانده اند نگاه سرگردان و پرشتاب شهروندان تهراني را كه از اين سوي شهر سرسام به آن سوي شهر مي روند به خود جلب مي كنند. اهالي كلان شهر تهران،با افتادن چشمشان بر اين بيلبوردهاي غول پيكر سريع سر بر مي گرداند و چيزي زير لب تند مي گويند. آنها چه مي گويند؟! اينجا كاراكاس نيست. سياتل نيست. اينجا تهران است ، ساعت پنج بعد از ظهر يك روز خفه مردادي.داغ داغ داغ و جايي در قلب پر تردد شهر. پارك دانشجو و محوطه تئاتر شهر. پسراني با شلوار جين و تي شرت هايي قرمز،سرخ سرخ، كه روي آنها حك شده است،"صلح،آزادي و برابري" دست در دست دختراني هستند با همان تي شرت هاي سرخ و تك و توك چفيه هايي شال مانند كه شبق گيسوان سياه آنها خوش مي درخشد در عصر مردادي داغ. همان مرداد. مرداد زيباترين فرزندان آفتاب و باد...

 

 

پلاكاردها روي دست ها بالا مي روند :"بنيادگرايي اسلامي را محكوم مي كنيم"،"جنايات اسرئيل را محكوم مي كنيم"،"صلح،آزادي،برابري"،" we want peace" ،"جنگ ،نه" ،"دست امپرياليسم امريكا از خاورميانه كوتاه"،من، مخالفِ امپرياليسم، بنيادگرايي ديني و تروريسم هستم"،"کارگران تل آويو، با اعتصاب خود ماشين جنگ را متوقف کنيد" و... تصاويري از مبارزان خلق فلسطين، "نائف حواتمه" و "جرج حبش" در دست بچه هاي جواني است اغلب دانشجو و فعال در "ان. جي. او" هاي مختلف. همه اين شات ها در كنار يكديگر قرار مي گيرند، تا تولد يك "جنبش صلح" را در ايران اعلام كنند. جنبشي كه  امروز در قريب به اتفاق كشورهاي جهان با حضور مترقي ترين افراد و احزاب و جريان هاي سياسي و غير سياسي نقش آفرين كارزارهاي بزرگي است كه اخبار آنها جسته گريخته مجال انعكاس در مدياي فارسي را پيدا مي كند هم اكنون به همت جمعي از فعالين مدني كشور يكي از اولين تكاپوهاي خود را با نمره قبولي پشت سر گذاشت. حالا و در پيوند با حوادث اخير در خاورميانه است كه اين جنبش مي خواهد تا تكاپوي خود در ايران را با محكوميت جنايات بنيادگرايان اسلامي و اسرائيل به شكل جدي تري دنبال كند. قطاري از جوانان سرخ پوش پلاكارد به دست كه امروز در حاشيه خيابان دكتر مصدق ( وليعصر فعلي و پهلوي سابق) در مدني ترين شكل ممكن، گرد هم آمدند گواه اين مدعاست. تجمع، بسيار آرام و با نظمي كه معمولا كم سابقه است آغاز شد.

 

         بوش و بن‌لادن

 

 به رغم قرار بر عدم خبر رساني پيش از برگزاري تجمع، جمعي حدود پنجاه يا شصت نفر كه اكثريت آنها را جوانان تشكيل مي دادند در اين تجمع ضد جنگ شركت كردند. هيچ شعاري در اين تجمع از سوي شركت كنندگان داده نشد. براي مردم و رهگذران در يكي از پرترددترين ساعات شهر تهران حضور چهره هايي ديگر گون كه يكصدا از صلح مي گفتند، از فلسطين و از آزادي و از برابري جالب توجه بود. درست چند متر آن طرف تر، دختراني پوشيده در چادر سياه با تصاوير بزرگ رهبر حزب الله در چادرهاي سياري كه هم اكنون در تمام سطح شهر تهران پرپاست با ناباوري شاهد تجمع "جنبش صلح ايران" بودند.

 

PEACE

اين كاوه مظفري هست. من پلاكاردمو ددام بهش. چون زود رفتم يه گوشه. كاوه به همراه دوستش مازيار تكاپوي زيادي داشتن

 

تعداي از مردم كه از جلوي تجمع كنندگان مي گذشتند با كلام تندي از "فلسطين بازي" مي گفتند سياست هاي رسمي در اين باره. تعداد ديگري نيز اعلام همبستگي خود با جنبش صلح را به اطلاع می رساندند. تجمع كنندگان در پايان اين تجمع محدود، كه بدون هيچگونه خشونتي به پايان رسيد قطاري انساني را تشكيل داده و دور تا دور حوض بزرگ محوطه تئاتر شهر با سرود "انترناسيونال" و "سر اومد زمستون،شكفته بهارون" به راهپيمايي آرامي دست زده و سپس متفرق شدند. قطعنامه اي نيز متعاقب برگزاري اين تجمع صادر شد كه امضاي بسياري از چهره هاي مطرح جريان چپ و دموكرات كشور را در پاي خود خواهد داشت.

                 

          

جنگ علیه بشریت را متوقف کنید

 

 

 

 

 

 

 

جنون جنايت آن چنان جهان را در بر گرفته است كه مگر با ديدن تجهيزات پيچيده و پيشرفته نظامي بتوان اين زمانه را از روزگار بدويت و توحش تميز داد. بحران كنوني خاورميانه دو راهيِ گريزناپذيري را پيش رو نهاده است: تكرار چرخه معيوب خشونت، ادامه جنگ و هرچه بيشتر در غلتيدن به ورطه بربريت؛ و يا متوقف ساختن جنگ و تلاش براي دستيابي به صلحي پايدار و جهاني انساني. راه اول، خواستِ دولت هاي ضد مردمي است که براي حل مشکلات اقتصادي و سياسي خود حاضرند جان هزاران انسان بي گناه را قرباني کنند؛ و مسير دوم، خواستِ نيروهاي مردمي و مترقي است که براي جامعه اي آزاد و برابر تلاش مي کنند.

حكومت اسراييل كه جغرافياي خود را ارض موعود و قوم يهود را يگانه وارث ابدي آن مي داند، اينك آن سرزمين را به جهنمي بدل ساخته است: نخست، سلب ساده ترين امكانات حيات از ساكنان نوار غزه و سپس تهاجمي همه جانبه به لبنان و هدفِ حمله قرار دادن تاسيسات زيربنايي، قتل صدها غير نظامي و آواره كردن بيش از نيم ميليون انسان؛ که در ميانه اين آتش و خون، زنان، کارگران، کودکان و همة فرودستان اجتماع به قعرِ جهنم نزديکتر مي شوند. دولت هاي مختلف جهان نيز نه تنها تلاشي جدي در دفاع از مردمان بي گناه و بي دفاع فلسطين و لبنان انجام نداده اند بلكه بعضاً مهر تاييدي نيز بر خشونت لجام گسيخته اسراييل زده اند.

چگونه مي توان از حكومت هايي چون آمريكا، كه با حمايت آشکار از جنايات اسرائيل، اهميتي به نخستين حق، يعني حيات نمي دهند، انتظار به ارمغان آوردن حقوق بشر را داشت؟ تا آن هنگام كه جهان بر مدار سرمايه مي گردد حقوق انسان ها نيز به پول هاي رايج قابل خريد و فروش خواهد بود. و دولت هاي سرمايه مدار، دلالان اين بازار ضد انساني هستند. از سويي، دولت هاي مختلفِ حافظ اين نظام چاره بحران هاي دروني و ساختاري خود و يا تضادهاي في مابين را در جنگ، يا در فرافكني و منازعه اي غيرمستقيم جستجو مي كنند. از ديگر سو، «بنيادگرايي ديني» كه خود در بستر اين نظم باليده است در حاشيه آن مي كوشد زمان را به عقب بازگرداند و با تداعي جنگ هاي صليبي و سوءاستفاده از احساسات مذهبي، پيروان اديان مختلف را به جان هم اندازد و به نام دين، مردم را وارد جنگي کند که هدف آن جز فروش تسليحات براي سود بيشتر نيست. و در اين ميان، زندگي يا صحنة تكرارِ استثمار، بي عدالتي و سلب آزادي ها؛ و يا نظير آن چه در عراق مي گذرد، قرباني هر روزه بمب و وحشت و ترور مي گردد و آن چه از ياد مي رود انسان است، انساني شايسته انسانيت.

ما، جمعي از فعالان مستقل جامعه مدني و طرفداران صلح در ايران، خواستار خاتمه جنگ، خشونت و ترور در منطقه هستيم و با تبري جستن از بازي دولت هاي ضد مردمي، از مردم جهان و خاور ميانه مي خواهيم با اعتراضات خود دولت هايشان را وادار به فراهم آوردن زمينه هاي صلحي پايدار كنند.

 

به اميد صلح، آزادي و برابري براي همگان

 

 

+ نوشته شده در  Wed 26 Jul 2006ساعت   توسط سهیل آصفی  |